به گزارش شهرآرانیوز؛ مهدی بوستانی شهربابکی کارگردان مستند «گوش شیطون، کر» که به تازگی اکران خود را در سینماهای «هنروتجربه» به پایان رسانده است درباره ایده و داستان این مستند گفت: این فیلم اساساً درباره شوخی و شوخطبعی است؛ اینکه فلسفه شوخی چیست، آدمهای شوخ چه ویژگیهایی دارند، آیا در کارشان موفقترند یا محبوبترند و این روحیه چه مسائل و مشکلاتی ممکن است برایشان ایجاد کند؟ مجموعهای از این سؤالها نقطه شروع فیلم بود و تلاش کردم بهجای ارائه پاسخ قطعی، امکان فکر کردن به این موضوع را برای مخاطب فراهم کنم.
وی ادامه داد: فیلم از طریق گفتگو با ۷ شخصیت از مشاغل مختلف که همگی روحیه شوخطبعی دارند، این پرسشها را واکاوی میکند. هرکدام از این آدمها از زاویهای متفاوت به شوخی نگاه میکنند و تجربه زیسته خودشان را مطرح میکنند. در کنار این گفتگوها، یک روایت شخصی هم در فیلم وجود دارد؛ روایتی که شاید داستان به معنای کلاسیک نباشد اما مسیر مشخصی دارد و به بدنه مفهومی فیلم کمک میکند.
بوستانی شهربابکی درباره این خط روایی توضیح داد: راوی فیلم خود من هستم و بخشی از روایت به زندگی شخصیام و رابطهام با همسرم برمیگردد. در ابتدای زندگی مشترک، شوخیها برای همسرم جذاب بود و از آن استقبال میکرد، اما به مرور زمان و در سالهای زندگی، همین شوخیها تبدیل به دلخوری شد، بعد به انزجار رسید و در نهایت به جدایی انجامید. این تجربه شخصی دوباره ما را به همان سؤال اصلی برمیگرداند که شوخی کجا خوب است، کجا میتواند آسیبزا باشد و در چه موقعیتهایی ممکن است سوءتفاهم ایجاد کند؟
این مستندساز تأکید کرد: در مجموع هدف فیلم نوعی ترویج و تبلیغ روحیه شوخطبعی است. فارغ از هر مرام، مسلک، دین یا نگاهی که آدمها دارند، اینکه بتوانند شوخی کنند و لبخند بر لب دیگران بنشانند، بهخصوص در زمانهای که دلایل زیادی برای ناراحتی، افسردگی، بیتفاوتی و فاصله گرفتن از هم وجود دارد، میتواند تا حدی نجاتدهنده باشد. شاید این نجاتدهندگی خیلی کوچک باشد، اما همان هم به نظرم ارزشمند است.
بوستانی شهربابکی با اشاره به جایگاه مستند در سینمای ایران، یادآور شد: به نظر من مستند در سینمای امروز ما به لحاظ تولید، جایگاه بسیار بالایی دارد و حتی در بسیاری موارد بالاتر از سینمای داستانی قرار میگیرد؛ چه از نظر تنوع موضوعات، چه تنوع نگاهها و چه میزان دغدغهمندی فیلمسازان. اما متأسفانه در زمینه پیدا کردن مخاطب، مستند هنوز جایگاه شایستهای ندارد.
وی افزود: تعداد محدودی از مستندها ممکن است خوششانس باشند و مثلاً در گروه «هنروتجربه» اکران شوند. این اکرانها با تعداد محدودی تماشاگر همراه است و در جای خودش اتفاق خوبی محسوب میشود. امیدوارم هم کمیت و هم کیفیت اکران مستندها بیشتر شود و هم تماشاگر مستند افزایش پیدا کند اما واقعیت این است که جایگاه اصلی مستند برای دیده شدن گستردهتر، تلویزیون است.
این کارگردان با انتقاد از عملکرد تلویزیون در زمینه توجه به مستند بیان کرد: تلویزیون رسمی ما بهجز تولیدات خودش، توجه چندانی به آثار مستند بیرونی و مستقل ندارد. از طرف دیگر، آنقدر در چارچوب موضوعات خاص، نگاههای محدود و خط قرمزهای متعدد اسیر است که یا اجازه پخش چنین فیلمهایی را نمیدهد یا اساساً تمایلی به نمایش آنها ندارد. نتیجه این میشود که مستندها نه مخاطب گسترده پیدا میکنند و نه آن تأثیرگذاریای را که میتوانند داشته باشند، دارند.
وی ادامه داد: تلویزیون در مقایسه با سینما، شبکه نمایش خانگی یا پلتفرمهای جدید، سختگیرانهترین چارچوبها را دارد و همین باعث شده آثاری که میتوانند مخاطب انبوهتری داشته باشند، عملاً دیده نشوند. در شرایطی که به دلایل مختلف از جمله مسائل معیشتی، سبد فرهنگی مردم کوچکتر شده و سینما رفتن هم کاهش پیدا کرده، انتظار اینکه مردم برای دیدن مستند بلیت بخرند، بیشتر شبیه یک ایدهآل است تا واقعیت.
بوستانی درباره شرایط تولید مستند، عنوان کرد: در بخش عرضه و پیدا کردن تهیهکننده هم مشکلات زیادی وجود دارد. این مسئله بسته به موضوع و زاویه نگاه فیلم متفاوت است. مرکزی مثل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی تلاش میکند رویکرد متعادلی داشته باشد و از نظر موضوعی و فرمی سبد متنوعی ارائه دهد که این را باید به فال نیک گرفت، اما در عین حال محدودیتها، بهویژه در حوزه ممیزی، سال به سال بیشتر میشود.
وی تأکید کرد: این محدودیتها باعث میشود رغبت بسیاری از فیلمسازان باتجربه برای همکاری با این مراکز کمتر شود و آنها به سمت تولیدات شخصیتر با بودجههای مستقل بروند؛ تولیداتی که شاید کمتر باشند اما آزادی بیشتری دارند. در مجموع وضعیت مستند در ایران، مثل بسیاری از مسائل دیگر جامعه، لایهها و ابعاد پیچیدهای دارد و نمیشود نسخه واحدی برای آن پیچید.
این مستندساز در پایان درباره نگاه شخصیاش به مستند، مطرح کرد: من هم در سینمای داستانی کار کردهام و هم در مستند، اما در مستند به شکل ناب آن علاقهمندم. گونههای تلفیقی یا مستندهایی که ادای فیلم داستانی را درمیآورند، برای ساختن برایم جذاب نیستند. برای من گفتگو و حرف زدن آدمها اصلیترین ابزار سینمای مستند است؛ ابزاری که متأسفانه در سالهای اخیر کمتر به آن توجه شده است.
{$sepehr_key_198636}
بوستانی شهربابکی در پایان درباره چرایی پخش عدم پخش بینالمللی این فیلم نیز تصریح کرد: هیچ برنامهای برای پخش بینالملل «گوش شیطون، کر» وجود ندارد، چون اساساً مخاطب آن مخاطب بینالمللی نیست و من هم چنین هدفی نداشتم. درک این فیلمها به روحیه، زبان و زیست ایرانی وابسته است و بهدلیل گفتگومحور بودن، زیرنویسهای طولانی میتواند برای مخاطب خارجی خستهکننده باشد. به همین دلیل نه تلاشی برای حضور در جشنوارههای خارجی شده و نه شانسی برای آن قائل هستم.
عوامل این فیلم عبارتند از تهیه کننده، نویسنده، تدوینگر و کارگردان: مهدی بوستانی شهربابکی، صداگذار: گیسو آزادروش، تصویربردار: مهدی حسن پور،صدابردار: مهدی نرگسزاده، دستیار کارگردان: سمیه مولایی، دستیار تدوینگر: محمدعلی شفیعی،جلوه های بصری: عرفان نجفآبادی، طراح پوستر: سینا افشار، محصول مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی.
منبع: مهر