به گزارش شهرآرانیوز؛ چند روز پیش، یکی از کسبه منطقه کوشش مشهد در تماس با پلیس از سرقت اجناس مغازه اش در روز روشن خبر داد. او مدعی شد مالک یک لاستیک فروشی در محدوده خیابان امام رضا (ع) است و فردی با ورود به مغازه اش، از مقابل چشمان او و شاگردانش یک جفت لاستیک نو را دزدیده است. پس از ثبت اظهارات این مالک، سرهنگ عباس عطایی، رئیس کلانتری کوی پلیس، با صدور دستوراتی تخصصی تیمی از مأموران را به محل موردنظر اعزام کرد.
با ورود مأموران به محل، مالک مغازه که مشغول دعوای شدیدی با شاگردانش بود، آنان را رها کرده و به گفتوگو با مأموران مشغول شد. این شهروند که از هر دو شاگرد فروشگاهش خشمگین بود با اشاره به آنها اعلام کرد که وقتی مشغول گفتوگو با یک مشتری دیگر بوده، مردی میان سال با لهجه اتباع خارجی، پس از ورود به مغازه اش از شاگردانش یک جفت لاستیک خودروی پراید تحویل گرفته است.
او به دلیل شلوغی مغازه حواسش پرت شده، اما متوجه شده است که مرد میان سال به بهانه آوردن کارت بانکی، لاستیکها را با خودش روی ترک موتورسیکلتش بسته و بعد هم درحالی که با مالک مغازه و شاگردانش چشم در چشم بوده، روی موتورسیکلت پریده و فرار کرده است. در ادامه مأموران، فیلم دوربینهای مداربسته را بررسی کردند.
در آغاز رسیدگی به این پرونده، مأموران به گفتوگو با شاگردان مغازه پرداختند. یکی از دو شاگرد مغازه که متهم در بدو ورود با او صحبت کرده بود، استرسی عجیب داشت و اظهاراتی متناقض مطرح میکرد. همین اظهارات متناقض سبب ظن مأموران به این پسر نوجوان شد. مأموران، فروشنده را برای ادامه صحبت به بیرون از این مغازه منتقل کردند. فروشنده نوجوان که توسط صاحب کارش تحت فشار بود، دور از چشم مالک مغازه به مأموران گفت که مدتی قبل سارق به داخل فروشگاه آمده است و با دادن شماره اش از او خواسته که هر موقع لاستیک موردنظرش موجود شد با او تماس بگیرد.
شاگرد بدون اینکه مالک فروشگاه متوجه شود، شمارهای را که از متهم در اختیار داشت به مأموران داد. تیم تحقیق بلافاصله با هماهنگی مقام قضایی، پس از بررسی هویت مالک این خط به زنی به نام زهره رسیدند. زن جوان با هماهنگی مقام قضایی احضار و به کلانتری منتقل شد.
زن از دلیل احضارش بی اطلاع بود و مأموران دایره تجسس کلانتری کوی پلیس تصویر متهم را در مغازه لاستیک فروشی به او نشان دادند. زن بلافاصله شخصی را که در تصویر بود شناسایی و اعلام کرد که او پدرشوهرش است. زن جوان در ادامه گفت: چند سال قبل، من با محمد که از اتباع خارجی است، ازدواج کردم. از ازدواج ما چند ماه نگذشته بود که درخواستهای خانواده شوهرم از من شروع شد. شوهرم و آنها من را برای خرید سیم کارت یا افتتاح حساب بانکی تحت فشار قرار میدادند.
این فشارها آن قدر زیاد بود که بارها به شوهرم گفتم: «فکر میکنم او برای همین خواستهها با من ازدواج کرده است.» البته او و خانواده اش همیشه این موضوع را انکار میکردند، اما من چارهای به جز همکاری با آنها نداشتم. زهره در ادامه با مشاهده تصویر متهم در محل سرقت، او را شناخت و ادامه داد: او پدر شوهر من، «صفا» است. سیم کارتی با پیش شماره ۰۹۳۸ خریدم و به او دادم. البته من از شغل و کارهای او اطلاعی ندارم، اما هربار به خانه شان رفت وآمد داشتم، در آنجا کلی وسایل مختلف میدیدم.
{$sepehr_key_194342}
در ادامه رسیدگی به این پرونده، مأموران با همکاری زهره محل اختفای متهم را ردزنی و او را با هماهنگی مقام قضایی در یک عملیات ضربتی دستگیر کردند. پس از دستگیری متهم، مأموران در بازرسی از مخفیگاه این تبعه خارجی، نه تنها لاستیکهای سرقتی، بلکه انبوهی از اموال مسروقه دیگر از جمله تعدادی قطعه کامپیوتر خودرو، باتری و ابزارآلات کشف کردند.
مأموران پس از کشف اموال سرقتی، متهم را به مقر پلیس منتقل کردند. این تبعه خارجی که فهمیده بود عروسش او را لو داده است، با عصبانیت در بازجویی فنی اعتراف کرد و گفت: قبول دارم که لاستیک خودرو را دزدیدهام. اموال دیگری که از خانهام پیدا شد نیز من دزدیدهام. با وجود اعترافات صریح متهم، تحقیقات پلیس از او برای کشف جرائم احتمالی دیگرش ادامه دارد.