اکرم مسعودی - طلبه و کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث| شهرآرانیوز؛ من از «وظیفه» حرف میزنم، اما نه از آن وظیفهای که تحمیل شده باشد؛ از وظیفهای که آرامآرام در دل آدم ریشه میدواند؛ از جایی که انسان به این فهم میرسد که نمیشود دربرابر وطنش بیتفاوت باشد. من یک زن هستم و باور دارم که دفاع از این سرزمین، پیش از آنکه یک وظیفه سیاسی یا عقیدتی باشد، یک مسئولیت انسانی است.
برای من فرقی نمیکند با چه دین و مذهبی در این کشور زندگی میکنم. فرقی نمیکند شبیه چه کسی فکر میکنم یا چه باوری دارم. این خاک، خانه من است؛ جایی که در آن نفس کشیدهام، امنیت را تجربه کردهام و آیندهام را ساختهام. وطن نقطه مشترک همه ماست؛ همان خطی که اختلافها را کنار میزند و انسان را با مسئولیتش تنها میگذارد.
من زن هستم و زن بودن یعنی دیدن پیوندهای نادیده. یعنی فهم اینکه دفاع، فقط در میدانهای سخت و پرهیاهو اتفاق نمیافتد. گاهی دفاع، در بیان یک جمله درست است، در سکوتی بجا، در نپذیرفتن یک دروغ، حتی اگر سادهتر از حقیقت باشد. من دفاع را به شکلهای مختلفی زندگی کردهام: با قلم، با بیان، با تربیت فرزند، با آگاهیبخشی، با انتخابهای کوچک، اما مداوم.
برای من دفاع از ولایت، جدا از دفاع از وطن نیست. ولایت را نه بهعنوان یک مفهوم انتزاعی، بلکه بهعنوان ستون عقلانیت و انسجام ملی میبینم؛ نقطهای که در بزنگاهها، مانع فروپاشی شده است. دفاع از ولایت، یعنی دفاع از ثبات، از استقلال، از اینکه تصمیمهای بزرگ یک ملت، اسیر هیجان و تحریف نشود. این دفاع الزاما پرصدا نیست؛ گاهی آرام است، اما ریشهدار.
من باور دارم که زن، بهدلیل جایگاهی که در شکلدادن به ذهن و روح جامعه دارد، نقش بیبدیلی در جهاد تبیین ایفا میکند. ما روایتگر زندگی هستیم. آنچه میگوییم، آنچه مینویسیم و آنچه به نسل بعد منتقل میکنیم، تصویر فردای این کشور را میسازد. جهاد تبیین برای من یعنی نگذارم حقیقت، قربانی سادهسازی و شتابزدگی شود.
{$sepehr_key_197019}
زن بودن یعنی مسئول بودن. دفاع از وطن، به ظاهر آدمها گره نخورده است؛ به آگاهی و تعهد گره خورده است. زن میتواند با هر پوشش و با هر سلیقهای مدافع باشد، اگر بداند کجا ایستاده است و از چه چیزی دفاع میکند. وطن به همه ما تعلق دارد و دفاع از آن، حق و وظیفه همگانی است.
من دیدهام که چگونه یک گفتوگوی آگاهانه، یک توضیح صبورانه یا حتی یک تربیت درست، میتواند از دهها تنش جلوگیری کند. زن در متن زندگی، قدرت این را دارد که آرامش بسازد، مسیر را روشن کند و حقیقت را زنده نگه دارد. این همان جهاد تبیین است؛ جهادی که از خانه شروع میشود و به جامعه میرسد.
دفاع برای من، یعنی نایستادن دربرابر کشورم. یعنی در سختترین روایتها هم، انصاف را فراموش نکنم. یعنی بدانم که امنیت، استقلال و کرامت، دستاوردهایی آسان و ارزان نبودهاند. زن، اگر به این آگاهی برسد، دیگر تماشاگر نیست؛ کنشگر است، حتی اگر کنش او آرام و بیادعا باشد.
من از نسلی حرف میزنم که زن را فقط در حاشیه نمیبیند، بلکه او را در متن مسئولیت مینشاند. جهاد تبیین در نگاه من، ادامه همان مادری، معلمی، روایتگری و مراقبتی است که زن قرنها بر دوش کشیده است. دفاع از وطن و ولایت، برای من انتخابی آگاهانه است؛ انتخابی که با انسانبودن آغاز میشود و به آینده این سرزمین گره میخورد.