مرضیه وحدت| شهرآرانیوز، در پی شهادت رهبر عزیزمان، آیت الله العظمی سید علی خامنهای (قدس سره شریف)، حال و هوای مشهد و تمام ایران، شکلی دیگر گرفت. گویی شهادت ایشان جرقهای بود بر قلبهای خفته و سیل خروش و بیداری را در جانها جاری ساخت.
این موج عظیم مردمی، که هر روز با افزوده شدن جمعیتی تازه، گسترهای وسیعتر مییابد، پاسخی است به دشمن غاصب صهیونیستی - آمریکایی و پیمانی دوباره با آرمانهایی که رهبر فقید، چراغ راهشان بود.
فوران احساسات و خروش مردم پس از شهادت رهبر عزیزمان، پدیدهای است که با گذر هر شب، عمق و گستره بیشتری مییابد. این بیداری عمومی، مصداق این پیام است که اگرچه ظاهراً رهبر از میان ما رفته، اما روحیه مقاومت و ایستادگیشان، در جان تکتک ما زنده است و اجازه نخواهد داد صهیونیستهای جنایتکار، گزندی به خاک عزیز ما برسانند.
این شبها خیابانهای مشهد، آینهای تمامنما از این همبستگی ملی است؛ از پیران سالخورده تا جوانان پرشور. از مادران فداکار تا کودکان معصوم، همه و همه، با حضور خود، در غم رهبرمان شریکاند و در راه پاسداری از میهن، گامی استوار برمیدارند.
مساجد، چون همیشه، کانون این شور و عشق شدهاند. اهالی مشهد، به صورت خودجوش، رهنمودهای رهبری در جنگ ۱۲روزه را که بر خواندن سوره فتح، دعای توسل و دعای ۱۴ صحیفه سجادیه تأکید داشتند، در شبهای پرالتهاب کنونی به جا میآورند و این سنت حسنه، با استقبالی گرم و پرشور مواجه شده است.
مسجد موسی بن جعفر(ع) در محله کارگران مشهد، خود گواه این صحنه است. دور تا دور صحن مسجد، بانوان با قامتی استوار، در حلقههایی نورانی نشستهاند. عطر کلام خدا، با تلاوت سوره فتح، فضا را معطر کرده و نوای دلنشین قرآن، جانها را به آسمان میبرد. نگاهم که به گوشهای دیگر میکشد، صحنهای از معصومیت و شور کودکی را میبینم. کودکان، پرچم ایران و حزبالله را در دست گرفتهاند و با صدایی رسا، شعارهای «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» سر میدهند. فریادهایی که از عمق جانشان برمیآید.
در میان بانوان، چهرههای نورانی سالمندان نیز دیده میشود؛ حضوری که نشان از ریشهدار بودن این عشق و همراهی در نسلهای مختلف دارد. همه آمدهاند تا در این مراسم روحانی شرکت کنند، سپس، از این فضای مقدس، به سوی خیابانها حرکت کنند. در میان جمعیت، بانوی جوانی توجه مرا به خود جلب میکند؛ مادری که کودکی شیرخواره در آغوش دارد و هر از گاهی با لالایی، گریههای او را آرام میکند. جلو میروم و کنارش مینشینم. او، اکرم رنجبر، زنی خانهدار و چهل ساله است. وقتی دلیل حضورش را در هوای سرد و با وجود فرزند خردسال میپرسم، با صلابتی وصفناپذیر پاسخ میدهد: جان خودم و فرزندانم فدای رهبر عزیزم. رهبر ما با وجود تهدیدات ترامپ ملعون، حاضر نشدند منزل خود را ترک کنند. الان هم وظیفه ماست که از اسلام محافظت کنیم و اجازه ندهیم دشمن داخلی و خارجی به ایران ضربه بزند. این کمترین کاری است که ما میتوانیم انجام دهیم.
{$sepehr_key_195828}
رنجبر ادامه میدهد: البته دو فرزند دیگرم، که یکی بیست ساله و دیگری دوازده ساله است، هر شب در این تجمعات حضور دارند و من و همسرم را نیز تشویق به حضور میکنند. وقتی از نقش مادر در تربیت چنین فرزندانی میپرسم، با لبخندی که نشانی از رضایت و افتخار دارد، میگوید: فضای خانه بسیار مهم است. من و همسرم همیشه تلاش کردیم بر اساس مبانی اسلام و قرآن رفتار کنیم و گفتار و کردار ما با هم تناقض نداشته باشد.
او اضافه میکند: در این شرایط، اگر چه سخت است با یک نوزاد در تجمعات حضور داشته باشم، ولی حضور هر یک نفر، تیری بر قلب دشمن است و ما نباید خیابان را برای منافقین خالی کنیم.
فرشته امجدی، فعال فرهنگی مسجد موسی بن جعفر هم که در این جمع حضور دارد، بیان میکند: مردم در اغتشاشات دی ماه، ضربه زیادی خوردند و نمیخواهند این اتفاقات دوباره تکرار شود. در دی ماه، اموال بسیاری از مردم و بیتالمال نابود شد و تعدادی نیز به شهادت رسیدند. مردم هرگز دوست ندارند این اتفاق تلخ تکرار شود.
او ادامه میدهد: حضور مردمی در این شبها بسیار خوب بوده و هر شب بر تعداد افراد افزوده میشود، معمولا افراد به صورت جمعی از دوستان یا اعضای خانواده یا فامیل و حتی تنها در تجمعات شرکت میکنند.
او اضافه میکند: شور و حال مردم هر شب بیشتر میشود و در این بین افرادی میبینیم که کارهای فرهنگی انجام میدهند، مثلا آقایی بر روی پارچههای مشکی برای سر در منازل با شابلون شعار نویسی میکند و رایگان در اختیار مردم قرار میدهد و یا یکی از بانوان این محله، سر در منزل خود را سیاه پوش کرده و صوت قرآن پخش میکند و در ساعتی از روز صفحات قرآن را برای مردمی که از آنجا عبور میکنند، قرار داده و از این مدل کارها در محله زیاد است.
محبوبه رزقی یکی دیگر از بانوانی است که در این جمع حضور دارد، میگوید: من هر شب در این تجمعات شرکت میکنم، باید یزیدیان زمان بدانند که ما ملت امام حسین هستیم و تن به ذلت نمیدهیم و اجازه نمیدهیم که این کشور به دست یاغیان داخل و دشمن صهیونیسم بیفتد. وقتی تلاوت قرآن تمام میشود همه به بیرون مسجد میروند و در پشت سر آقایان قرار میگیرند هر کدام یک پلاکارد در دست دارد، بچهها پرچم ایران به دست گرفتند و هنوز روحانی مسجد صحبت نکرده شعار مرگ بر امریکا میدهند و روحانی مسجد با تشویق میگوید: ماشالله ایران ما با وجود شما هیچ وقت شکست نخواهد خورد.
{$sepehr_key_195829}
جمعیت که به آن اضافه شده، به سمت چهارراه شیرودی که در نزدیکی مسجد هست، حرکت میکند. در مسیر پسربچهها با شوق پرچم ایران را میچرخانند و شعارهای «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» سر میدهند. در این میان، جمعیت که هر لحظه بر تعداد آنها افزوده میشود نیز همراهی میکنند. در همان حین ماشینهای بسیاری نیز در حالی که پرچم ایران و عکس رهبر در دست سرنشینان آن است، از کنار جمعیت عبور میکنند و دست خود را به نشانه پیروزی بر دشمن بالا میبرند.