پایان شب قدر با طلوع صبح بیعت با رهبری آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای

به گزارش شهرآرانیوز، روایت آن‌هایی که در نخستین شب قدر امسال به حرم مطهر رضوی مشرف شدند تا دست به آسمان بلند کنند و نوای «الهی العفو» سر بدهند، روایت مردم کوچه و بازار همین شهر و همین کشور است. البته نخستین شب قدر امسال برایشان، حال وهوای متفاوتی با همه شب‌های قدر پیشین داشت؛ دشمنان قسم خورده ایران اسلامی به خاک وطن تجاوز کرده‌اند و این بار، زمزمه‌ها و نجوا‌های شب زنده داران قدر، فریادی بود از دل‌های پرخشم و پرامید.

مردمی که از جای جای مشهد و حتی دیگر شهر‌های کشور، خودشان را به حرم مطهر رضوی رساندند، با دست‌هایی رو به آسمان و با چشمانی اشک بار، نه فقط برای نوشتن سرنوشت یک ‎ساله خودشان، بلکه برای نصرت و پیروزی وطن در جنگ علیه باطل زمانه، دست به دعا برداشتند.

دعای پیروزی و سربلندی وطن، فصل مشترک همه شب زنده داران نخستین شب قدر امسال بود. خبر بزرگ این شب گران قدر را هم اواخر مراسم شنیدند و آن گاه بود که یک صدا نوای «ا... اکبر» سر دادند و با آیت ا... سیدمجتبی خامنه‌ای، سومین رهبر گران قدر جمهوری اسلامی ایران، اعلام بیعت و وفاداری کردند؛ بیعتی در جوار خورشید.

گویی مردم در این شب استثنایی، هم برای دفع بلا از وطن، دعا می‌کردند و هم با دلی قرص، سکان کشور را به دست امانت دار جدیدی می‌سپردند تا در طوفان‌های پیش رو، آن را به ساحل نجات و رستگاری برساند. آنچه می‌خوانید، دل گفته‌های برخی زائران و مجاوران بارگاه منور رضوی در نخستین شب قدر است.

تعجیل در فرج

محسن خجسته، ۳۷ ساله از تهران

اینجا که‌ می‌آیم، انگار تمام غبار‌های دنیا از دلم پاک می‌شود. امشب شب قدر است؛ شبی که از خدا می‌خواهم خیرمان را در آن مقدر کند. حاجت اول من برای همه مسلمین عالم است؛ برای رفع گرفتاری‌ها و نابودی ظلمی که این روز‌ها بیش از همیشه در ایران خودمان، احساسش می‌کنیم.  کودک کش‌ها به وطن رسیده‌اند؛ روز اول، دبستان دخترانه میناب را زدند و هر روز هم جنایاتشان را به شکلی ادامه می‌دهند.

از آقا امام رضا (ع) می‌خواهم چشم ما را به جمال نورانی فرزندشان امام زمان (عج) روشن کنند. به خدا که از این همه ظلم و تباهی بشر خسته‌ایم. از خدا می‌خواهم در این شب عزیز، خدا دل آقا را از دست ما راضی کند و فرجشان را شتاب دهد. ان شاء ا... روزی برسد که ما ذلت امثال ترامپ و این نخست وزیر خبیث رژیم صهیونیستی را ببینیم.

زیارت کربلا به نیابت از رهبر شهید

صابر سلطان زاده، ۳۰ ساله از شیراز:

همین دو هفته قبل که مقدمات سفر مشهد را آماده‌ می‌کردم، خودم می‌دانستم که فقط به هوای زیارت و پابوس دارم می‌آیم مشهد، ولی ته دلم گفتم «اگر زرنگ باشی، برات کربلای امسالت را از آقا امام رضا (ع) می‌گیری.» بعد هم که جنگ شد و این نامرد‌ها حضرت آقا را شهید کردند، دلم قرص شد که اولین زیارت کربلا را به نیابت از حضرت آقا بروم.

این شد که از همان لحظه اول ورودمان به مشهد، آمادگی قلبی در خودم ایجاد کردم که جز یاد رهبر شهیدم در دلم نباشد و از ضامن آهو بخواهم توفیق بدهد که در اولین فرصت ممکن، به نیابت از این سید شهید اولاد پیغمبر (ص) به زیارت کربلا بروم.

حالا باورتان می‌شود که بگویم سحر یکشنبه در برنامه تلویزیونی شبکه استانی شما، در قرعه کشی سفر کربلا برنده شدم؟ [با خنده]ما که یک شب زودتر از شب قدر، خدا حاجتمان را نقد کرد. ان شاءا... حاجت بقیه هم روا شود!

دعا برای شهادت فرزند

نرگس ولی زاده، ۶۱ساله از کرمانشاه

دنیا با همه خوبی و بدی اش می‌گذرد. من فقط عاقبت به خیری می‌خواهم تا هم خودم سربلند از دنیا بروم و هم خانواده‌ام، جوان‌ها و همه مردم ایران. خدا به آبروی این صحن و سرا، پایان زندگی هایمان را با ایمان و در مسیر اهل بیت (ع) رقم بزند! من از همه دار دنیا یک پسر دارم که او هم پاسدار است و این شب‌ها حتی نمی‌دانم کجا دارد با این ازخدابی خبر‌ها می‌جنگد، ولی واقعا فقط سربلندی اش را‌ می‌خواهم.

حلالش کرده‌ام و از خدا می‌خواهم اگر در تقدیرش مرگ مقدر کرده، این مرگ را شهادت در راه خودش، دینش و این کشور و ملت قرار بدهد. امشب هزاران دست به سوی آسمان بلند است و هرکسی حاجتی دارد، اما من از عمق قلبم، دعا می‌کنم خدا آن قدر معرفت و بصیرت به ما بدهد که بتوانیم تا آخر خط، پای دین و ولایت بایستیم؛ مهم این است که آدمیزاد شریف بماند.

روز‌هایی که گذشت، اما به سختی!

مهدی فتحی، ۵۵ ساله از مشهد

۲۵ سال است که با ماشین مسافرکشی می‌کنیم. در محدوده دور حرم، زائر جابه جا می‌کنیم. از ترمینال مهمان‌های آقا را‌ می‌آوریم حرم و‌ می‌رسانیم به هتل ها. ذات کار ما سخت است، اما سالی که گذشت، کابوس وار گذشت. وضع از نظر مالی، خیلی خراب بود. کرایه خانه، مخارج خانواده و هزینه تحصیل بچه‌ها آن قدر فشار آورد که از ۶ صبح تا ۱۲ شب پشت فرمان بودیم و بازهم کم می‌آوردیم.

این جور شد که از چندوقت قبل، فقط چشم می‌کشیدم که امشب برسد. حالا که شب قدر شده، آدم به پابوسی آقا (ع) و فقط می‌خواهم به کسب وکار من، بچه‌های خط و همه مردم این مملکت برکت بدهد. از طرف دیگر، دشمنی آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها با ملت ایران به اوج خودش رسید و خون پاک بسیاری از هم وطنانمان و در رأس آن آقای دوست داشتنی مان به زمین ریخت.

دعا می‌کنم به حق همین شب‌های عزیز، سایه جنگ از سر این مملکت برطرف شود و همه شر دشمنان به خودشان برگردد. این حریم و بارگاه، محل برآورده شدن آرزوهاست و یقین قلبی دارم که امام هشتم (ع) حتما اجابت می‌کند، می‌دانم که‌ می‌شنود.

حرمی که در سخت‌ترین شرایط، نقطه امن است

بتول ۵۲ساله از اهواز

بین این همه اتفاق عجیب وغریب که این روز‌ها علیه کشورمان در حال وقوع است، حرم نورانی امام هشتم (ع)، امن‌ترین ملجأ و مکان برای توسل به حضرتش و توکل به خدای بزرگ است. وقتی آدم این حوادث را‌ می‌بیند، خودش را بیشتر در آستانه ظهور می‌یابد و همین موضوع سبب تسلای دلمان می‌شود. امسال نیمه شعبان قم بودیم.

رفتم پیش حضرت معصومه (س) و سلامتی پسرم مسعود را خواستم. سه سال است افتاده گوشه خانه. سرطان گرفته است. هر روز صورت رنگ پریده اش را که‌ می‌بینم، برایم مثل جان کندن است. هزارجور دواودرمان را امتحان کردیم، هزارجور نذرونیاز هم کردیم، اما هیچ بهبودی حاصل نشد. اصلا برای همین نیمه شعبان رفتیم قم و خدا خواست تا از مرکز درمان سرطان بیمارستان امام رضا (ع) از مشهد به ما زنگ بزنند که بیایید بچه تان را بستری کنیم. 

حالا وسط بستری مسعود، شب اول قدر آمده‌ام حرم آقا تا اینجا از کنار ضریح، از خدا بخواهم نظر ویژه‌ای به بنده‌های ناامیدش بکند. هیچ چیز به جز سلامتی مسعود نمی‌خواهم. حاضرم یک شب تا صبح اینجا بایستم و گریه کنم تا فقط ببینم یک بار دیگر لب هایش به خنده باز‌ می‌شود. خدا برای کسی نیاورد! خدا بچه ما را هم به ما برگرداند!

{$sepehr_key_195701}

امامی که همیشه غریب نواز است

محبوبه ۶۵ساله از مزارشریف

بیست سال است که از وطنم دورم، اما هنوز دلم برای مردمم می‌تپد. هر روز می‌بینم چقدر سختی می‌کشند. هربار هم که حکومت در افغانستان عوض می‌شود، وضع بدتر می‌شود. امشب که اینجا کنار حرم علی بن موسی الرضا (ع) ایستاده‌ام، دست به آسمان می‌برم و برای مردم کشورم دعا می‌کنم. خدا به داد این مردم برسد!

 این همه سال جنگ، خونریزی، ناامنی، اشغال و حالا هم که از اساسی‌ترین حقوق یک زندگی عادی، محروم هستند. بین این همه برادر و خواهر ایرانی که این همه سال، من و هم وطنانم را با خوش رویی پذیرفته‌اند، من اینجا هستم تا برای آرامش و امنیت وطنم، دست به دعا بردارم. خدا هرکس را که از ظلم و سختی وطنش گریزان شده، نجات دهد.

از خدا می‌خواهم به حرمت آبروی امام رضا (ع)، صلح و آرامش را به ما ملت افغانستان برگرداند و همه ما زیر سایه امن اهل بیت (ع) زندگی کنیم. آرزو می‌کنم که ایران اسلامی هم زیر سایه امام رضا (ع) همیشه درامان باشد و حیله و نیرنگ دشمنان اسلام و مسلمانان که این روز‌ها از هیچ جنایتی فروگذار نیستند، به خودشان برگردد.