به گزارش شهرآرانیوز، بوذری نوشت:
پای در زنجیر پیشِ دوستان
بِهْ که با بیگانگان در بوستان ...
در میانه چَکاچَک شمشیرها برای ایمان و ایران، چه باک از ریخته شدن خون!
عمری گفتم بابی انتی و امی و نفسی و اهلی و مالی و اسرتی
حالا تبلور و نمایش این ذکر هر لحظهی من است!
ایران در این برهه تاریخی و در شهادت رهبرش
ایرانیترین رهبر این چند صد سال اخیر- مجاهدی نَستوه، فقیهی آگاه، ادیبی سخنور و سلاله سلسله اجداد مظلومش
جان در چلّه کمان نهاده و آرش وار گرچه به سوک سیاوش نشسته است _ در میانه آزمونی تاریخی است.
در این تَقَلُّب احوال ودگرگونی روزگاران، جوهر مردان عیان میشود. مینویسم مردان و تو بخوان زنان... دختران ...
پسران... کودکان...
و چه مردان و چه زنانی...
حیثیت مرگ را به بازی گرفتهاند و پرچم را پیراهن خود کردهاند ..
و بدا به حال بَدسِگالان این مرز...
شادخوارانِ تنِ زخمیِ وطن، بیبهرگان از جُوی شرافتاند...
چه سان گوش بستهاند بر صدای مُظاهرت و مُساعدت ایرانیانی که میگویند این خاک کُنام روباهان و دَریوزگان نیست!
هر آن که تخم بدی کِشت و چشم نیکی کاشت
دماغ بیهده پخت و خیال باطل بست
اگر ایران است...
اگر ایمان است...
نی تاراج دغلکاران است...
که بیشه مردان است...
{$sepehr_key_194637}