به گزارش شهرآرانیوز؛ فصل دوم «گل یا پوچ» در حالی منتشر شده است که دیگر نه با یک ایده غافلگیرکننده، بلکه با برندی تثبیت شده روبه رو هستیم؛ مسابقهای که فصل اولش توانست یک بازی سنتی و ساده را به قالبی پرتعلیق و قابل پیگیری در شبکه نمایش خانگی تبدیل کند. حالا، اما فصل تازه، بیش از آنکه با عنصر کشف و هیجان نخستین مواجه باشد، درگیر انتظاراتی است که خودِ فصل اول ساخته است.
در فصل نخست، اجرای مهران مدیری به مسابقه نوعی دیسیپلین و وقار بخشیده بود؛ مدیری با شخصیت جدی و کاریزماتیک خود، بازی را از سطح یک سرگرمی ساده فراتر برد و آن را به میدان رقابتی تبدیل کرد که حتی «قهرمان» داشت. همین قهرمان سازی، به مسابقه هویت روایی میداد و باعث میشد مخاطب فقط تماشاگر چند دست بازی نباشد، بلکه یک مسیر قهرمانی را دنبال کند. انتخاب بازیکنان نیز هوشمندانهتر به نظر میرسید؛ صرفا مهارت در بازی معیار نبود و عنصر کاریزما، چهره بودن و توانایی ایجاد کشش تصویری، هم مدنظر قرار داشت.
فصل دوم با اجرای صابر ابر، تغییر لحن محسوسی را به خود میبیند. ابر نه در قامت یک مجری کلاسیک، بلکه در نقش یک همراه و تسهیلگر ظاهر میشود. او تلاش میکند فضای «گل یا پوچ» را از حالت رسمیتر و تاحدی خشک فصل اول خارج کند و به آن گرما و صمیمیت بیشتری را تزریق کند. لحن آرام تر، ارتباط نزدیکتر با شرکت کنندگان و نوعی همدلی در اجرا، باعث شده است که این مسابقه در فصل دوم، صمیمیتر به نظر برسد.
در این فصل، سطح بازی بازیکنان، نیز برابرتر و رقابت تنگاتنگتر شده است. دیگر خبری از آن قهرمان بلامنازع و نوابغ بازی گل یا پوچ در فصل اول نیست و ساختار برنامه بیشتر بر توازن و رقابت لحظهای استوار است. همین موضوع باعث شده است مسابقه از روایت قهرمان محور و بازیگرانی که قدرتهای فراطبیعی دارند، فاصله بگیرد و به یک رقابت جمعیتر تبدیل شود؛ تغییری که برای برخی جذاب و برای برخی دیگر، کاهنده هیجان دراماتیک است.
با این حال، مهمترین چالش فصل دوم را باید در از دست رفتن عنصر تازگی دانست. ایده «گل یا پوچ» دیگر برای مخاطب ناشناخته نیست و دست برنامه تاحد زیادی رو شده است. بسیاری از موقعیتها پیش بینی پذیرتر شدهاند و تعلیق ذاتی بازی، دیگر آن غافلگیری فصل اول را ندارد.
همین مسئله، این نگرانی را ایجاد میکند که اگر در فصل سوم (فصلی که با نام جدید «شاه گل» اتفاقا با بازگشت مهران مدیری همراه خواهد بود که یک مجری تکراری برای مجموعه «گل یا پوچ» محسوب میشود) نوآوری جدی رخ ندهد، فرمول مسابقه بیش از پیش فرسوده شود؛ هرچند همواره این احتمال هم وجود دارد که سازندگان با یک چرخش خلاقانه، ورق را برگردانند، اما روشن است که افزایش رقم جایزه نهایی، نمیتواند عنصری گیرا برای مخاطبان این مسابقه تلویزیونی باشد.
علاوه بر این، ضعف بزرگ فصل دوم، شباهت تقریبا بی تغییر دکور و سبک تدوین به فصل اول است؛ شباهتی که گاه به مرز «کپی» نزدیک میشود. درحالی که انتظار میرفت عناصر بصری، نورپردازی، چیدمان صحنه و حتی ریتم تدوین با نگاهی تازه بازطراحی شوند، اغلب مؤلفهها بدون تغییر جدی باقی ماندهاند. این ایستایی بصری، بیش از هر چیز به حس تکرار دامن میزند.
{$sepehr_key_192812}
«گل یا پوچ» در فصل دوم نشان داده است که هنوز ظرفیت سرگرم کنندگی را دارد و اجرای صابر ابر توانسته است روح تازهای در آن بدمد، با این حال مسابقه اکنون در نقطهای حساس ایستاده است: یا باید با نوآوری در ساختار، انتخاب بازیکنان و طراحی بصری، خود را بازتعریف کندیا خطر تبدیل شدن به فرمولی مصرف شده را بپذیرد.
فصل دوم «گل یا پوچ» اگرچه گرمتر و رقابتیتر است، دیگر شگفتی آفرین نیست. ادامه مسیر این برنامه، بیش از هر زمان دیگری وابسته به جسارت در تغییر است؛ تغییری که میتواند آن را از تکرار نجات دهد و دوباره به یک اتفاق تبدیل کند، نه صرفا یک برنامه پیش بینی پذیر در جدول پخش هفتگی شبکه نمایش خانگی.