چالش‌های پنهان در بزرگ‌ترین پروژه فیبر نوری | از توسعه زیرساخت تا بحران بهره‌برداری

به گزارش شهرآرانیوز، در ماه‌های اخیر، وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات به‌طور مستمر از پیشرفت گسترده پروژه ملی فیبر نوری در استان‌های مختلف خبر داده و تصویری از یک عملیات توسعه‌ای فراگیر ارائه کرده است. با این حال، تحلیل میدانی داده‌ها نشان می‌دهد برای ارزیابی دقیق موفقیت این طرح، باید از لایه تبلیغاتی عبور و شاخص‌های عملکرد واقعی را بررسی کرد.

در یک بررسی پایلوت، وضعیت چهار استان تهران، اردبیل، خراسان رضوی و لرستان با هدف سنجش تحقق اهداف عملیاتی پروژه مورد واکاوی قرار گرفت؛ استان‌هایی که به دلیل تنوع جمعیتی و مدیریتی می‌توانند نمایی نسبتاً قابل تعمیم از وضعیت کشور ارائه دهند.

در تهران از اتصال بیش از ۱۶۰ هزار مشترک سخن گفته می‌شود و هدف‌گذاری وزارتخانه رسیدن به ۲۰ میلیون اتصال عنوان شده است؛ هدفی که فراتر از تکلیف قانونی ایجاد ۲۵ میلیون پوشش است.

در اردبیل اعلام شده امکان اتصال ۹۰ هزار خانوار فراهم است، اما تنها ۱۰ هزار مشترک فعال وجود دارد.

در لرستان با وجود هدف‌گذاری ۳۶۰ هزار مشترک، تنها ۱۶ هزار اتصال فعال ثبت شده است.

در خراسان رضوی نیز با ثبت بیش از ۱۲۹۰ کیلومتر حفاری، حدود ۲۰ هزار خانوار به شبکه متصل شده‌اند.

در نگاه اول، اعداد بیانگر حرکت گسترده پروژه است؛ اما مسئله در نسبت‌ها نهفته است، نه در ارقام خام.

بحران اصلی: نرخ تبدیل پایین

شاخص کلیدی در پروژه‌های ارتباطی «ضریب نفوذ» یا همان نسبت اتصال فعال به پوشش ایجادشده است. داده‌های موجود نشان می‌دهد این نرخ در اغلب استان‌ها بسیار پایین است:

  • لرستان: حدود ۴ درصد تحقق نسبت به هدف نهایی
  • اردبیل: حدود ۱۱ درصد از پوشش ایجادشده
  • خراسان رضوی: نرخ اتصال در مقایسه با جمعیت استان، ناچیز
  • تهران: هدف‌گذاری ۸۰ درصدی اتصال نسبت به پوشش، با توجه به هزینه تجهیزات و شرایط اقتصادی خانوارها، غیرواقع‌بینانه به نظر می‌رسد

این ارقام نشان می‌دهد کابل‌ها به درِ خانه‌ها رسیده‌اند، اما تقاضای مؤثر برای خرید سرویس شکل نگرفته است.

{$sepehr_key_192035}

اصطکاک ساختاری با مدیریت شهری

یکی از موانع جدی، فرآیند‌های پیچیده صدور مجوز حفاری در کلان‌شهرهاست. در تهران و مشهد، موضوع تا سطح مذاکره وزیر و استاندار ارتقا یافته است. در مقابل، پیشرفت پروژه عمدتاً در شهر‌های کوچک‌تر سریع‌تر بوده؛ جایی که مقاومت نهادی کمتری وجود دارد. این ناهمگونی توسعه، بیانگر نبود یک سازوکار هماهنگ ملی برای اجرای پروژه در سطح شهری است.

ابهام آماری و بازی با شاخص‌ها

در برخی استان‌ها، اجرای طرح جایگزینی کابل مسی با فیبر (Swap) به عنوان توسعه جدید معرفی می‌شود؛ در حالی که بخش قابل توجهی از این اتصالات مربوط به مشترکان قدیمی است که صرفاً فناوری آنها ارتقا یافته است، نه اینکه کاربر جدیدی جذب شده باشد.

همچنین در برخی گزارش‌ها، «اتصال» اعلام می‌شود بدون آنکه عدد دقیق «پوشش» منتشر شود؛ موضوعی که امکان محاسبه ضریب نفوذ واقعی را از بین می‌برد. علاوه بر این، تفکیک مشخصی میان مشترکان خانگی و سازمانی ارائه نمی‌شود؛ در نتیجه روشن نیست چه سهمی از آمار اتصال مربوط به خانوارهاست.

پروژه عمرانی یا تحول دیجیتال؟

بررسی لحن گزارش‌های رسمی نشان می‌دهد تمرکز اصلی بر متراژ حفاری و پیشرفت فیزیکی است، نه بر شاخص‌های بهره‌برداری. افتخار به کیلومتر‌های داکت‌گذاری و آسفالت‌شکافی، جای تحلیل رفتار مصرف‌کننده و مدل تجاری را گرفته است.

در عمل، پروژه‌ای که قرار بود زیرساخت تحول دیجیتال باشد، بیش از هر چیز به یک عملیات سنگین عمرانی تقلیل یافته است.

ریشه مسئله: مدل اقتصادی نامتوازن

مانع اصلی در فاز تجاری‌سازی، مدل اقتصادی است. هزینه بالای مودم، کابل‌کشی داخلی ساختمان و نبود بسته‌های تشویقی جذاب، تقاضای خانگی را محدود کرده است. از سوی دیگر، بسیاری از کاربران تفاوت محسوس میان اینترنت فعلی و فیبر را در کاربرد‌های روزمره احساس نمی‌کنند.

تا زمانی که سیاست‌گذار از تمرکز بر «گزارش پیشرفت فیزیکی» به سمت «تحریک تقاضا» حرکت نکند. از طریق یارانه تجهیزات، اقساط‌سازی هزینه‌ها یا بسته‌های رقابتی — خطر آن وجود دارد که این شبکه عظیم به زیرساختی کم‌استفاده تبدیل شود.

تحلیل چهار استان نشان می‌دهد پروژه ملی فیبر نوری در مرحله اتصال واقعی کاربران با چالش جدی مواجه است. فاصله معنادار میان پوشش ایجادشده و اتصال فعال، گواه آن است که موفقیت این طرح نه در متراژ حفاری، بلکه در روشن شدن پورت‌ها و افزایش ضریب نفوذ سنجیده خواهد شد. بدون اصلاح مدل اقتصادی و رفع موانع نهادی، سرمایه‌گذاری انجام‌شده ممکن است به شبکه‌ای نیمه‌خاموش در زیر خیابان‌ها محدود بماند.

منبع: تسنیم