به گزارش شهرآرانیوز؛ برنامههای تلویزیونی گفت وگومحور، سال هاست یکی از قالبهای اصلی رسانهای برای طرح مسائل اجتماعی، فرهنگی و انسانی به شمار میروند. این برنامه ها، اگر از کلیشه فاصله بگیرند و به گفت وگویی زنده، صادقانه و مسئله محور تبدیل شوند، میتوانند نقش مهمی در ارتقای آگاهی عمومی، جهت دهی به مطالبات اجتماعی و حتی ایجاد تغییرات فرهنگی بلندمدت ایفا کنند. در حاشیه ضبط برنامه تلویزیونی «از تو» در مشهد، با محمد دلاوری، مجری باسابقه تلویزیون به گفتوگو نشستیم.
او با قدردانی از فعالیتهای مؤسسه فرهنگی شهرآرا براین نظر است که «نام شهرآرا را فقط در مشهد نشنیدهام؛ در جاهای مختلف شنیدهام و این یعنی رسانهای که توانسته است خودش را در موقعیتهای مختلف نشان بدهد. برایشان آرزوی موفقیت میکنم.» دلاوری در گفت وگویی تفصیلی با شهرآرا، از تجربه خود در این حوزه، اهمیت گفتوگو، نقش مجری و انتظارات مخاطب امروز سخن میگوید.
محمد دلاوری با تأکید بر ماهیت واقعی گفتوگو در برنامههای تلویزیونی میگوید: اولین و مهمترین اتفاق در یک برنامه گفت وگومحور، این است که واقعا گفتوگو شکل بگیرد، نه صرفا نمایش گفتوگو. گاهی اوقات مجری و میهمان، صحنهای را ایجاد میکنند که در آن دیالوگی اتفاق نمیافتد؛ فقط یک پرسش و پاسخ مکانیکی است که بیننده را درگیر نمیکند. بیننده باید دلیلی داشته باشد که بنشیند و گفتوگو را دنبال کند. درواقع گفتوگو باید به زندگی مخاطب ربط پیدا کند. این اصلیترین الگویی است که میتواند یک برنامه را از کسالت، تکرار و بی اثر بودن خارج کند.
دلاوری درباره چرایی استقبال مخاطبان از این قالب رسانهای توضیح میدهد: آدمها برنامههای گفت وگومحور را دوست دارند؛ چون در آنها شریک تجربههای دیگران میشوند. یکی دیگر از دلایل توجه به این گونه برنامه ها، این است که به لحاظ اقتصادی، تولید آنها پیچیدگی زیادی ندارد. اما همین سادگی گاهی خطرناک میشود. چون برنامه راحت است، درباره آن سهل انگاری میشود؛ هم تعداد گفتوگوها زیاد میشود و هم کیفیت برخی از آنها کاهش مییابد.
مجری باسابقه تلویزیون، خروج از کلیشه را یکی از چالشهای اصلی برنامههای گفت وگومحور میداند؛ به گفته او، یکی از معضلات ما در جذب مخاطب، کلیشهای شدن است. برنامه «از تو» تلاش کرده است از کلیشه فاصله بگیرد؛ مثلا با اضافه کردن روایت داستان گونه به ساختار، گفتوگو شکل دهد.
او تأکید میکند: جذابیت فقط در محتوا خلاصه نمیشود؛ فرم، طراحی استودیو، نور، صدا، نحوه ورود به گفتوگو با میهمان، ادامه دادن بحث و حتی حضور تماشاگر، همه اینها میتوانند به جان دارتر شدن هسته اصلی برنامه کمک کنند.
دلاوری در پاسخ به این پرسش که یک برنامه گفت وگومحور چه مؤلفههایی باید داشته باشد، میگوید: موضوع روز یا غیرروز بودن، اهمیت اصلی نیست. شما میتوانید درباره یک واقعه تاریخی گفتوگو کنید، اما گفت وگویی زنده و واقعی. ضعف برخی برنامهها در عدم ارتباط درونی مجری و میهمان با موضوع است. گاهی پرسشگر، خودش با موضوع ارتباط نگرفته است و سؤال درونی ندارد. کسی هم که پاسخ میدهد، جوشش درونی ندارد. هرچه پرسش و پاسخ، درونیتر و صادقانهتر باشد، گفتوگو شادابتر میشود و مخاطب را بیشتر درگیر میکند.
محمد دلاوری نقش مجری را «اصلیترین نقش» در این قالب میداند و میگوید: مجری باید با موضوع، ارتباط قوی برقرار کرده باشد. پرسش کردن نباید بازی باشد؛ باید از علاقه بیاید. این طور نباشد که سؤالات ازقبل آماده شده را از روی کاغذ بخواند.
این مجری اضافه میکند: مجری باید وارد جهان میهمان شود. وقتی دریچههای تازهای باز میشود، متوجه آنها باشد و دغدغه اش فقط پرسیدن سؤال بعدی نباشد. دراین حالت، مخاطب هم پشت سر مجری، وارد جهان میهمان میشود و گفت وگویی گرم شکل میگیرد.
به باور دلاوری، مخاطب امروز درگیری ذهنی میخواهد؛ مخاطب میپرسد چرا باید این گفتوگو را ببینم؟ چه اثری در زندگی من دارد؟ این داستان چه ربطی به من دارد؟ اگر مخاطب بتواند با میهمان و مجری ارتباط برقرار کند، یک مثلث شکل میگیرد؛ انگار ما در یک جمع نشستهایم و داریم با هم یک تجربه را مرور میکنیم.
اگر این درگیری ایجاد نشود، برنامه اثرگذاری اجتماعی و فرهنگی نخواهد داشت. او در پاسخ به این سؤال که آیا گفتوگو میتواند تصمیم سازی اجتماعی ایجاد کند، بیان میکند: اگر انتظار داشته باشیم امروز گفت وگویی انجام شود و فردا یک معضل حل شود، این خیلی کم اتفاق میافتد. اما گفتوگو میتواند مطالبات را افزایش بدهد و ذهن بیننده را درگیر کند.
وی با اشاره به تغییرات تدریجی فرهنگی در جامعه بیان میکند: گاهی یک جمله از یک گفتوگو در ذهن یک نوجوان مینشیند و شاید ۱۰ سال بعد، آن نوجوان بر اساس همان جمله تصمیمی بگیرد. مهمترین کار گفتوگو، ایجاد تغییرات درونی و فرهنگی است؛ تغییراتی که اغلب دیده نمیشوند، اما عمیقاند.
دلاوری با اشاره به برنامه «صرفا جهت اطلاع» که مجری آن بوده است، میگوید: اولین قسمتی که از این برنامه پخش شد، مردم در آن زمان تعجب کرده بودند. امروز اگر همان قسمت را ببینند، تعجب میکنند که چرا آن زمان تعجب کرده بودند؛ چون در طول یک دهه، فرهنگ سیاسی ما تغییر کرده است و ما متوجه این تغییرات تدریجی نمیشویم.
او درباره ضبط برنامه در مشهد میگوید: مشهد یک کلان شهر قدرتمند با استعدادهای فوق العاده است. ویژگی مهمش این است که اشتیاق به انجام کارهای بزرگ در آن خیلی زیاد است. این شور یک فرصت مهم است؛ در بعضی شهرها، به دلیل وفور امکانات، آدمها دچار عادت میشوند. اما اینجا شور و شوق موج میزند.
گروههای مختلف، از شهرداری تا نهادهای دیگر، علاقه مندند که اتفاقی بیفتد و این برای من انرژی بخش است. شاید گرم شدن فضای تولید در این شهر کمی زمان ببرد، اما عطش و علاقه برای کار در اینجا بیشتر است و همین باعث میشود افراد با انگیزه بیشتری تلاش کنند.
{$sepehr_key_195439}
دلاوری با اشاره به برنامه گفت وگومحور «از تو» که فعالان اجتماعی را در محور برنامه قرار داده است، با تحسین ساخت این دسته برنامهها میگوید: من از قدیم به کار جهادی علاقه داشتم؛ آدمهایی که از دایره محدود منفعت فردی بیرون میآیند و وارد دایره بزرگ تری به نام منفعت اجتماعی میشوند، زندگی زیبایی پیدا میکنند. گاهی میبینم یک کارمند ساده در وقت آزادش، کاری شگفت انگیز انجام داده است که واقعا باورکردنی نیست. همینها باعث شده است من به این فضا علاقهمند شوم و خوشحال باشم که مجری این برنامه هستم.
این مجری ملی درباره یکی از روایتهای تأثیرگذار برنامه بیان میکند: یکی از میهمانها در سیل پل دختر، ۹۰روز در منطقه ماند و با کمک ۹۵۰نفر، باغ انجیر بزرگی را که معیشت مردم آن منطقه بود و زیر گل مدفون شده بود، احیا کرد. من آرزو کردم کاش میتوانستم چنین فداکاریای کنم. در این برنامه من بیشتر شنوندهام تا پرسشگر؛ با ولع گوش میکنم و لذت میبرم.
او پیام اصلی برنامه را چنین توصیف میکند: منتظر نباشیم که فقط ایران برای ما کاری کند؛ ما هم باید برای کشورمان کاری انجام دهیم. اگر برای دیگران قدمی برداریم، آثارش به طور معجزه آسایی به زندگی خودمان بازمی گردد. وقتی از خودمان عبور کنیم و دل به دل دیگران بدهیم، زندگی رنگ ولعاب تازهای پیدا میکند.
دلاوری تأکید میکند: کمتر پیش آمده است درباره برنامهای این طور صحبت کنم، اما واقعا خوشحالم. احساس میکنم خوش شانس بودهام که در این فضا قرار گرفتهام و امیدوارم بتوانم کمک کوچکی به گسترش این فرهنگ بکنم.