پارادوکس «شورای صلح ترامپ» و تهدید نظم بین‌الملل

اقدامات دولت ترامپ در قبال مسئله فلسطین، دارای سه بُعد کلیدی است: «ابعاد داخلی فلسطین»، «ابعاد منطقه‌ای» درراستای ائتلاف‌های جدید (نظیر توافق ابراهیم) و «ابعاد بین‌المللی» که ساختار نظم جهانی را به چالش می‌کشد.

تحلیل این اقدامات نشان می‌دهد که هدف اصلی، نه دستیابی به صلح پایدار، بلکه مصادره منافع استراتژیک و منابع منطقه غرب آسیا تحت لوای «خاورمیانه جدید» بوده است.

در بُعد داخلی غزه، رویکرد ترامپ که بیش از آنکه سیاسی باشد، ریشه در تفکر تاجرانه و منافع گروهی داشت، کاملا آشکار بود. طمع به تصاحب یک موقعیت جغرافیایی راهبردی و مشرف به دریای مدیترانه، انگیزه‌ای برای تخلیه جمعیتی این منطقه حساس و تبدیل آن به قطب تجاری، توریستی و حتی تأسیساتی با کاربری‌های خاص مانند آنچه داماد وی در قالب طرح «غزه نوین» به نمایش گذاشت، بود.

در پوشش این اهداف، طرح بیست‌ماده‌ای ترامپ به عنوان «نجات مردم فلسطین» و «برگزارکننده صلح» اعلام شد؛ اما این طرح‌ها هیچ‌گاه به مرحله اجرا نرسیدند. در مقابل، رژیم صهیونیستی با استناد به این بستر، جنایات خود را تشدید کرد؛ جایی که شاهد شهادت صد‌ها نفر، تخریب گسترده مسکن و آوارگی خانواده‌ها بودیم. همچنین، وعده ورود روزانه ۹‌هزار تریلی تجهیزات حیاتی (دارو، غذا، آب) عملا در حد یک گذرگاه نیمه‌باز در معبر رفح باقی ماند.

برای توجیه این جنایات و قانونی‌جلوه‌دادن «خواب آشفته خاورمیانه جدید»، تمام قوانین و قطعنامه‌های سازمان ملل و شورای امنیت به طور سازمان‌یافته نادیده گرفته شد. ترامپ با رهبری خود، نهادی تحت عنوان «مجلس صلح» را تأسیس و از هفتاد کشور دعوت کرد تا با پرداخت یک‌میلیارد دلار حق عضویت، در آن شرکت کنند.

نکته تأمل‌برانگیز این بود که در این تشکیلات، باوجود حضور وزرای خارجه رژیم صهیونیستی و نمایندگانی از چند کشور عربی و اسلامی، هیچ نماینده‌ای از فلسطین حضور نداشت؛ این غیبت، ماهیت ساختگی و جانب‌دارانه این مجلس را آشکار می‌سازد.

{$sepehr_key_191770}

جالب‌تر آنکه، این ساختار به‌گونه‌ای طراحی شده بود که حتی پس از پایان دوره ریاست‌جمهوری ترامپ، وی همچنان به‌عنوان رئیس این مجلس باقی بماند؛ امری که حکایت از تأسیس یک «تشکیلات مادام‌العمر» برای پیشبرد منافع خاص در منطقه دارد.

این اقدامات، زمینه را برای اسرائیل جهت توسعه و اشغالگری بیشتر تا دستیابی به رؤیای «اسرائیل بزرگ» فراهم می‌آورد؛ رؤیایی که سفیر آمریکا در تل‌آویو نیز صراحتا آن را مبتنی بر «حق توراتی کل خاورمیانه» دانسته است.

هم‌زمان، در کرانه باختری، تلاش برای سلب سلطه حکومت خودگردان بر اراضی تحت‌نفوذ ادامه دارد و محمود عباس و نمایندگان او نیز در این «مجلس صلح» جایگاهی نداشتند.

در سطح بین‌المللی، تهدید اصلی این است که این «مجلس صلح»، تمام سازوکار‌های قانونی سازمان ملل و شورای امنیت را که مبتنی بر قطعنامه‌ها و توافقات بلندمدت هستند، نادیده می‌گیرد. ترامپ با زیرپا‌گذاشتن قوانین نهاد‌های بین‌المللی و خروج از بیش از ۳۲ سازمان بین‌المللی، اساس مشروعیت این نهاد‌ها را هدف قرار داده است.

درنهایت، اگرچه ممکن است این «خواب‌های آشفته» در عمل به‌طور‌کامل محقق نشوند، اما اقدامات جاری به خودی خود بزرگ‌ترین تهدید برای صلح و امنیت جهانی و نظم بین‌المللی مبتنی بر قانون محسوب می‌شود.