به گزارش شهرآرانیوز، «بیعاطفه» یکی از تازهترین آثار شبکه خانگی است که از چندی پیش، به واسطه نام کارگردان و ستارگان بازیگری توانست نظرات بسیاری را به خود جلب کند، اما نه حتی در نخستین قسمتها، بلکه در سکانسهای ابتدایی، مخاطب را در انتظار تماشای یک سریال خوب ناکام گذاشت.
کارگردانی این اثر به عهده کمال تبریزی است؛ کارگردانی که با آثار سابقش خاطرات خوب و ماندگاری را برای تماشاگرانش رقم زده بود، اما در دومین سریال شبکه خانگی خود، نتوانست مطلوب ظاهر شود و با ارائه تکرارهای کلیشهای، شکستی دور از انتظار را در کارنامه حرفهای خود رقم زد.
این کارگردان که پیش از این با فیلمهای کمنظیری همچون «مارمولک» و «لیلی با من است» مهارت و ذکاوت خود را در ساخت آثار کمدی-اجتماعی نشان داده بود و با کارگردانی فیلم سینمایی «امکان مینا» نیز تجربه خاطرهانگیزی را برای مردم رقم زده بود، حالا با سریال «بیعاطفه» دست بر یک سوژه جنایی گذاشته، اما به وضوح نتوانسته حتی به حداقلها دست پیدا کند.
این سریال به عنوان یک اثر نوروزی از ۱۵ اسفند در پلتفرم فیلمنت منتشر شده و تاکنون ۲ قسمت آن در دسترس مخاطبان قرار گرفته است. تبریزی پیش از این نیز اولین تجربه خود را در سال ۱۳۹۳ با سریال «ابله» رقم زد و با آن اثر نیز نتوانست انتظار مخاطبان را نسبت به آثار سابقش برآورده کند. با این وجود انتظار میرفت که با کسب تجربه از اولین سریال شبکه خانگی، این کارگردان برجسته بتواند اثر موفقتری را در قالب «بیعاطفه» به مخاطب ارائه کند که متأسفانه در این موضع نیز ناکام بود.
در این سریال علیرغم حضور بازیگران پرسابقه، شناخته شده و نامآشنایی نظیر رضا کیانیان، حامد بهداد، مرجانه گلچین، مریلا زارعی، بهاره کیانافشار، رؤیا جاویدنیا، فرید سجادیحسینی، سعید دشتی و نادر فلاح، بازیها در موقعیتهای مختلف چندان چنگی به دل نمیزنند و گویا بیشتر این فیلمنامه است که بر صحنه سخن میگوید و نه یک شخصیت پخته داستانی! تداوم این اتفاق در هر سکانس تعجب و ناکامی مخاطبان را تشدید میکند.
«بیعاطفه» هر هفته در روز جمعه، ساعت ۱۲ ظهر از پلتفرم فیلمنت منتشر میشود. تاکنون ۲ قسمت از این سریال جنایی منتشر شده است، اما هنوز چندان سویهای از داستانی که قرار است مخاطب را به جادههای مرموز بکشاند، نمایان نشده است.
در خلاصه این داستان آمده: «بیعاطفه که باشی، هیچی برای از دست دادن نداری...» آغاز داستان با محوریت دختری به نام عاطفه رقم میخورد و روایتی بسیار آشنا را برای تماشاگران تداعی میکند؛ دختری از یک خانواده ثروتمند که به پسری از طبقه متوسط علاقهمند شده و برای رسیدن به او، با چالشهایی در بستر خانواده مواجه میشود.
{$sepehr_key_197750}
این ترکیب و اختلاف طبقاتی و فرهنگی که تنها با ظواهر و بازیگران متفاوت، به یکی از ابزارهای ثابت نویسندگان در سالهای اخیر بدل شده، برای تمام مخاطبان نمایش خانگی آشناست، همانیطور که چندی پیش در سریالهای «شغال»، «گردنزنی» و «موبهمو» نیز به وضوح و با کیفیتهای متفاوت، به نمایش گذاشته شد.
نویسنده این اثر امیرعباس پیام است که بر اساس الگوی آشنای جدایی اجباری یک زوج عاشق طراحی شده و داستان «عاطفه» و محبوبش را روایت میکند که با مخالفت پدرش مواجه است.
علاوه بر شکل ارتباطات خانوادگی و عاطفی، برخی دیگر از عوامل نیز در حال تبدیل شدن به اصول نانوشته و تاریک فیلمهای سینمایی و سریالها هستند؛ به طوری که اگر میز قماری در یک سکانس نمایان شود، مخاطب مطمئن خواهد شد با خانوادهای بسیار مرفه مواجه است. این روال میتواند به مرور موجب تغییر ارزشها و آسیب به اساس فرهنگ غنی ایران شود.
«بیعاطفه» نیز از ماراتن این قاعده تازهساخت جا نمانده و با نمایش موقعیتهایی سرشار از کلیشه برای نشان دادن یک خانواده بهروز و بیدغذغه از لحاظ اقتصادی، تمام تلاش خود را برای تکرار مکررات میکند.
این سریال در ۲ قسمت ابتدایی نتوانسته آنچنان که انتظار میرفت موفقیتی برای عوامل، از کارگردان تا نویسنده و بازیگران به همراه داشته باشد، اما با این حال شاید بتوان با تکیه بر کارنامه موفق تبریزی در آثار سینمایی سابقش، امید به بهبود این مجموعه در قسمتهای آتی داشت. پس از انتشار ادامه داستان، تحلیل و بررسیهای دقیقتر درباره «بیعاطفه» خواهیم داشت.