به گزارش شهرآرانیوز، سیار نوشت:
هرچند که از داغ غمت سوختهایمای کوه! به شوکتت نظر دوختهایمای کشتۀ لبتشنه ستمسوزی را
از مشت گرهکردهات آموختهایم
یک غرّش بیپردهاتای مرد! بس است
ابروی خم آوردهاتای مرد! بس است
تا هیبت غرب را به هم درشکند
یک مشت گره کردهاتای مرد! بس است
مشتش وا شد، اگرچه بیواهمه تاخت
دستش رو شد، نبرد را باخت که باخت!
یک مشتِ گره کرده به جسمی گلگون
در روز نخست کار دشمن را ساخت!
جنگید... چه با شکوه و محکم جنگید
تا خون به رگش بود دمادم جنگید
این مشتِ گره کرده گواه است آن مرد
با پیکر بیجان خودش هم جنگید!...