«محفل شعر امین» برای نخستین‌بار بدون میزبان برگزار شد

به گزارش شهرآرانیوز، شاعرانی که به رسم هر ساله در نیمه ماه رمضان با رهبر معظم انقلاب دیدار می‌کردند، این‌بار در فراق قائد شهیدشان و در قالب «محفل شعر امین» همزمان با جنگ بزدلانه آمریکای جنایتکار و رژیم صهیونیستی با مردم آزاده ایران در مسجد شهید آیت‌الله خامنه‌ای حوزه هنری انقلاب اسلامی در غروب چهارشنبه، ۱۳ اسفندماه گردهم آمدند.

این مراسم با حضور حجت الاسلام و المسلمین قمی رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، محمدمهدی دادمان رئیس حوزه هنری و چهره‌های بیشماری از هنرمندان و فرهیختگان در مسجد شهید امام خامنه‌ای (قدس سره) با تلاوت آیاتی از کلام الله مجید و دعا آغاز شد.

در این مراسم شاعرانی، چون یوسفعلی میرشکاک، احمد بابایی، میلاد عرفان‌پور، ناصر فیض، محمود حبیبی کسبی، افشین علا، رباب کلامی فرد، علی محمد مؤدب، میثم یوسفی سرخنی، علیرضا نورعلیپور، افسانه غیاثوند، محمدرضا ترکی، فرید (قادر طهماسبی)، منصوره محمدی مزینانی، فاطمه نانی زاد، الهام صفالو، سورنا جوکار، عبدالرحیم سعیدی راد، جواد محمدزمانی، علی‌اکبر فرهنگیان، محمدرضا وحیدزاده، محمد رسولی، محمدمهدی خان‌محمدی، رضا اسماعیلی، بشری صاحبی، فاطمه‌سادات طباطبایی آل مجتبی و محمد امین اکبری حضور داشتند و به شعرخوانی پرداختند.

در ابتدای مراسم، نماز جماعت مغرب و عشا به جماعت حجت الاسلام و المسلمین قمی برگزار شد. بعد از آن شاعران یک به یک به دور یکدیگر جمع شدند و دعای فرج صاحب ولی عصر را به گوش جان سپردند.

{$sepehr_key_194129}

از تو باید نوشت ایرانمرد

میلاد عرفان‌پور در این مجلس، شعر خود را با ابیاتی آغاز کرد که رهبرشهید به آن علاقه ویژه‌ای داشت:

ما سینه زدیم و بی‌صدا باریدند

از هرچه که دم زدیم، آنها دیدند

ما مدعیان صف اول بودیم

از آخر مجلس شهدا را چیدند

شعر در وصف تو کم آورده است

بی‌ثمر در خیال می‌پیچم

عددی نیست در مقابل تو

که همان هیچ و کمتر از هیچم

ماجرای تو، چون غزل جاریست

بر لب هر نسیم خوش نفسی

این دماوند ما که این همه سال

زخم‌های تو را ندید کسی

سر به زانوی تو گذاشت وطن‌ای تو همراه شادی و غم ما

رنگ یک رنگی تو را دارد

سبز و سرخ و سفید پرچم ما

از رفیقان و هم قطارانت یکی از دیگری شهید ترند

شک ندارم به پیشگاه حسین دوستان تو رو سفید ترند

از علمدار کربلا گفتی

زخم خوردی ولی نیافتادی

با اشارات دست مجروحت

قبله و قله را نشان دادی

راه گم کردگان این وادی

با نگاه تو زهیر شدند

عاشقان تو هرکجا رفتند

عاقبت، عاقبت به خیر شدند

هیچ اسطوره‌ای چنان که تویی

نیست پیروز در هزار نبرد

جوهر شاهنامه تا گرم است

از تو باید نوشت ایرانمرد

افشین اعلا شاعر دیگری بود که در وصف رهبر شهید انقلاب این چنین شعر سرود و گفت:

اهریمنی که رهبر ما را شهید کرد

از او حسین ساخت، خودش را یزید کرد

عالم ندید بود جفایی چنین که خصم

با امتی ز داغ امام شهید کرد

مارا که عشق خامنه‌ای بود جرممان

زین گاه نسل طعنه زنان، رو سفید کرد

در سوگ او امام زمان ناله می‌کند

آن سان که در مصیبت شیخ مفید کرد

موی جوان در آیینه بنگر که شد سپید

از مویه‌ها که در غم پیر ولید کرد

در گردباد واقعه لرزان چو مید کرد

نازم به هیبتش که پس از مرگ سرخ نیز

آتش روان به خرمن خصم پلید کرد

در چشم تو عکس دل ما می‌افتد

{$sepehr_key_194130}

علی انسانی، ارادت خود را به رهبر شهید با چنین ابیاتی بیان کرد و گفت:

در چشم تو عکس دل ما می‌افتد

سر‌های سران، تو را به پا می‌افتد

هرکس که نشد زلال، با یک نگهت

گر اشک شود ز چشم‌ها می‌افتد

فدای پرچم ایران و رقص در بادش

محمود حبیبی کسبی در این محفل شعری را خواند که بعد از جنگ ۱۲روزه و حضور رهبر در روز عاشورا سروده بود:

به جوش نوحه فقط گرم می‌شود دم ما

که موج موج حماسه است در رگ غم ما

هزار جامه خونین به زیر رخت عزاست

چه صبح‌ها که دمد از شب محرم ما

به لاله زار وطن داغ سرو‌ها زنده است

دمیده از افق اشک، صبح شبنم ما

خوشا به راه دفاع از حریم مام وطن

شهادتی که کفن هم مباد محرم ما

فدای پرچم ایران و رقص در بادش

به دوش رفتن تابوت‌های ماتم ما

چه بیمه تیغ نمک خورده شهادت را

در این مصاف به جز زخم نیست مرهم ما

شبیه نخل رشید ایستاده می‌میریم

فقط به وقت رکوع است قامت خم ما

به چشم مردم ما فرح ایزدی اشک است

که شادمانی ما رشک برده بر غم ما

به راه او سر از کربلا در آوردیم

به رنگ خون سلیمانی است خاتم ما

کمان آرش ما چله چله سجیل است

به رخش شاهد خود بر نشسته رستم ما

زمان حرمله هاجر مهاجر شد

امید نسل ضبیح است جوش زمزم ما

ز خصم هیچ نماند به غیر خط غبار

رسد به خط مقدم اگر که مقدم ما

به هم زده است حساب و کتاب دنیا را

صف منظم ما جنگ نامنظم ما

تن است حب وطن جان ماست حب علی

نشسته‌اند به یک دل دو عشق تو‌ام ما

در این میانه دل ما به سیدی گرم است

که دست اوست علم در صف مقدم ما

زهی مراد که آزادگان دهر شدند

مرید سرو صحیح قامت معمم ما

به خطبه‌ای همه طومار ساحران پیچید

عصا نیاز ندارد کریم خوش دم ما

به هم تنیده به محراب حرب از رجزش

طنین خطبه و تکبیر‌های محکم ما

به زیر بیرق عباس میر پرچمدار

نشسته است و بلند ایستاده پرچم ما

به اشک نوحه بر آنیم شور‌ای ایران

وطن شده است حسینیه معظم ما

به عشق یار خراسانی از تمام جهان

فقط خلاصه به ایران شده است عالم ما

زمان شهرت ابن زیاد و غربت ماست

ولی خدا برکت میدهد به این کم ما

اگر تمام جهان دشمن است و دشنام است

چه بینی تا که خدا است یار و همدم ما

منبع: مهر