متن یادداشت وی بدین شرح است:
«در ساحتِ نبردهای سرنوشتساز، نقش هنرمند از یک نظارهگرِ صرف به یک «دیدهبانِ فعال» تغییر ماهیت میدهد.
هنر در زمانه جنگ، نه تفننی برای تماشا، بلکه سلاحی برای صیانت از حقیقت است و ابزار هنرمند در لحظاتِ فقدانِ جانسوزِ رهبران و معماران حرکت ملی و دینی، باید به مثابه یک «پناهگاه معنایی» عمل کند تا جامعه در میان هجمههای رسانهای دچار لکنت و تردید نشود.
هنرمندِ هوشمند، آن کسی است که تپش قلب ملت را به رگهای سردِ تاریخ تزریق کرده و اجازه نمیدهد شهادتِ استوانههای نظام، به انفعال بینجامد؛ بلکه آن را به سوختی برای موتورِ محرکِ مقاومت پایدار تبدیل میکند.
شهادت رهبری، اگرچه ضایعهای عظیم بر پیکره ایران مقتدر است، اما برای هنرمندِ آوانگارد، سرآغازِ یک «رستاخیزِ حماسی» در روایتگریست. در این برهه حساس، هنرمند وظیفه دارد با بازنمایی تصویرِ تداوم و ثبات، از گسستِ روانی جامعه جلوگیری کند
تبیینِ جایگاه «حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای» به عنوان حافظِ جدیدِ این میراثِ گرانسنگ، نیازمند زبانی هنری است که فراتر از بیانیههای رسمی، بتواند «عقلانیتِ انقلابی» و «توالیِ هوشمندانه قدرت» را به تصویر بکشد.
{$sepehr_key_196936}
هنر باید با پل زدن میان شکوهِ ایثارِ گذشته و امیدِ به صلابتِ آینده، تصویری روشن از تداومِ راهِ سبزِ زعامت ترسیم کند.
امروز که جبهه حق با تعیینِ خردمندانه رهبری جدید، فصل نوینی از پایداری را آغاز کرده است، رسالتِ هنر، خلقِ «زیباییشناسیِ اقتدار» است. هنرمندان باید با استفاده از نمادهای وحدتبخش، پیوندِ میان امت و ولایت را در دوران جدید، بازتعریف و مستحکم کنند. در جنگِ ارادهها، هر اثر هنری باید یک «سنگرِ بصری» باشد که هویت ملی و دینی را در برابر تحریفِ دشمن محافظت میکند.
رسالت غایی هنرمند در این شرایط، تبیینِ این حقیقت است که پرچمِ برافراشته عدالت، با جابهجاییِ سرداران بر زمین نخواهد افتاد، بلکه با نفسی تازه و نگاهی راهبردی، به افقهای روشنتر چشم خواهد دوخت.»
منبع: مهر