به گزارش شهرآرانیوز؛ اواسط دی ماه جشن عروسی باشکوهی با حضور ۳۵۰ مهمان در یکی از باغ ویلاهای حاشیه شهر برگزار شد. چند ساعت پس از آغاز مراسم، داماد در حالی وارد سالن شد که جمع زیادی از مهمانان در میان سالن به رقص و پایکوبی مشغول بودند. یکی از اقوام درجه یک داماد، از وسط سالن به سمت میز و صندلی اش که از قبل کت خود را به آن آویزان کرده بود برگشت.
او قصد داشت مبلغ ۲۰ میلیون تومان پول نقدی را که از قبل تهیه کرده بود، از جیب کتش بردارد و به داماد تقدیم کند. اما هرچه جیبهای کت را گشت، چیزی جز دستمال کاغذی مچاله شده پیدا نکرد. او از دیگر مهمانان خواست با تلفن همراهش تماس بگیرند، اما آنها گفتند گوشی اش خاموش است و زنگ نمیخورد.
مرد جوان تصور کرد پول و گوشی را در خودرو جاگذاشته و با عجله خود را به محل پارک خودرو رساند، اما در خودرو نیز چیزی پیدا نکرد. پس از بازگشت به سالن از نزدیکان پرسید آیا کسی را دیدهاند که به میز او نزدیک شده باشد، اما هیچ کس چیزی ندیده بود. مرد جوان که از طعنه و کنایههای برخی بستگان که گمان میکردند او برای فرار از دادن هدیه، چنین ادعایی کرده ناراحت شد، اما بنا به درخواست پدر داماد از ادامه پیگیری گم شدن یا سرقت گوشی و پولش خودداری و سکوت کرد.
باوجوداین تا پایان مراسم با دقت مهمانان را زیر نظر داشت. او حتی به چند نفر مظنون شد، اما به درخواست بزرگترها چیزی نگفت و تا پایان عروسی صبر کرد. با پایان مراسم، مرد جوان مستقیم به نزدیکترین مرکز پلیس مراجعه کرد و سرقت تلفن همراهش را گزارش داد. حدود یک ماه از این ماجرا گذشته بود که یکی از مأموران کلانتری میدان جهاد در تماس تلفنی با مرد جوان، خبر پیداشدن تلفن همراهش را داد.
مأمور به شاکی توضیح داد که همکارانش پس از دستگیری یک متهم، گوشی همراهی را کشف کردهاند که در استعلام وضعیت آن مشخص شد، در جریان مجلس عروسی سرقت شده است. پس از این مکالمه، مال باخته برای شناسایی متهم و تلفن همراهش به کلانتری دعوت شد.
رسیدگی به این پرونده با دستور سرهنگ حسن آخوندی، رئیس کلانتری میدان جهاد، آغاز شد. یکی از واحدهای گشت کلانتری هنگام گشت زنی در خیابان نامجو به دو مرد جوان که میان خودروهای سواری پرسه میزدند، مشکوک شد. مأموران دو مرد جوان را زیرنظر گرفته بودند تا اینکه آنها به حضور پلیس پی بردند و از هم جدا شدند.
مأموران با مشاهده تلاش متهمان برای فرار، به تعقیب آنها پرداختند و پس از مسافتی کوتاه یکی از آنها را دستگیر کردند. متهم سی وشش ساله بود و در بازرسی اولیه فقط یک گوشی تلفن همراه از او کشف شد. وی مدعی بود تلفن متعلق به خودش است، اما استعلام نشان داد دو ماه قبل سرقت آن گزارش شده است.
پس از انتقال متهم به کلانتری، متهم که در بررسی مدارک هویتی اش مشخص شد نامش حامد است، ادعا کرد گوشی را لحظاتی پیش از مشاهده مأموران برای تماسی کوتاه از دوستش قرض گرفته و از دزدی بودن آن اطلاعی نداشته است.
متهم برای اثبات بی گناهی اش حتی نشانی و مشخصات دوستش را در اختیار مأموران گذاشت و از آنها خواست به سراغ او بروند و درباره گوشی بپرسند. تلاشهای متهم، اما سودی برایش نداشت. مأموران که به همکاری داوطلبانه متهم و تلاشهای او برای ردکردن ارتباطش با گوشی همراه سرقتی مشکوک شده بودند، به استعلام سوابق متهم پرداختند.
لحظاتی پس از استعلام مشخص شد که ظن مأموران به متهم درست بوده و او بارها به اتهام سرقت دستگیر شده و شش بار به جرم دزدی راهی زندان شده است.
متهم که اوایل بهار امسال از زندان آزاد شده بود، با وجود سوابقش باز هم کوشید سرقت گوشی را گردن نگیرد. او که میدانست با توجه به سوابقش کسی حرفش را باور نمیکند، در بازجوییهای اولیه اعتراف کرد: من با همدستی دوستم چندین فقره سرقت لوازم خودرو انجام دادهام. جرائمی که آنها را گردن میگیرم، اما این گوشی ارتباطی با من ندارد و آن را پای من ننویسید.
تلاشهای مشکوک متهم برای اینکه اتهام سرقت گوشی را از خودش دور کند، سبب تماس فوری مأموران با مال باخته و دعوت از او برای حضور در کلانتری شد. موضوعی که متهم با شنیدنش وحشت کرد و بدون بیان توضیح اضافه به مأموران گفت که او را با مال باخته رودررو نکنند، درعوض او به تمام جرائمش اعتراف میکند. درخواستی که باز هم به پیچیدگی این پرونده اضافه کرد.
{$sepehr_key_192805}
حدود سی دقیقه بعد از تماس پلیس، مال باخته به کلانتری رسید و با ورودش ماجرای ترس متهم از او و تلاشش برای رد اتهام دزدی گوشی مشخص شد. مال باخته به محض ورود به کلانتری کوی پلیس تلفن همراه و متهم را شناخت. او پس از مشاهده متهم به مأموران گفت: اوایل دی یکی از نزدیکان من با یکی از بستگان حامد ازدواج کرد.
من حامد را یک بار در زمان عقد و بار دوم در مجلس عروسی دیدم. همه چیز مراسم خوب بود تا اینکه داماد که از نزدیکان درجه یک من است، وارد تالار شد. من سمت میزی که کتم را روی صندلی آن انداخته بودم برگشتم تا از داخل کتم ۲۰ میلیون تومان تراول تا نخوردهای که برای داماد آورده بودم بردارم ولی گوشی و پولها گم شده بود.
هرچند مال باخته از متهم به خاطر دزدیدن تلفن همراه و پولش در عروسی خشمگین بود، اما گفت به خاطر اینکه این ماجرا خدشهای به زندگی مشترک زوج جوان وارد نکند، این ماجرا در کلانتری بماند و به خانوادهها منتقل نشود.
در ادامه رسیدگی به این پرونده، تیم تحقیق در بررسی پروندههای مشابه به شواهدی دست یافتند که نشان میداد حامد و همدستش در چند فقره سرقت دیگر نقش داشتهاند. با این حال تلاش پلیس برای دستگیری همدست فراری متهم و کشف جرائم احتمالی دیگر آنها ادامه دارد.