سیدابوطالب مظفری: رهبر شهید انقلاب به شعر، مشروعیت و قداست بخشید

به گزارش شهرآرانیوز؛ سید ابوطالب مظفری، شاعر شناخته‌شده مهاجر افغانستانی ساکن مشهد اظهارداشت: رهبر هر کشور تاثیر مهمی بر مشاغل، اصناف و اقشار مختلف جامعه دارد. اگر رهبر یک کشور به موضوعی علاقه داشته باشد، آن کسب و کار رونق خواهد یافت و برعکس اگر علاقه نداشته باشد، از رونق خواهد افتاد.

وی افزود: شاعران در طول سال‌های پس از انقلاب این اقبال را داشته‌اند که رهبر انقلاب علاقه زیادی به شعر و ادبیات داشتند.

تغییر گفتمان شعر و ادبیات

مظفری با اشاره به علاقه رهبری به شعر و ادبیات و برگزاری جلسات سالانه شب شعر، گفت: ادبیات و شعر در جامعه روحانیت ما به‌عنوان یک تابو و یک عمل مکروه تلقی می‌شد، ایشان اولین کاری که کردند، این بود که عمل مکروه را به عمل مشروع تبدیل کردند و در مقدس‌ترین ماه سال که ماه عبادت است، در شب‌های نزدیک قدر، ایشان همیشه جلسات شعر برگزار می‌کردند.

وی تصریح کرد: ایشان به شعر مشروعیت و قداست داد، نکته بعدی این بود که ایشان شعر را از حیطه شخصی و شخصیت خود دور نگه داشت. بار‌ها شاهد بودیم که اگر کسی درباره ایشان شعر می‌خواند، توصیه می‌کردند که وارد این فضا نشوید.

وی در ادامه بیان کرد: رهبری به تمام ابعاد شعر توجه داشتند و فقط به شعر آیینی توجه نداشتند. شعر را به عنوان یک هنر کاربردی مهم در راستای بیان احساسات انسانی می‌دانستند، نه اینکه شعر را فقط برای کارکرد آیینی آن دوست داشته باشند. همه اینها ناشی از این بود که ایشان به ادبیات واقف بودند.

مظفری با اشاره به شاعرانی که در دربار و برای مدح پادشاه شعر می‌سرودند، گفت: شاعران در طول تاریخ با دربار رابطه داشته‌اند، در مجموع ارتباط با قدرت یک اصل بدیهی در فرهنگ کلاسیک بوده است.

{$sepehr_key_195633}

مظفری با بیان اینکه انقلاب یعنی دگرگونی و تغییر دادن، گفت: مقام معظم رهبری همانگونه که گفتمان‌های زیادی را عوض کردند، گفتمان ادبی را نیز تغییر دادند.

وی تصریح کرد: یک رهبر روحانی فقیه و جامع الشرایط در مقدس‌ترین ماه سال، به شکل یک سنت همیشگی شاعران را جمع کرده و شعرشان را می‌شنید، این مهم‌ترین تغییر در این حوزه است.

وی گفت: این کار کراهت شعر را از بین برد و آن را به امر مشروع ارتقا داد. این کار باعث شد تا ادبیات وجاهت پیدا کند و شعر به مرتبه بالاتری رشد کند.

نگاه ویژه رهبری به افغانستان و مهاجرین

مظفری در بخش دیگر مصاحبه خود با ایراف گفت: روابط دو کشور ایران و افغانستان در طول تاریخ چند ضعف داشته است: اولا سیاست بازی‌ها، جدایی مرز‌های سیاسی و تنش‌های سیاسی از یکسو، از سوی دیگر مشکل عدم شناخت از یکدیگر نیز یکی از مشکلات بوده است.

وی افزود: در طول تاریخ، سیاست‌گذاران دوطرف هیچگاه به فکر از بین بردن بیگانگی نه؛ بلکه به فکر شیوع بیگانگی بوده‌اند.

مظفری تصریح کرد: هم افغانستان سعی داشته است با بریدن از ایران بر تئوری ناسیونالیسم بکوبد و هم ایران به نحوی با فراموش کردن افغانستان، به فکر بزرگ کردن ایران تاریخی در مرز‌های کنونی بود.

وی گفت: عامل سوم این است که به دلیل این دو عامل قبلی، ما در ایران هیچ کارشناس خبره و برجسته‌ای در سطح نخبگان یا در سطح جامعه در حوزه افغانستان نداشته‌ایم. این عدم شناخت آنقدر عمیق بود که بسیاری در ایران حتی نمی‌دانستند مردم افغانستان به چه زبانی سخن می‌گویند.

این شاعر افغانستانی در ادامه گفت: این مساله در سطح سیاستمداران پررنگ‌تر دیده می‌شود، از این رو در ایران ما کارشناس خوب در حوزه افغانستان نداریم، در حالیکه ایران در حوزه کشور‌های دیگر کارشناس‌های خبره و خوبی دارد.

رهبر شهید آشنایی عمیقی از افغانستان داشتند

سید ابوطالب مظفری با اشاره به شناخت عمیق رهبری از مسایل افغانستان، گفت: در چنین وضعیتی، در تمام این سال‌ها، شخصیتی رهبر این کشور بود که از قضا آشنایی عمیقی با افغانستان داشت. چرا؟ چون از سال‌ها پیش طلاب روشنفکر افغانستانی در مشهد از زمره شاگردان ایشان بوده‌اند.

وی افزود: مثلا شهید محمودی یا بسیاری از شخصیت‌های مبارز افغانستانی دیگر در مشهد شاگرد ایشان بوده‌اند و از قدیم ارتباطات مبارزاتی و نزدیکی با این افراد داشته‌اند.

وی عنوان کرد: از همان قدیم، مقام معظم رهبری با افغانستان و ریز مسایل آن آشنا بود، با شاعران افغانستانی هم از قدیم آشنا بودند.

مظفری با یادآوری جلسات شعر رهبری، بیان کرد: ما وقتی در جلسات شعر شرکت می‌کردیم، ایشان یادآوری می‌کردند که فلان شاعر ۴۰ سال قبل یک بیت را برای من خواند و من این شعر را حفظ کرده‌ام. در حالی‌که ما به عنوان شاعران افغانستانی، آن شاعر را نمی‌شناختیم.

مظفری با بیان اینکه رهبری افغانستان را به خوبی می‌شناخت و دلسوزی داشت، گفت: ایشان نسبت به مهاجرین و افغانستان ورای تمام مسایل سیاسی می‌نگریست و دلسوزی داشت.

وی گفت: ایشان همیشه نسبت به سرنوشت مهاجرین حساس بودند، گاهی این دلسوزی‌ها مثل ماجرای دستور رهبری برای ثبت‌نام تمام دانش‌آموزان مهاجر رسانه‌ای می‌شد، گاهی هم پنهان می‌ماند، اما به هرحال ایشان همیشه آن دغدغه را نسبت به مهاجرین داشتند.

مدیر موسسه در دری در پایان اذعان کرد: حتی تا همین روز‌های اخیر ایشان به فکر این بود که آن جریان مهاجرستیز را بشناسیم. یک چنین رهبری در ایران برای افغانستان و مهاجرین یک فرصت و یک شانس بود، البته ما این را متوجه نمی‌شدیم، اما الان و بعد از این باید درک کنیم.

منبع: ایراف