وضعیت
فرآیند انقلاب اسلامی (انقلاب – حکومت – دولت – جامعه – تمدن) که اینک در بازه طولانی و دشوار «دولت اسلامی» قرار دارد، در نزاع بنیادین دو جبهه حق و باطل، اینک به مرحلهای کلان رسیده است؛ بعد از ۴۷ سال که جمهوری اسلامی ایران با واسطهها و گولخوردگان و نمایندگان استکبار (مثل پهلوی و منافقین و تجزیهطلبان و صدام و جیش العدل و داعش و رژیم صهیونی) میجنگید، حالا مستقیم با خودِ «شیطان بزرگ، یعنی آمریکا» در مصاف قرار گرفته است.
حکم جهاد
پرواضح است که ماهیت این جنگ، چیزی جز دفاع از موجودیت و هویت و استقلال و پیشرفتمان نیست و در این دفاع مقدس، نیازمند دستور یا حکم یا مجوز هیچ نهاد و مرجعی نیستیم؛ چهاینکه فتوای وجوب دفاع از کیان مسلمانان را شخصِ شخیصِ رسول مکرّم اسلام و ائمۀ هدی علیهم صلوات الله صادر کردهاند، بدون اینکه آن را به هیچ شرطی ازجمله سن خاص یا سلامتی یا امکانات، مشروط کرده باشند.
داشتههای فراموششده
در این دو دفاع فهمیدیم سرمایههای بیشماری داریم که آنها را در کشاکش سرگرمیهای داخلی به غفلت سپرده بودیم، ازجمله: اشتراکات فراوان ملی، نوعدوستی ایرانی، حبّ وطن، توان اهمّ و مهمکردن گلایهها و نواقص داخلی با تهدیدات دشمن، همعهدی و همدلی ایرانی و اسلامی بین یکایک مردم، مواسات عمومی، انفاق و کمک به نیازمندان و آسیبدیدگان. علاوه بر آن، بلوغ فکری نخبگان و عموم مردم در تشخیص آتشبهاختیار وظیفه در موقعیت خطر، از شگفتانههای این جنگ بود. پس معلوم میشود خوشبختانه جامعه ما باوجود تغییرات ظاهریاش، همچنان در هنگام بحرانها، به ذات سالم و بالنده و اسلامی و ایرانی خویش برمیگردد و اینگونه نیست که ایثار و فداکاری عمومی فقط به دوران انقلاب و دفاع مقدس هشتساله، منحصر باشد.
عبرتها و نیازمندیها
۱. دانشآموزان و دانشجویان و طلاب جوان فهمیدند و باید بفهمند که جنگهای امروز، شباهتهای زیادی با جنگهای قدیم ندارد؛ هرچند هنوز هم توان بدنی و مهارت فیزیکی برای نبرد میدانی تعیینکننده است، اما ماهیت فناورانه جنگها که تکیه اصلیاش روی جنگافزارهای مدرن، ارتباطات پیچیده و چندلایه، بهرهگیری از هوش مصنوعی، توان استفاده از شبکه اینترنت برای رصد و شناسایی و ضربه، قالبها و فناوریهای رسانهای برای ساخت روایت موردنظر از صحنه و امثال آن است، باید به درک و تصمیم ما نسبتبه آیندهمان کمک کند.
به طور مشخص، هدفگذاری هرکدام از جوانان در مقوله انتخاب رشته تحصیلی و مهارتآموزیها باید همسو با این تجربه باشد.
۲. در کنار همه امکانات و تجربیات و سرمایهها و نیروی متراکم مردمی و نظامی، از فقر و اضطرارمان به ذات مقدس حضرت حق و نیاز همیشگیمان به امداد و نصرت او فراموش نکنیم؛ اگر خدانکرده به داشتهها تکیه کنیم، خداوند برای رساندن ما به آن بالندگی روحی و ورزیدگی معنوی، ناچار خواهد شد بر سختی امتحانات بیفزاید، چهاینکه فرمود: «وَ ما أَرْسَلْنا فی قَرْیَةٍ مِنْ نَبِیٍّ إِلاَّ أَخَذْنا أَهْلَها بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ یَضَّرَّعُونَ»، بنابراین امیدوارانه سلاح دعا و تضرع را در دست گیریم و با آن به مسیر ادامه دهیم.
۳. تقابل و نزاع خود با تمدن مادی و فاسد غربی را فرایندی و تاریخی ببینیم و از توقعات عجولانه و غیرواقعی بپرهیزیم. واقعیت آن است که تغییرات بزرگ و ظهور و سقوط تمدنها، آنی و فوری نیست، بنابراین طبیعی است که پیروزی نهایی ما بر دشمن نیز زمان ببرد. این حقیقت، ما را از هیجان و ناامیدیهای کاذب میرهاند و به ما صبری راهبردی برای رسیدن به فتح و فرج میبخشد.
۴. بعد از استفاده بیواهمه و علنی دشمن از رسانهها برای غلبه بر ما، حالا دیگر باید برای همه، به ویژه دختران و پسران جوان ثابت شده باشد که امکانات و خدمات پیچیده و جذاب و کاربردی رسانهای، نه خدمتی حرفهای و صادقانه به ما، بلکه بستری برای نفوذ و رصد و مدیریت و مهار مردم و نخبگان و فرماندهان و مدیران جبهه رقیب توسط جبهه شیطانی است. باید در مواجهه با این اغواگری و جاسوسی و خط فکری، اقدام کنیم و حداقل در حال حاضر از استفاده از بسترها و سکوهای خارجی خودداری کنیم.
۵. بهفرموده حضرت امام سجاد علیهالسلام در دعای چهاردهم صحیفه، کلید پیروزی موحدان و مظلومان بر دشمن، دو چیز است: اول «نیت صادقانه» و دوم، «مقاومت دائمی». واقعیت آن است که با صلاحدید خداوند ممکن است نصرت الهی با تأخیر مواجه شود و خدانکرده بسا تا پایان عمر طبیعی این دژخیمان فاسد نیز میسّر نگردد.
با این وضع، تنها نیت و انگیزه توحیدی و صبر و ثبات دائمی است که ما را در تاریخ ماندگار خواهد کرد و جلوی تسلیم و تزلزل ما یا انحراف از مسیر حق را خواهد گرفت.