به گزارش شهربانو، ۱۰ سال پیش وقتی مسابقات بینالمللی قرآن ایران را از تلویزیون پیگیری میکرد، آرزو داشت فقط بتواند تلاوتها را از نزدیک بشنود؛ غافل از اینکه در آینده نهچندان دور، نه تنها شنونده حضوری بلکه نماینده کشورش در مسابقات خواهد بود؛ بعد هم با افتخارآفرینی در مسابقات سایر کشورها، حیثیت مذهب و توانمندی بانوان ایرانی را بار دیگر به اثبات میرساند. رویا فضائلی، نفر اول چهلمین دوره مسابقات بینالمللی قرآن کریم جمهوری اسلامی ایران و اولین بانوی دارای رتبه بینالمللی حفظ قرآن در استان، در ادامه از مسیر تحقق رؤیایش برایمان میگوید.
رویا فضائلی، حافظ ۲۶ساله مشهدی، فرزند دوم خانوادهای فرهنگی است که با توجه به فعالیتهای قرآنی والدین، از همان دوران پیش از مدرسه در محضر قرآن قرار گرفت و مسیر زندگیاش با قرآن گره خورد. «پدر و مادرم در کنار تدریس در مدرسه، به دانشآموزان نکات قرآنی را هم ارائه میدادند یا برای حفظ و قرائت مشوقشان بودند. برادرم نیز حافظ چند جزء بود، بنابراین هنوز شش سالم نشده بود که به لطف توجه مادر با حفظ سورههای کوچک، در محضر قرآن کریم قرار گرفتم. وقتی مادر هم سر کار بود، خودم حفظ را انجام میدادم و تمرین میکردم. حتی برای دانشگاه هم، با وجود علاقه به رشتههای پیراپزشکی، علوم قرآن و حدیث را انتخاب کردم و آن را تا مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه فردوسی ادامه دادم.»
از شش سالگی در مهدالرضا (ع) بیشتر با قرآن آشنا شد و بعد هم در مدرسه حفظ را ادامه داد، اما به صورت پراکنده و غیرمتمرکز، تا اینکه به واسطه یکی از دوستانش حفظ حرفهای را شروع کرد: «سوم راهنمایی که بودم، یکی از همکلاسیها که از همدان آمده بود، حافظ چهارده جزء بود و مرا تشویق کرد که مثل او حرفهای حفظ کنم؛ من هم با کانون قرآن شاهد شروع کردم و از شدت شوق و علاقهای که داشتم، چنان با سرعت پیش رفتم که حتی از این دوستم هم جلو زدم. خانم مرتضوی، مربیمان، بعد از اینکه یک جزء را حفظ کردم، با مادرم تماس گرفت و گفت با توجه به استعدادی که دارم، حیف است به همین یک جزء بسنده کنم. این شد که در کلاسهای حفظ همان مربیام در آستان قدس ثبتنام کردم و در کنار بزرگسالان حفظ را ادامه دادم. فقط مشکل این بود که من طی هفته مدرسه بودم در حالی که کلاس دو روز در هفته برگزار میشد، ولی همان پنجشنبهها که در کلاس شرکت میکردم، مربی به اندازه دو روز با من کار میکرد.»
شاید باورش سخت باشد، ولی رؤیا با اینکه دانشآموز بود، هر دو روز یک جزء را حفظ میکرد. در تابستان که تعطیل بود، روزی پنج ساعت و در ایام دیگر روزی سه ساعت به حفظ قرآن میپرداخت و در عین حال معدلش از ۱۹.۵۰ کمتر نمیشد. «مدرسه وقتی متوجه شد که در مسیر حفظ هستم، همراهی میکرد. مثلاً همیشه قرائت قرآن سر صف با من بود که خودش یک فرصت تمرین محسوب میشد یا دبیران با اینکه بیشتر مواقع برای مسابقات در اردو بودم، اعتراض نمیکردند. از طرفی، نه فقط در حفظ قرآن بلکه در درس هم استعداد خوبی داشتم و با وجود رقابت سنگین در دبیرستان نمونه دولتی، همیشه شاگرد اول بودم و کمترین معدلم ۱۹.۵۰ شد. از ساعت ۱۵ که به خانه میرسیدم تا آخر شب یا حتی نیمه شب برای کنکور و حفظ قرآن بیدار میماندم. البته گاهی کم میآوردم و احساس خستگی داشتم، ولی سعی میکردم با شرکت در مسابقات و قرار گرفتن در رقابت، انگیزهام را تقویت کنم.»
این حافظ کل قرآن کریم که برای شروع حفظ حرفهای، حتی تجوید و صوت و لحن را هم با گوش دادن به فایلهای صوتی فراگرفته است، گرایش خانوادگیشان به قرآن را مرهون پدربزرگ و مادربزرگ مادری خود میداند و میگوید: «اینطور که مادر تعریف میکند، پدربزرگم قاری و مادربزرگم بسیار علاقهمند به قرآن بودند و مادرم به آنها قرآن آموزش میداد که سبب شد خودش هم با قرآن انس بگیرد و در دوران مدرسه از فعالان قرآنی باشد؛ به این ترتیب هم من و برادرم را قرآنی پرورش داد و هم دانشآموزانش را در مدرسه. یادم هست مادر همزمان با من حفظ میکرد تا تشویق شوم و در واقع معلم قرآن من در خانه بود و کاملا حرفهای برنامهریزی میکرد و مرا برای مسابقات آماده میکرد، به گونهای که همه فکر میکردند از اساتید درجه یک برنامه میگیرم! برای رفتوآمد به کلاسها نیز مادر همراهیام میکرد یا وقتی ناامید میشدم، روحیه میداد.»
رؤیا که مدارک تخصصی درجه دو، سه، چهار و پنج حفظ از سازمان دارالقرآنالکریم و مدرک تربیت مربی و داور را دریافت کرده است، حالا خودش در نهادهای مختلف مانند اوقاف و آستان قدس، مربی قرآن است و مسابقات و آزمونهای قرآنی ملی یا استانی را داوری میکند. از سال ۹۵ تاکنون، افتخاراتی، چون رتبه اول رشته حفظ کل مسابقات بینالمللی قرآن کریم جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۴۰۲، رتبه هفتم رشته حفظ کل مسابقات بینالمللی کشور اردن در سال ۱۴۰۱، رتبه سوم رشته حفظ کل مسابقات بینالمللی دانشجویان دختر ایران و عراق در سال ۱۴۰۱، رتبه اول رشته حفظ کل مسابقات کشوری اوقاف و امور خیریه در سال ۱۴۰۱، رتبه اول رشته حفظ کل مسابقات سراسری و ملی دانشجویان کشور در سال ۱۴۰۱ و رتبههای اول تا سوم مسابقات کشوری نهادهای مختلف همچون جامعةالقرآن، دارالقرآن امام علی (ع)، بنیاد شهید و امور ایثارگران، جامعه کار و تلاش، آموزش و پرورش و فرهنگیان و ... را رقم زده است.
علاوه بر عرصه قرآنی، رؤیایش برای شغل آینده (معلمی) هم محقق شد و سه سالی است که دبیر آموزش و پرورش ناحیه یک مشهد است. در عین حال هم به ادامه تحصیل در مقطع دکتری فکر میکند و هم تربیت شاگردان قوی و عامل به قرآن به منظور ترویج فرهنگ قرآن و تقویت آموزشهای عمومی آن. «از همان کودکی شاید به خاطر فرهنگی بودن پدر و مادر، آنقدر به معلم شدن علاقهمند بودم که عروسکهایم را مینشاندم و معلم بازی میکردم. به لطف خدا این آرزو هم در عرصه قرآن و هم در آموزش و پرورش به حقیقت پیوست و از سال ۹۵ تاکنون بیش از ۲۰۰ شاگرد داشتهام.»
مرتل محافل قرآنی بانوان در حرم مطهر رضوی، با اشاره به برکات مادی و معنوی حفظ قرآن برای خود و خانوادهاش، میگوید: «مهمترین برکت حفظ قرآن برای من، آرامش داشتن در دنیای پراضطراب امروز است؛ در کنار آن، میشود از تقویت ذهن و حافظه و عزت و آبرو به عنوان دیگر برکات معنوی نام برد. کاربرد مفاهیم قرآن در زندگی روزمره هم شیرینی خاص خود را دارد و چنانکه رهبر معظم انقلاب فرمودند، حفظ قرآن، زمینهساز انس، تدبر و عمل به آن است.»
خانم فضائلی، برکات اجتماعی و فرهنگی فعالیتهای قرآنی را اینطور توضیح میدهد: «ما بهعنوان یک شیعه وظیفه داریم قرآن را از مهجوریت خارج کنیم و طبق تجاربی که داشتم، این مهم حداقل از طریق شرکت در مسابقات محقق میشود. برای نمونه، در مسابقات بینالمللی اردن وقتی از جایگاه پایین آمدم، نمایندههای سایر کشورها از شوق ارائهای که داشتم، مرا در آغوش میگرفتند و اولین سؤالشان این بود که شیعه هستی یا اهل سنت؟ وقتی میفهمیدند شیعه هستم، با تعجب میگفتند شیعه که رافضی است! مگر میتواند قرآن بخواند یا حفظ کند؛ آنهم یک خانم؟! و در پایان سفر شاهد بودم که چقدر ذهنیتهای منفیشان نسبت به شیعه و ایران تغییر کرده است.»
{$sepehr_key_195077}
این حافظ جوان، دریافت هدیه قرآن از عتبه عباسی در سن چهار سالگی را از جذابترین هدایای عمرش معرفی و به خاطراتش اشاره میکند: «اولین بار که به عنوان مربی وارد کارگاه حفظ حرم شدم یا اولین داوری که در مسابقات داشتم، خیلی شیرین و لذتبخش بود و این آیه برایم تداعی شد که: "من کان یرید العزه فلله العزه جمیعا". همچنین یادم هست سال ۹۰ وقتی مسابقات بینالمللی قرآن ایران را از تلویزیون میدیدم، همه آرزویم این بود که روزی جزو حضار سالن باشم و از نزدیک بتوانم تلاوتها را بشنوم، اما فکرش را هم نمیکردم که ۱۰ سال بعد به این آرزو برسم و به عنوان نماینده ایران در مسابقات حاضر شوم. خاطره دیگری که در ذهنم ماندگار شده مربوط به حضور سال گذشتهام در مسابقات بینالمللی جمهوری اسلامی ایران است که پیش از عزیمت به تهران، به زیارت مزار شهید حاجی حسنی رفتم و از آنجا که تلاوت شاخصی در مالزی داشتند، خواستم تلاوت من هم همینطور شود؛ در سالن پیش از اجرا، صحبت از حاج قاسم شد و بغضم گرفت. به همین خاطر فکر کردم تلاوت خوبی نخواهم داشت، اما وقتی اجرایم تمام شد، دیدم تمام حضار به جای صلوات دست میزنند و داوران سایر کشورها پیگیر بودند مرا بشناسند. روز بازگشت در فرودگاه مشهد هم پدر شهید را دیدم و مطمئن شدم این توفیق نظر شهید بوده است.»
از موانع و دشواریهای مسیر که میپرسم، قاطعانه پاسخ میدهد: «آنقدر پشتکارم زیاد بود که موانع را نمیدیدم؛ ذهنم به حدی غرق حفظ قرآن بود و تمرکز شدید داشتم که حتی جلوی تلویزیون، در ماشین و اتوبوس و... هم میتوانستم حفظ کنم (با اینکه درست نیست) و هیچ چیز نمیتوانست مانعم باشد؛ حتی اولین روز که میخواستم کلاس بروم، دقیقا پیش از حرکت، روی پایم آب جوش ریخت، ولی، چون نمیخواستم کلاس را از دست بدهم، رفتم و جالب بود که پایم نه اذیت شد و نه تاول زد. اینکه برخی خسته میشوند یا از دشواری مسیر گله دارند، به خاطر ضعف اراده و پشتکار است. یکی از سختیهای کار این است که شروع با ذوق و شوق است، اما هرچه محفوظات بیشتر میشود و زمان بیشتری برای تمرین و تکرار میطلبد یا آیات مشابه پیدا میشود، برنامهریزی دشوار و فشار زیاد میشود و اینجاست که پای هدف و انگیزه به میان میآید که اگر ضعیف باشد، انسان از همان نیمه راه رها میکند.»
اولین بانوی دارای رتبه بینالمللی حفظ قرآن در استان، ضمن تقدیر از همراهی خانواده و استادان خود در مسیر حفظ، از خلأهای موجود در سطوح مدیریتی میگوید: «با اینکه از امارات برای اجرای برنامه درخواست داشتم، اما نتوانستم بروم؛ به دلایل مختلف، اعزام آقایان به کاروانهای حج یا سایر کشورها بیش از خانمهاست، در حالی که شرایط باید برای همه فراهم باشد. این تبعیض، خواسته یا ناخواسته در تجلیلها یا حتی استقبالها هم وجود دارد، در صورتی که خانمها حیطه اثرگذاری و ظرفیتهای الگوسازی بیشتری دارند؛ البته یکی از دلایل این وضعیت ممکن است کمبود محافل قرآنی بانوان باشد که در این راستا با همکاری اوقاف و امور خیریه، کرسی ماهانه تلاوت قرآن را راهاندازی کردهام.»
او ضعف الگوسازی در عرصههای قرآنی و معنوی را از مهمترین دلایل گرایش افراطی نوجوانان به خوانندگان یا بازیگران و... مینامد و از تلاشهای خود بهعنوان یک معلم قرآنی برای الگوسازی در مدرسه میگوید: «از همسنوسالانم در اقوام تا همکاران و شاگردان، کسانی بودهاند که با دیدن من تشویق شده و به سمت حفظ قرآن رفتهاند. سر کلاس با اینکه موضوع درس ظاهرا ربطی به قرآن ندارد، باز هم گریز میزنم تا اطلاعات بچهها نسبت به قرآن بیشتر شود. گاهی هم که درخواست میکنند، تلاوت میکنم و همین بهانهای میشود برای کنجکاو شدنشان نسبت به چگونگی حفظ قرآن.»
ما حافظان قرآن باید تلاش کنیم، همزمان با حفظ و فراتر از آن، با مطالعه تفاسیر، عامل به آن هم باشیم؛ هرچند تسلط به ترجمه و مفاهیم، روند حفظ را هم آسان میکند.
هدفتان از حفظ قرآن را مشخص کنید وگرنه با کوچکترین چالش، منصرف میشوید.
تثبیت را جدی بگیرید خصوصا وقتی محفوظات بیشتر میشود؛ اگر محفوظات ضعیف باشد، اعتماد به نفس پایین میآید و ممکن است دیگر ادامه ندهید.
در دوران حفظ، از کارهای متفرقه و غیرلازم کاسته و نظم و برنامهریزی داشته باشید چه در حفظ و چه در امور روزمره.
حفظ قرآن با توجه به تقویت حافظه، به پیشرفت درسی هم کمک میکند (به گفته دانشمندان، فقط حفظ قرآن است که میتواند جلوی روند پیری مغز را بگیرد.)
با انتخاب روش، کلاس و استاد خوب و کاربلد، تخصصی حفظ کنند.
از شروع کار حفظ تا آخر عمر باید هر روز مرور کنیم تا هم محفوظات فراموش نشود و هم انس باقرآن محقق (روزانه مرور حداقل سه جزء)
به عنوان حافظی که از زمان حفظ یک جزء در مسابقات مختلف شرکت کرده و اولین رتبهام را سال ۹۱، سه ماه بعد از شروع حفظ در مسابقات قرآن اوقاف کسب کردم، به شدت معتقدم حضور در مسابقات لازم است و کارنامهای که از آن دریافت میکنیم نقاط قوت و ضعفمان را روشن میکند.
هیچ وقت برای شروع دیر نیست.
ماه رمضان باتوجه به اینکه ماه نزول قرآن است، زمینه خیلی خوبی برای انس، قرائت و حفظ قرآن ایجاد میکند حتی برای کسانی که چندان اهل قرآن نیستند؛ فضای معنوی این ماه مبارک، هر کار مادی یا معنوی را تسهیل میکند.
ماه رمضان فرصتی برای آشتی ما با قرآن و رفع مهجوریت آن است که اینقدر در جامعه و متن زندگی، کمرنگ نباشد.
لازم نیست حتما همه زمان حفظ را ثابت در یکجا بنشینیم؛ فقط برای حفظ جدید اینطور است و مرور را میتوان حین انجام کارهای خانه هم داشت.
سحرها زمانی طلایی برای حفظ قرآن است.
{$sepehr_key_195451}