به گزارش شهرآرانیوز؛ دستش را از روی بوق بر نمیدارد، پنجثانیهای به صورت ممتد نگه میدارد. سرش را از شیشه بیرون میآورد و با حرکات دست و صدای بلند، اعتراضش را به گوش راننده خودرو کناری میرساند. کار به جایی میرسد که ناسزا به یکدیگر میگویند و بعد از یک تعقیبوگریز کوتاه، وسط خیابان، پشت چراغ قرمز روی ترمز میزنند و یقهبهیقه میشوند.
در تمام این لحظات فرزند ۹ سالهاش کنار دستش نشسته است و رفتارهای پدرش را زیر ذرهبین دارد. شرح این ماجرا را از زبان رئیس پیشین اداره آموزش و فرهنگ ترافیک پلیس راهور استان شنیدیم. سرهنگ علیرضا رحیمی بر این باور است که کودکان با روحیاتی که دارند از برخی افراد بهویژه پدر الگوپذیری زیادی دارند. در این شماره به همراه این کارشناس ترافیکی درباره پدر و مادرهایی که خواسته یا ناخواسته الگوی ترافیکی فرزندانشان هستند به گفتوگو نشستیم.
خیلیها بر این باورند که پدرهای امروزی به خاطر تأمین مخارج و معیشت خانواده مسئولیت تربیت فرزند را به مادران واگذار کردهاند. در حالی که اینگونه نیست. کارشناسان حوزه روانشناسی بر این باورند نقش تکتک والدین در پرورش شخصیت کودک از اهمیت ویژهای برخوردار است.
پدر یک خانواده از نگاه فرزندانش به واسطه حس استقلال، صلابت و استواری که دارد، فردی قدرتمند است. به همین دلیل کودک موبهمو رفتار پدر را در نظر میگیرد و از آن تقلید میکند و در بزرگی نیز جزئی از سرشت و طبع او میشود.
این نقش به اندازهای در مراحلی از رشد انسان اهمیت دارد که توصیه میشود به هر دلیلی که پدر در خانواده وجود نداشته باشد، افرادی همچون پدربزرگ کودک یا فرد مؤثر و قابل اعتماد دیگری نقش پدر را برای فرزندان بهویژه کودکان پسر ایفا کنند تا طفل بتواند از آنها الگوبرداری کند و شخصیت مطلوبی از او شکل بگیرد.
به یاد داشته باشیم رعایت رفتارهای اجتماعی، تأثیر زیادی بر انضباط ترافیکی در سطح معابر دارد. وقتی پدر یا مادری به رفتارهای مخرب مثل عبور از چراغ قرمز یا توقفهای اشتباه مثل پارک دوبل یا رانندگی نکردن بین خطوط اهمیت نمیدهند، زمینهساز رفتارهای اشتباه ترافیکی در بزرگسالی فرزندانش میشود.
بارها پلیس راهور رانندگانی را که تخلفات حادثهساز دارند متوقف کرده و قبل از آنکه درباره تخلفاتی، چون سرعت غیرمجاز، تغییر مسیرهای ناگهانی و انحراف به طرفین، تغییر در ظاهر وسیله نقلیه مثل نصب زنون، سیستم صوتی ناهنجار و... از آنها سؤال کند، به کودکی که در خودرو حضور دارد اشاره میکند که آیا حواست نیست یک نفر کنار دست شما نشسته و رفتارهای ترافیکی شما را زیر ذرهبین برده است و با همین ذهنیت سالها بعد در خیابانهای شهر قرار است رفت وآمد کند!
{$sepehr_key_191796}
نتیجه گزارشهای پلیس راهور از مجموع تصادفات اتفاق افتاده در شهر حاکی از آن است که افرادی که در برابر قوانین و مقررات مقاومت نمیکنند و حقوق دیگر کاربران ترافیکی را رعایت میکنند، در آینده فرزندانشان افرادی قانونمند پشت فرمان هستند. نتایج تحقیقات علمی بسیاری نیز ثابت کرده است که بهترین سن آموزش دوران کودکی است. اگر در سنین پایه آموزش و فرهنگسازی درست شکل بگیرد، کودک در بزرگسالی فردی قانونمند در جامعه ظاهر میشود.
در کشور پیشرفتهای مثل ژاپن که در حوزه ترافیک پیشروست، آموزش به کودکان امری ضروری است و برنامهریزی از محیط خانه شروع میشود و با ورود به مهد کودک و مدرسه ادامه پیدا میکند. کودکان در محیطهای آموزشی قوانین را عملی یاد میگیرند نه تئوری. مشکلی که ما در کشورمان با آن دستوپنجه نرم میکنیم این است که نهتنها آموزش مدون عملی برای کودکان نداریم، بلکه در حوزه نظام آموزشی دچار ضعفهای شدیدی هستیم. سالهای زیادیاست توصیه اکید شده است که دروسی با متون مدون از مهدکودکها در قالب بازی تا مدارس به صورت تئوری در دستور کار قرار بگیرد و آموزش با پرورش پیوند بخورد که متأسفانه نادیده گرفته شده است.
گاهی پدرومادر پیش چشم کودک مرتکب تخلف ترافیکی میشوند. از آنجا که کودکان، موجودات جستوجوگر و کنجکاوی هستند ممکن است هوشمندانه رفتارها را زیر نظر بگیرند و رفتار اشتباه والدینشان را به آنها گوشزد کنند. بزرگترین اشتباه یک والد در چنین شرایطی این است که شروع به توجیه خود کند. به عنوان نمونه از چراغ قرمز عبور میکند با این توجیه که ثانیههای پایانی چراغ زرد بود و خودش را تبرئه میکند. این گروه از پدرومادرها بسیاری از اوقات فارغ از قانونگریزی خود دیگر کاربران ترافیکی را به باد نقد میگیرند.
درحالیکه کودکی که همراه آنهاست آگاه از رفتارهای والدین خود است و با توجه به اینکه شیوه عملکرد با گفتار متفاوت است، الگوپذیری اشتباه در او اتفاق میافتد.
{$sepehr_key_191797}
برای بهبود وضعیت رانندگی در آیندهای که تکتک کودکان سرنشین امروز را تبدیل به یک راننده میکند بهتر است به سرفصلهای موضوعی آموزشی توجه بیشتری بکنیم. مفاهم کاربردی که کودک بتواند با توجه به شرایط سنی خود آنها را تحلیل کند و از مفاهیم و معنای موضوعات درک داشته باشد. به عنوان نمونه: درباره مزایای بستن کمربند ایمنی به او توضیحاتی را بدهیم. این توضیحات میتواند در قالبهای متعدد شکل بگیرد، مانند:
گاهی میتوانیم یک شعر کوتاه درباره فواید بستن کمربند ایمنی را حفظ کنیم و با لحن کودکانه برای فرزندمان بخوانیم.
ماجرای پارک و رها کردن خودرو روی پل یک آپارتمان مسکونی را و اتفاقات ناگواری که ممکن است برای ساکنان آپارتمان پیش بیاید میتوانیم در قالب داستانک در طول مسیر برای او بیان کنیم.
اگر سرماخوردگی داریم و دارو مصرف کردهایم و حالت گیجی و خوابآلودگی داریم به هیچ عنوان پشت فرمان ننشینیم. این نکته را حتما به کودکانمان گوشزد کنیم تا در بزرگسالی ملکه ذهنشان شود. راستی در طول مسیر سعی کنیم سیگار روشن نکنیم و از خوردن و آشامیدن هر خوراکی و نوشیدنی پرهیز کنیم. به کودکان بیاموزیم که سرگرم شدن در زمان رانندگی باعث حواسپرتی راننده میشود و اگر تصادفی رخ دهد باعث پریدن خوراکی یا نوشیدنی به گلوی راننده و مرگ او میشود. حتما به او یادآور شویم که هر دو دست در زمان رانندگی باید در اختیار کامل فرمان و دنده باشد.
در هر زمانی که عابر پیادهای قصد عبور از عرض خیابان را دارد، توقف کامل داشته باشیم. البته اگر زیرگذر یا پل هوایی در آن نزدیکی بود به فرزندمان این توضیح را بدهیم که عابر پیاده تخلف و با جان خود بازی کرده است.
اگر تلفن همراهمان زنگ خورد یا مجبور شدیم با فردی تماس تلفنی برقرار کنیم یا پیامکی ارسال کنیم، خودرو را در مکانی امن متوقف کنیم. با این کار به فرزندانمان غیرمستقیم آموزش میدهیم که در زمان رانندگی نباید سرگرم تلفن همراه بود و باید ششدانگ حواس به عقب، طرفین و جلو باشد. همچنین باید فاصله قانونی را با خودرو جلویی رعایت کرد.
قرار نیست با غرغر و گریه سانروف ماشین را باز کنیم و کودک در طول زمان رانندگی ما، سرش را به باد بدهد. قرار نیست سرعت غیرمجاز داشت یا تغییر مسیر ناگهانی داد یا لایی بین خودروها کشید تا او بیشتر آن بالا کیف کند. با این رفتار فرزندمان را طوری بار میآوریم که در مقابل قانون و گاهی تذکرات پلیس بایستد.