به گزارش شهرآرانیوز؛ معضلات ناشی از بیکاری، بی شمارند. اعتیاد، فساد و دزدی مربوط به بیکاری است. طلاق و فروپاشی خانواده هم مربوط به بیکاری است. این موضوع بسیار آسیب زاست. دستگاههایی که مسئول ایجاد کار و فرصت شغلی هستند، باید بدانند پول پاشی و مدرک گرایی به ایجاد شغل منجر نمیشود و مسیر اشتغال از مهارت آموزی و کارآفرینی میگذرد، آن هم درحالی که امکان ورود و استخدام خیلیها به ادارات و مجموعههای دولتی وجود ندارد.
نوشتن از کسانی که به گونهای نماد مقاومت در حوزه کارآفرینی هستند و با روحیه و تلاش سعی میکنند زندگی را به کام دیگران شیرین کنند، از آن دست سوژههایی است که مفصل میشود درباره اش حرف زد. بهانه مان روز «اقتصاد مقاومتی و کارآفرینی» است تا روایتگر بخشی از واقعیتهای دنیای کارآفرینی به ویژه برای زنان سرپرست خانوار باشیم.
بگذارید روایت را بر اساس یک داده آماری ادامه دهیم. بر اساس داده های بانک جهانی، تا سال۲۰۲۲ حدود ۱۵درصد از زنان ایرانی در فعالیتهای کارآفرینانه مشارکت داشتهاند. یعنی درحال راه اندازی یک کسب وکار جدید یا در حال اداره آن بودهاند. «با وجود چالشهای شایان توجه، کارآفرینی زنان در ایران در سالهای اخیر پیشرفتهای چشمگیری داشته است؛ هم از نظر تعداد کسب وکارهای تأسیس شده توسط زنان و هم از نظر عملکرد آن ها.
زنان کارآفرین به طور فزایندهای در حوزههای نوظهوری مانند فناوری اطلاعات و فین تک فعال هستند و در عین حال در صنایع تولیدی و خدماتی تثبیت شده نیز نقش دارند؛ صنایعی که در سطح منطقهای و بین المللی اثرگذارند.» این جملات هم در مقالهای که آبان امسال درباره وضعیت کارآفرینی زنان در ایران منتشر شده، آمده است.
این را هم مدنظر داشته باشید که بیشتر زنان کارآفرین از صفر شروع کردهاند و کسب وکار خود را راه انداختهاند. آنهایی که واقعیتهای این بخش از زندگی شان را بی پروا تعریف میکنند، برخی هایشان از کارگری شروع کردهاند و حالا به عنوان کارآفرین شناخته میشوند و هم چرخ زندگی خودشان را میچرخانند و هم به بهبود زندگی دیگران کمک میکنند.
مریم السادات تقی زاده هفده سال پیش کار خیاطی را شروع کرد. البته این هنر به نوعی در خانواده آنها موروثی است. از همان زمانی که پدر را مشغول کار میدید، ذوقش در دل او قد کشید و فوت وفن آن را رفته رفته یاد گرفت و مشغول به کار شد.
او البته بیان میکند: از همان ابتدا کارم رونق داشت. در اطرافم زیاد میدیدم گاهی حادثه یا فوت سرپرست خانواده وظیفه سکان داری را به مادران محول میکند. واقعیتش سرپرستی خانوار برای مرد سخت است چه برسد به اینکه یک زن سرپرست خانوار باشد. سه سال پیش اولین جرقه به ذهنم رسید که برای زنان سرپرست خانوار میتوانم کاری کنم. میدیدم تورم و گرانی معیشت خانوادهها را با چالش روبه رو کرده است. دوست داشتم با هنرم در این مسیر قدمی بردارم.
البته این را هم میگوید که به درآمد این کار نیازی نداشته است و ندارد: موضوع را با همسرم در میان گذاشتم. با اینکه خودش کارمند و درگیر است، از این پیشنهاد استقبال کرد و قول همکاری داد. او هم دوست داشت کسانی که بنیه ضعیف مالی دارند به کار گرفته شوند. از همان اول به نتیجه کار امیدوار بودیم. کار را با یک چرخ خیاطی شروع کردیم، اما با قدرت.
تقی زاده میگوید: تعداد افراد تیم کاری ما روزبه روز بیشتر میشد و چرخها هم. البته همه لطف خدا بود. به خودم که آمدم، دیدم مدیر کارگاهی هستم که هر کس در آن مشغول کاری است. حتی کسانی که چرخ نداشتند، با زدن دکمه و اتوکشیدن یا در کارهای سرپایی و بسته بندی کمکمان میکردند. به محض اینکه حس کردم کسبمان رونق گرفته است، به مجموعههای مختلف امدادی گفتم خانوادههای نیازمند را معرفی کنند تا در کارگاه تولیدی مان کار کنند و صاحب درآمد شوند. میدانستم خیلیها به این درآمد احتیاج دارند.
ادامه می دهد: شاید باورتان نشود؛ تا یکی دو سال اول، کار برای خودمان هیچ سودی نداشت. اما خوش حال بودیم کاری را که با یک چرخ خیاطی شروع کردیم، حالا توسعه یافته و رونق گرفته است. لطف خدا بود که کار روی غلتک افتاد. نتیجه این بود که بانوانی که مشغول کار بودند، هم سرگرم شدند و هم روحیه شان بهتر شد.
تقی زاده میگوید: به فکر افتادم در گام بعدی طرحی جدید را عملیاتی کنم. مدتها بود به این موضوع فکر میکردم که چطور میتوان نسل جدید سخت پسند امروزی را به حجاب علاقهمند کرد. در کنار تولید شومیز، دوخت عباهای جدید را به آن اضافه کردیم. موضوعی که باید در حوزه کارآفرینی مدنظر داشت، درنظرگرفتن ذائقه و نیاز روحی جامعه برای تولید دوباره است.
با شرکت در نمایشگاههای مختلف، دستم آمد که طیف نوجوان و جوان طرف دار کدام سبکها و مدلها هستند و طراحی برای دوخت را بر همان مبنا گذاشتیم. تلاشمان این است کار شیک و امروزی و جوان پسند باشد. خدا را شکر در این زمینه هم موفق بودهایم. اینکه روزبه روز سفارش بازار بیشتر میشود، خوشایند است و برای ما به این معنی است که از محصول استقبال شده است.
او گذری هم به مسائل مالی میزند: اینکه با هر تحولی در اقتصاد، کار دستخوش تغییر شود، نگران کننده است. نوسان قیمت دلار بر بازار کار تأثیرگذار است. قیمت پارچه و خرج کار ثابت نیست و روزبه روز بیشتر میشود. همین حالا که با شما صحبت میکنم، خیلی از کارگاههای تولیدی از هم پاشیده است؛ آن هم به علت اینکه توازنی بین هزینهها و کار تولیدی نیست و برایشان صرفه اقتصادی ندارد.
شاید مهمترین و سختترین چالشی که کارآفرینان با آن روبه رو هستند، تصمیم گیری بر سر این موضوع باشد که میتوانند ادامه دهند یا خیر. اما من هیچ وقت امیدم را از دست ندادم. از هر اتفاق تلخی به عنوان تجربه استفاده کردم و برای پلههای بعدی گام هایم را محکمتر برداشتم تا قویتر جلو بروم. از نتیجه کار هم راضی هستم. اکنون صادرات به صورت رسمی نداریم، اما کشورهای همسایه مشتریان پروپاقرص محصولات ما هستند. محل فروش تولیداتمان بازارچههای اطراف حرم و محلهای گردشگری است و خیلی از زائران کشورهای عربی اینجا دنبال عبا هستند.
موضوعی که او به آن اشاره میکند، گفته خیلیهای دیگر است؛ اینکه مسائل اقتصادی را به عنوان یکی از چالشهای کارآفرینی مطرح میکنند. او ادامه میدهد: اگر از این مانع به سلامت عبور کنند، میتوانند به آینده کارشان امیدوار باشند.
تقی زاده در گفته هایش چند بار تکرار میکند: به تواناییهای بانوان در زمینه کارآفرینی ایمان دارم و مطمئنم اگر کار را تیمی و دوستانه پیش ببریم، موفق هستیم.
{$sepehr_key_191492}
«همه چیز را از صفر شروع کردم. دوست داشتم با قدرت ادامه دهم.» این گفته محبوبه مظلومی است که خیاطی را از نوجوانی آموخته است؛ به عنوان یک مهارت هنری که به کار هر دختری میآید و باید بلد باشد.
در ادامه، انتخاب رشته طراحی دوخت کارش را کلی جلو انداخت، ولی هیچ گاه فکر نمیکرد همین هنر روزی به کارش خواهد آمد تا بتواند مشکلات دیگران را با آن حل کند. تجربه همیشه ارزش آفرین است. او با ۳۵ سال تجربه کلی حرف برای گفتن دارد.
کارش تولید سرویس آشپزخانه است؛ با همراهی چند نفر دیگر که در برش و دوخت و فروش همراهی اش میکنند. البته تلاششان بر این است که از نوع باکیفیتش باشد. اعتقاد دارد جنس و تولید خوب همیشه به رونق کسب وکار کمک میکند. به همین دلیل تأکیدش به همکارانش، تلاش برای تولید بهتر است. میگوید: در کارآفرینی هرگز جنسیت و سن و سال ملاک نیست. فقط اندیشه مطرح است. کارآفرینی ایجاد کار نیست، باید انگیزه کارآفرینی ایجاد کنی.
خلاصه درباره تیم چندنفره شان توضیح میدهد: کار تولید را با چند نفر شروع کردیم، با پارچه ایرانی. درنظرگرفتن علاقه مخاطب در بازار برای ما همیشه مهم بوده است؛ اینکه کار کیفی باشد. البته ناگفته نماند، اوایل کار برای اینکه ما را بهتر بشناسند، مجبور شدیم سود را صفر کنیم؛ فقط به این دلیل که بیشتر شناخته شویم. تولید میکردیم، بدون اینکه به سودش فکر کنیم.
همیشه سعی کردیم در زمینهای که فعالیت میکنیم، بهترین باشیم. چون مشتری این نکته را متوجه میشود. مشتری در بازار رقابت، کیفیت و خلاقیت را متوجه میشود. من به این جمله که مشتری، مشتری به دنبال خود میآورد، اعتقاد دارم و میدانم باعث پیشرفت و ماندگاری میشود.
صحبتش را این طور ادامه میدهد: به همه کسانی که با من مشغول کار هستند، این نکته را تأکید میکنم که «کار باکیفیت، بزرگترین تبلیغ است». نیاز به تبلیغ نیست. خدا را شکر مشتری همیشه دنبال ما بوده است. برخلاف کسانی که معتقدند این چیزها بازار ندارد، من معتقدم در بدترین وضعیت هم برای تولید باکیفیت، بازار فروش هست و خدا را شکر در این سالها دغدغه فروش نداشتهایم.
او این را هم میگوید: البته کارآفرینی برخلاف نام زیبایش همواره با چالشهای گوناگونی همراه است. حتی کارآفرینان باتجربهای که سال هاست در عرصه کسب وکار حضور فعال دارند نیز گاهی در زمینه برندسازی، رقابت با دیگران و حفظ روند سودآوری مجموعههای خود دچار مشکل میشوند. برخلاف وعدههای بی شماری که داده میشود، حمایتی در کار نیست و باید باور کنیم که اندیشه مان را میتوانیم به عمل دربیاوریم و روی پای خودمان بایستیم.
کارآفرینی در کنار نام زیبایی که دارد، همیشه با چالشهایی همراه است که عبور از آنها خیلی ساده نیست و انعکاس آنها در یک گزارش خلاصه نمیشود. مسئله تأمین مالی حتی برای کارآفرینان باتجربه نیز چالشی جدی است. سعید بهزادی که عمری چندساله را در کار تولید پوشاک شلوار زنانه گذرانده است، در این باره میگوید: چالشهایی که کارآفرینان با آن روبه رو هستند، گاه بسیار پیچیده است.
البته کارآفرینان باتجربه نسبت به کارآفرینان کم تجربهتر در این زمینه مزیتهایی دارند؛ اول اینکه میتوانند با سرمایههای حاصل از کسب وکارهای قبلی خود حضور طولانی مدت در این عرصه داشته باشند. همچنین با تأمین کنندگان مالی بیشتری در ارتباطاند و میتوانند روی آنها حساب کنند؛ درحالی که کارآفرینان نوپا سرمایه شخصی اندکی در اختیار دارند و با توجه به نداشتن سابقه چندان، تأمین مالی برایشان دشوار است.
او وضعیت نابسامان بازار را پیش میکشد و میگوید: در عمر بیست وچندسالهای که در این عرصه هستم، تجربه رکود به این شکل را نداشتهام. وضعیت کنونی بازار پوشاک به شدت نگران کننده است. گرانی سرسام آور مواد اولیه و تأثیرات اقتصادی ناشی از وضعیت نابسامان کشور، کارآفرینان را در تنگنای شدیدی قرار داده است.
هزینههای تولید به شدت افزایش داشته است. در وضعیت بلاتکلیف و نابسامان امروز، با قیمت صعودی دلار و اجناسی که از گمرک ترخیص نمیشود، اینکه یک نفر بتواند نیروی کار را حفظ کند، هنر است.
به گفته بهزادی، بزرگترین هنر کارآفرینها این است که بتوانند نیروهایشان را حفظ کنند تا تعدیل نشوند. زیرا در وضعیت کنونی بسیاری از تولیدکنندهها مجبور به تعدیل نیرو شدهاند؛ وضعیتی که در ۲۵سال گذشته بی سابقه بوده است.
او میگوید: حتی شیوع کرونا باعث تعطیلی کارگاهها نشد، اما اکنون سایه جنگ و بی ثباتی اقتصادی، کارآفرینی را به چالشی بزرگ تبدیل کرده است. به علاوه، نوسانات نرخ ارز و ورود اجناس خارجی به رقابت ناعادلانهای برای تولیدکنندگان داخلی تبدیل شده است؛ تا آنجا که پارچههای قاچاق و محصولات چینی جایگزین تولیدات ایرانی میشود. حمایت از تولید داخلی در این زمان ضروری است، اما به نظر میرسد این حمایتها در حد شعار باقی مانده است. وضعیت کنونی نیازمند حمایتهای مؤثر و برنامههای عملی است تا کارآفرینان بتوانند به چرخه تولید بازگردند.
{$sepehr_key_191491}
البته همیشه تولید کافی نیست. حامیان کارآفرینان به دنبال بازارچههایی برای فروش هستند؛ پیش قراولهایی که چتر حمایتی شان در پیداکردن بازار مناسب برای فروش محصولات است.
ترجیح میدهد اسمی از او در گزارش نیاید. بیش از ۱۰ سال است در حوزه پیداکردن بازار فروش فعال است.
میگوید: کارآفرینان از مجموعههای مختلف مثل سازمان بهزیستی، کمیته امداد امام خمینی (ره)، اداره صنایع دستی و میراث فرهنگی و زندانها به ما معرفی میشوند. کار را با بیست خانواده شروع کردیم. اکنون هفتصد خانواده را پوشش میدهیم و تولیدات این گروه باید محلی برای فروش داشته باشند. سال هاست بازارچههای محلی را برای این کار در نظر گرفتهایم و همه گروههایی که نام بردم، برای فروش تولیداتشان در این بازارچهها شرکت میکنند. به آنها مهارتهای فروش آموزش داده میشود و اینکه کدام منطقه از شهر متناسب با ارائه محصول تولیدی آن هاست و...
او اعتقاد دارد: بازارچههای محلی میتوانند به عنوان فرصتی برای اشتغال و فروش محصولات دستی و فرهنگی عمل کنند، اما برای پایداری و موفقیت آنها لازم است موانع قانونی و زیرساختی برطرف شود و ظرفیتهای موجود به خوبی مدیریت شوند. بدون حمایت نهادهای مختلف و همکاری آنها نمیتوان وضعیت بازارچهها را بهبود بخشید.
به گفته او، یکی از موانع بزرگ کارآفرینان، مشکل گرفتن مجوز برای برپایی بازارچه هاست. روند گرفتن مجوز اغلب طولانی و پرهزینه است و متأسفانه برخی سازمانها به جای حمایت به دنبال کسب درآمد از این فضاها هستند. این نگرش اقتصادی کارآفرینان را دلسرد میکند. تأمین برق و امنیت برای برگزاری بازارچهها از دیگرچالشهای این حوزه است که به مشکلات آنها دامن میزند.
برخی از این بازارچهها دائمی و برخی مناسبتی هستند، اما به قطع میتوانم بگویم هر بازارچه میتواند نیازهای زندگی دویست خانواده را تأمین کند و با تعطیل شدنش این تعداد بیکار میشوند.