آتش به جای گفت‌وگو؛ تحلیل روان‌شناختی یک فاجعه خانوادگی| وقتی خشونت ابزار حل تعارض می‌شود

به گزارش شهرآرانیوز؛ چند وقت قبل خبری تکان‌دهنده افکار عمومی را تحت تاثیر قرار داد. مردی که چند سال قبل با انگیزه‌ای واهی، خانه خود را به آتش کشید تا همسرش را تهدید کند و جان همسرش گرفته شده بود اخیراً در دادگاه مدعی شد «فقط قصد تهدید داشته است». این ادعا، فارغ از درستی یا نادرستی قضایی، از یک واقعیت تلخ و عمیقاً نگران‌کننده پرده برمی‌دارد، تبدیل شدن تهدید و خشونت به ابزاری برای حل تعارضات شخصی و رسیدن به اهداف شخصی. از منظر روان شناختی، چنین پدیده‌ای تنها یک جنایت فردی نیست، بلکه نشانه‌ای از گسترش یک الگوی رفتاری مخرب در جامعه است که نیازمند واکاوی جدی است.

{$sepehr_key_191790}

​​​​​​​عادی‌سازی خشونت در جامعه

این رویداد غم‌انگیز، چندین لایه روان شناختی قابل بررسی دارد. نخستین و بارزترین آن، «عادی‌سازی خشونت» است. زمانی‌که در خانواده‌ها، رسانه‌ها یا حتی شوخی‌های روزمره، تهدید و اعمال فشار (کلامی، عاطفی یا فیزیکی) به عنوان راهی موثر برای پیش بردن خواسته‌ها جلوه داده شود، ذهن افراد به‌خصوص آن‌هایی که از مهارت‌های حل مسئله و کنترل خشم بی‌بهره‌اند، آن را درونی‌سازی می‌کند. در این پرونده، متهم باوری خطرناک داشته که می‌توان با ایجاد یک بحران ساختگی (آتش‌سوزی) و ترساندن دیگری (همسر)، به مقصود (قانع کردن همسر) رسید.

وقتی مهارت گفت‌وگو وجود ندارد

دومین عامل، «کمبود مهارت‌های ارتباطی و تاب‌آوری» است. افراد سالم در مواجهه با مشکلات (مانند اختلاف نظر، فشار اقتصادی یا تعامل با همسایگان) از مهارت‌هایی چون گفت‌وگوی مؤثر، مذاکره، تحمل ناکامی و جست‌وجوی راه‌حل‌های منطقی استفاده می‌کنند. زمانی که این مهارت‌ها وجود نداشته باشد، خشمِ سرکوب‌شده یا نیاز شدید به کنترل اوضاع، می‌تواند به شکل انفجارآمیز و با انتخاب خطرناک‌ترین ابزارها (مانند آتش) بروز کند. فرد در این حالت، پیامدهای غیرقابل بازگشت اعمالش را به درستی ارزیابی نمی‌کند.

شیء‌انگاری انسان‌، ریشه پنهان بسیاری از خشونت‌ها

سومین عامل، «شیء‌انگاری انسان‌ها» است. در این نگرش مخرب، دیگری (حتی عضوی از خانواده) نه به عنوان یک انسان دارای حق حیات و احترام، بلکه به عنوان یک مانع، یک وسیله یا یک دارایی دیده می‌شود که می‌توان برای کنار زدن یا استفاده از آن، به هر اقدام آسیب‌زایی متوسل شد. این نگاه، ریشه در تربیت، تجربیات فردی و گاه القائات فرهنگی دارد.

پیامدهای اجتماعی یک رفتار فردی

پیامدهای اجتماعی این الگو بسیار گسترده است. ایجاد ناامنی روانی در جامعه، ترویج چرخه خشونت (چون قربانیان ممکن است بعداً خود به عاملان خشونت تبدیل شوند)، تخریب اعتماد اجتماعی و افزایش احساس بی‌پناهی، به ویژه در گروه‌های آسیب‌پذیر مانند زنان و کودکان، از مهم‌ترین پیامدهای اجتماعی این الگوپذیری هستند.

چرا مجازات به‌تنهایی کافی نیست؟

پرونده تلخ «آتش‌زدن خانه برای تهدید همسر»، فقط یک فاجعه خانوادگی نیست، بلکه یک هشدار اجتماعی است. هشداری که نشان می‌دهد پدیده «خشونت به مثابه ابزار» در حال گسترش است. مقابله با این پدیده، تنها با مجازاتِ پس از وقوع حادثه ممکن نیست، اگرچه اجرای عدالت ضروری است. راه حل اصلی، اقدامات پیشگیرانه و ریشه‌ای است. آموزش مهارت‌های زندگی، مدیریت خشم و ارتباط مؤثر از سنین پایه در مدارس، تقویت مراکز مشاوره و حمایت روانی خانواده‌ها و آگاه‌سازی عمومی از طریق رسانه‌ها درباره پیامدهای غیرقابل جبران خشونت. جامعه‌ای که در آن گفت‌وگو، مدارا و احترام به حقوق دیگران جایگزین تهدید و تخریب شود، امن‌تر و انسانی‌تر خواهد بود.

منبع: خراسان

{$sepehr_key_191789}