به گزارش شهرآرانیوز، وقتی به نظر میرسید امیدی نیست، او آنجا بود. اینگونه بود که گل اول والورده از راه رسید و اینگونه بود که مادرید، سیتی را در چرخگوشت بیرحم خود خرد کرد. این ذات باشگاه سفیدپوش است؛ به خصوص در لیگ قهرمانان اروپا که ملودی آن را از حفظ میخوانند. در شبی که تمام چشمها به غریزه گلزنی ارلینگ هالند دوخته شده بود، یک شاهین (لقب والورده) قاتل بیرحم این مسابقه لقب گرفت. وقتی پپ گواردیولا با ژست یک سوپرمنِ تاکتیکی در برنابئو فرود آمد، با آربلوایی روبهرو شد که تا دندان به کریپتونایت (سنگ نابودگر سوپرمن) مسلح بود. او برد و تیمش هم برد؛ یک پیروزی قاطع ۳-۰ برای پرواز به سمت منچستر، هم در معنای استعاری و هم در واقعیت.
این یک دهنکجی بزرگ به تمام تردیدهایی بود که پس از لغزشهای اخیر در لالیگا (مقابل اوساسونا و ختافه) شکل گرفته بود. پیام تیم واضح بود: «بهتر از چیزی که فکر میکردید بودیم، نه؟ جو بیرون از تیم چندان به ما اعتماد نداشت. اما ثابت کردیم که ما رئال مادرید هستیم، هرگز نباید ما را مرده فرض کنید.» این شبی برای برافراشتن پرچم انتقام بود؛ برای سینه سپر کردن و برای مبهوت کردن پپ گواردیولا.
در روز موعود، آربلوا مشت محکمی روی میز کوبید. او نبرد تاکتیکی را از همتای نامدار خود برد. با نقشهای کاملاً مهندسیشده برای خنثی کردن قدرت ویرانگر حریف و استفاده از توپخانه سیتیزنها به نفع خود. استراتژی مشخص بود: ایجاد اتصال کوتاه در مدار سیتی برای زدن ضربه متقابل. اما با حوصله و بدون شتابزدگی. شتاب گرفتنِ کنترلشده و متراکم کردنِ خط میانی با فدا کردن مهاجم هدف (گونزالو)، برای به هم زدن تعادل حریف.
{$sepehr_key_196336}
آربلوا با لبخندی فاتحانه در این باره گفت: «ما خیلی خوب میدانستیم سیتی و پپ چگونه بازی میکنند و دنبال چه هستند. ما خطوط پاسکاری آنها را کور کردیم. سعی کردیم در پرس کردن بیگدار به آب نزنیم، چون این دقیقاً همان چیزی است که آنها برای فرار از پشت مدافعان میخواهند. ما میخواستیم با توپ به آنها ضربه بزنیم و اگر آنها را دور میزدیم، میتوانستیم زهر خود را بریزیم و دقیقاً همین کار را هم کردیم.»
خوانیتوی قرن ۲۱؛ پرواز شاهین در تمام نقاط زمین
پایه و اساس این موفقیت، یک کار تیمی درخشان بود؛ همان چیزی که کورتوا در پایان بازی به آن اشاره کرد: «این یک گام رو به جلو به عنوان یک تیم بود. اگر برای یکدیگر بجنگیم، همهچیز خوب پیش میرود.»، اما در کنار این روحیه تیمی، تصمیمات نقطهای و کلیدیِ سرمربی هم به چشم میخورد؛ مهمترین آنها: نقش فدریکو والورده.
در تقابل با جرمی دوکوی تکنیکی، خیلیها پیشنهاد میدادند که ستاره اهل اروگوئه به جای ترنت الکساندر آرنولد (یا کارواخال) در پست دفاع راست به کار گرفته شود. اما بازیکن انگلیسی در ترکیب ماند تا به «خوانیتوی قرن بیست و یکم» اجازه پرواز داده شود. کمکها به ترنت برای مهار وینگر خطرناک سیتیزنها بیوقفه بود؛ تیاگو، والورده و براهیم دیاز مدام برتری عددی دو به یک یا سه به یک ایجاد میکردند، اما بدون اینکه آزادی عمل کاپیتان تیم در میانه میدان سلب شود.
پیروزی از همین مسیر به دست آمد؛ و البته هر سه گل. اولی با ظهوری برقآسا در جناح راست روی پاس طلایی کورتوا، دومی با کنترلی تماشایی در مرکز و ضربه تمامکننده از سمت چپ، و سومی با یک حرکت ناب در محوطه جریمه که با اعتماد به نفس او ترکیب شد. والورده در همهچیز بهترین بود: ۷۱ لمس توپ، ۴ دریبل موفق، ۳ شوت در چارچوب، ۱۰ پاس صحیح در یکسوم دفاعی حریف و خلق دو موقعیت خطرناک. در فاز تدافعی هم ۱۱ دوئل را برد، دو توپربایی داشت، سه دفع توپ انجام داد، حتی یک بار هم دریبل نخورد و دو تکل موفق ثبت کرد. والورده همهچیز بود، در همهجا! و این به خاطر آن بود که آربلوا اسیر وسوسه بازی دادن به او در خط دفاعی نشد.
اعتماد به پسربچههای بیباک
و، اما تیاگو پیتارش در قلب میدان. یک حضور فیکس دیگر برای پسر ۱۸ سالهای که پختگی یک بازیکن ۲۸ ساله را دارد. کسی که وقتی توپ روی پایش بود، پاهایش برای درخشیدن بین مدافعان میانی نلرزید. با وجود یک اشتباه در زمین خودی که با درخشش کورتوا رفع شد، او نشان داد که با احترام، اما بدون ترس به مصاف چالشها میرود. درست مثل بازی با سلتاویگو، اولین تعویضی تیم، آردا گولر در دقیقه ۷۰ بود، نه او؛ و زمانی که تیاگو زمین را ترک کرد، چوب رهبری ارکستر را به دست یک جوان دیگر از آکادمی یعنی مانوئل آنخل سپرد.
آربلوا در نشست خبری با افتخار درباره او گفت: «به تیاگو بابت بازی فوقالعادهاش مقابل سیتی در یکهشتم نهایی تبریک گفتم. ما باید قدر بازیکنان آکادمی را بدانیم. آنها ۳۰، ۴۰ یا ۵۰ میلیون یورو برای ما خرج برنداشتهاند، اما رئال مادرید را با تمام وجود حس میکنند و توانایی بالایی دارند. مایه افتخار است که میبینیم رقابت میکنند و به دنیا نشان میدهند چه کارهایی از دستشان برمیآید. تشویق ایستاده هواداران کاملاً حق او بود. او نماینده لا فابریکا است.» آربلوا در برابر گواردیولا، با اسلحه پنهان خود یعنی محصولات آکادمی به میدان رفت و فاتح شد.
براهیم دیاز؛ وینگر مراکشی در قامت یک کوارتربک
یکی دیگر از علامتسؤالهای بزرگ ترکیب، زوج وینیسیوس در خط حمله بود؛ گونزالو یا براهیم؟ پاسخ، شماره ۲۱ بود. با وجود دقایق پرنوسان در بازی مقابل ویگو، آربلوا دوباره روی ستاره ملیپوش مراکشی قمار کرد. تصمیمی برای بهرهبرداری از الکتریسیته او بین خطوط، سرعت ویرانگرش در ضدحملات و تواناییاش در ارسال پاسهای کشنده.
این یک بازیِ سراسر برد برای براهیم بود. او در گل دوم نقش داشت، زمینهساز گل سوم با یک پاس خیرهکننده از روی سر روبن دیاس شد (که والورده آن را به یک اثر هنری تبدیل کرد) و در صحنهای که وینیسیوس پنالتی گرفت، دقیقاً مثل یک کوارتربک در فوتبال آمریکایی عمل کرد. او در پرس کردن یک وزنه سنگین و در خلق موقعیت یک کاتالیزور تمامعیار بود. اگر آربلوا مشت خود را روی میز کوبید، براهیم هم مهر خودش را پای این پیروزی کوبید.
دیوار آجری دین هویسن؛ محو شدن غول نروژی در برنابئو
با این حال، بزرگترین سورپرایز در قلب خط دفاعی رقم خورد. آربلوا در تمرینات پیش از بازی، زوج دین هویسن و رودیگر را امتحان کرده بود و در روز مسابقه، دقیقاً همین نقشه را پیاده کرد. هویسن از اواسط ماه فوریه به عنوان بازیکن فیکس به میدان نرفته بود، اما میان انبوهی از تردیدها، مشکلات فیزیکی و محرومیتها، او بازگشت تا پادشاهی کند.
وقتی همه منتظر حضور آسنسیو بودند، هویسن به میدان رفت تا از توانایی بازیسازی او از عقب زمین استفاده شود؛ یک رای اعتماد بزرگ به مدافعی که بیش از هر چیزی به همین اعتماد نیاز داشت؛ و او به بهترین شکل پاسخ داد. هویسن با ثبت ۴۴ پاس صحیح و تنها ۳ خطای پاس (دقت ۹۳.۶ درصدی)، مطمئنترین مهره مادریدیها در فاز بازیسازی بود. او ۵ بار توپ را دفع کرد، ۲ بار توپگیری داشت، ۶ مشارکت دفاعی موفق ثبت کرد و در تنها تکل خود نیز پیروز شد. در برابر سمنیو و به ویژه ارلینگ هالند، او نه تنها رنج نکشید، بلکه آنها را عذاب داد. در لحظاتی از بازی، ماشین گلزنی نروژی سیتی در میان صخرههای رودیگر و هویسن، کاملاً در برنابئو محو شده بود.
این تصمیمات آربلوا همگی برای دست و پا بسته کردن منچسترسیتیای بود که خطرش در این بازی تنها به حرکات انفرادی دوکو محدود شده بود. پس از چند بازی پرنوسان که بذر تردید را کاشته بود، یقین و اطمینان به کوبندهترین شکل ممکن بازگشت. با این وجود، آربلوا پس از این پیروزی تاریخی، از غرور کاذب دوری کرد: «روز گذشته بعد از بازی با ختافه با بازیکنان صحبت کردم و به آنها درباره تکرار چرخههای باطل و اشتباهات هشدار دادم»؛ و فرار از همین نوسانات سینوسی، بزرگترین هدف کهکشانیهاست. یافتن ثباتی که در آن، شبهای باشکوه مقابل ویارئال و سیتی با لغزشهای عجیب مقابل اوساسونا و ختافه گره نخورد. حالا تمام تمرکز روی بازی با الچه است؛ اما فعلاً، آربلوا میتواند برای پیروزی در اولین دوئل تاکتیکیاش مقابل پپ گواردیولا، با افتخار سینه سپر کند.