به گزارش شهرآرانیوز، جنگ «رمضان» در بیستوچهارمین روز خود بیش از آنکه فقط در میدانهای نظامی جریان داشته باشد، در عرصه روایتها، تحلیلها و موضعگیریهای سیاسی جهان دنبال میشود. سیاستمداران، فرماندهان نظامی و تحلیلگران برجسته هر یک از زاویهای به این بحران تازه جهانی برای آمریکا مینگرند.
{$sepehr_key_198990}
مجموعه این اظهارنظرها تصویری پیچیده از جنگی ارائه میدهد که دیگر صرفاً یک درگیری منطقهای نیست؛ بلکه به مسئلهای ژئوپلیتیکی با پیامدهای جهانی تبدیل شده است. مرور مهمترین نقلقولهای روز بیستوچهارم نشان میدهد که چگونه روایتهای متفاوت درباره قدرت، بازدارندگی، اقتصاد انرژی و آینده جنگ شکل گرفته است.
در داخل آمریکا و اروپا، جنگ علیه ایران به موضوعی بحثبرانگیز تبدیل شده است و بسیاری از چهرههای سیاسی و تحلیلگران نسبت به مسیر کنونی هشدار میدهند. چاک شومر، رهبر دموکراتهای سنای آمریکا، با لحنی کمسابقه گفت: «دیگر بس است! جنگ با ایران را تمام کنید.» او حتی اذعان کرد که برخی سناتورهای جمهوریخواه نیز اعتراف کردهاند نمیدانند دولت ترامپ در غرب آسیا دقیقاً به دنبال چه هدفی است. شومر در پیام دیگری نیز سیاستهای کاخ سفید را به شدت مورد انتقاد قرار داد و نوشت دولت ترامپ «جنگی را بدون برنامه آغاز کرده و اکنون با تصمیمهای متناقض آن را مدیریت میکند». ران پال، نماینده سابق کنگره آمریکا، حتی صریحتر سخن گفت و تأکید کرد: «جنگی که علیه ایران آغاز کردیم، بیدلیل، غیرقانونی و غیراخلاقی بود. ما از نظر مالی و اخلاقی فرسوده شدهایم.»
در همین فضا، برخی چهرههای رسانهای آمریکا نیز به سیاستهای جنگ طلبانه ترامپ حمله کردهاند. آنا کاسپاریان، خبرنگار آمریکایی، با طرح این پرسش که «چرا سربازان ما باید از اسرائیل دفاع کنند؟» گفت: آیا اسرائیل هزینه ارتش آمریکا را میپردازد که نیروهای ما برای دفاع از آن در منطقه حضور دارند؟
لارس کریستنسن، تحلیلگر اقتصادی آمریکایی نیز با کنایه به مواضع متناقض ترامپ نوشت: «میگوید تنگه هرمز برای ما اهمیتی ندارد و بعد ۵ دقیقه فریاد میزند همین حالا آن را باز کنید!» به گفته او، اکنون روشن شده که این جنگ «هیچ مقصدی ندارد و هرگز درباره آزادی مردم ایران نبوده است».
در میان کارشناسان روابط بینالملل نیز تردیدهای جدی درباره راهبرد آمریکا دیده میشود. ریچارد هاس، رئیس پیشین شورای روابط خارجی آمریکا، تهدید ترامپ برای حمله به نیروگاههای ایران را «اقدامی نسنجیده» توصیف کرد و هشدار داد اگر این تهدید اجرا شود، ایران واکنشی ویرانگر خواهد داشت و اگر هم ترامپ عقبنشینی کند، تنها نشان میدهد تهران در این رویارویی استوارتر بوده است.
جان مرشایمر، نظریهپرداز مشهور روابط بینالملل، تحلیل تندتری ارائه داد. به اعتقاد او، ترامپ و اسرائیل تصور میکردند میتوانند با ضربهای سریع و «قطع سر» نظام ایران را ظرف چند روز فروبپاشند. اما اکنون که جنگ به مرحله فرسایشی رسیده، مشخص شده است که «تقریباً همه برگهای برنده در دست ایران است».
در همین راستا، نیکو لانگه، کارشناس امنیتی آلمان، در گفتوگو با شبکه Die Welt گفت طرحهایی مانند بمباران نیروگاههای ایران یا تصرف جزیره خارک «غیرواقعبینانه و حتی احمقانه» است و چنین رویکردی فقط به تشدید بحران منجر خواهد شد.
بخش دیگری از تحلیلها بر پیامدهای اقتصادی جنگ متمرکز است. مدیر اجرایی آژانس بینالمللی انرژی هشدار داده که میزان نفت خارجشده از بازار جهانی طی دو هفته اخیر با مجموع دو شوک نفتی دهه ۱۹۷۰ برابری میکند. به گفته او، حدود ۴۰ مرکز انرژی در ۹ کشور خاورمیانه آسیب دیدهاند و جهان ممکن است با بحرانی بدتر از بحرانهای نفتی گذشته روبهرو شود.
همزمان ماکسیمو توررو، اقتصاددان ارشد سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد، هشدار داده است که ادامه جنگ میتواند زنجیره تأمین غذای جهان را مختل کند. او توضیح داد کاهش عرضه غلات و خوراک دام ممکن است تولید لبنیات و گوشت را نیز تحت تأثیر قرار دهد و حتی کارخانههای تولید کود در آسیا را با تعطیلی مواجه کند. نخستوزیر استرالیا نیز با اشاره به همین نگرانیها اعلام کرد که کشورش «به شدت نگران پیامدهای جنگ بر زنجیره تأمین انرژی و قیمتها» است.
در کنار تحلیلهای ژئوپلیتیکی، برخی کارشناسان نظامی معتقدند این جنگ نشانهای از تحول در ماهیت جنگهای آینده است. فرید زکریا، تحلیلگر سرشناس آمریکایی، معتقد است ایران الگویی تازه از جنگ را معرفی کرده است؛ الگویی که در آن «دقت به شکل انبوه تولید میشود». به گفته او، استفاده از پهپادهای ارزانقیمت باعث شده هزینه حمله بسیار کمتر از هزینه دفاع باشد و همین مسئله قواعد جنگ را تغییر داده است. او توضیح داد که یک پهپاد از نوع شاهد ممکن است تنها حدود ۳۵ هزار دلار هزینه داشته باشد، در حالی که رهگیری آن میتواند میلیونها دلار خرج بردارد. از نظر زکریا، در جنگهای آینده برنده کشوری خواهد بود که بتواند «حجم عظیمی از سامانههای کمهزینه، اما مؤثر» را سریعتر تولید کند.
چندین کارشناس نظامی غربی نیز نسبت به دستکم گرفتن توان ایران هشدار دادهاند. سرهنگ بازنشسته دانیل دیویس گفت حمله ایران به دیمونا نشان داد که تهران همچنان از توانایی نظامی قابل توجهی برخوردار است و زمان آن رسیده که واشنگتن «اشتباهات خود را بپذیرد و به سمت دیپلماسی واقعی حرکت کند».
سانگهونلی، کارشناس کرهای، نیز با اشاره به زیرساختهای انرژی ایران گفت شبکه برق ایران سه برابر پیشرفتهتر از عراق است و شبکه انتقال گاز آن حتی از شبکه کانادا بزرگتر است. به گفته او، ایران طی چهار دهه زیرساختهای خود را برای مقاومت در برابر چنین جنگی طراحی کرده است. او هشدار داد: «خطرناکترین لحظه این جنگ زمانی است که واشنگتن بفهمد بمبها کار نمیکنند.»
در خود اسرائیل نیز برخی چهرهها به محدودیتهای نظامی این کشور اذعان کردهاند. ایهود باراک، نخستوزیر سابق اسرائیل، در یک گفتوگوی تلویزیونی گفت: «به ما دروغ نگویید؛ نه میتوانیم تنگه هرمز را باز کنیم و نه میتوانیم قدرت موشکی و هستهای ایران را نابود کنیم.» دانی سیترینوویچ، افسر پیشین اطلاعات نظامی اسرائیل نیز هشدار داده که حمله زمینی به ایران میتواند «نتایج فاجعهباری» به همراه داشته باشد و ایران حتی «بعد از یک میلیون سال هم تسلیم نخواهد شد». در همین حال، شائول گلدشتاین، مدیر شبکه انرژی اسرائیل، اعتراف کرده است که اگر این کشور ۷۲ ساعت بدون برق بماند، زندگی در آن «عملاً غیرممکن خواهد شد».
در سطح بینالمللی نیز بسیاری از دولتها خواستار کاهش تنش شدهاند. وزیر خارجه عمان تأکید کرد که این جنگ «ساخته و پرداخته ایران نیست» و ادامه آن میتواند بحران اقتصادی گستردهای ایجاد کند. او گفت عمان تلاش میکند مسیر عبور امن از تنگه هرمز را حفظ کند. صدراعظم آلمان نیز اعلام کرد برلین برای کاهش تنشها «باب گفتوگو با ایران را باز کرده است». سخنگوی سیاست خارجی اتحادیه اروپا نیز تأیید کرد که بروکسل برای کمک به ثبات منطقه با ایران در تماس مداوم است. رئیسجمهور برزیل با لحنی تندتر به قلدری آمریکا واکنش نشان داد و گفت: «چرا هر کس قدرت دارد فکر میکند صاحب دنیاست؟ ما دیگر مستعمره نیستیم.»
در جهان عرب نیز تحلیلهای قابل توجهی درباره نتیجه این جنگ مطرح شده است. عبدالباری عطوان، تحلیلگر برجسته عرب، معتقد است ایران اکنون در موقعیتی قرار گرفته که «شرایط خود را به آمریکا دیکته میکند». به گفته او، آرزوی واشنگتن و تلآویو برای ایجاد شورش داخلی در ایران شکست خورده است. یک استاد دانشگاه ترکیه نیز با اشاره به تهدید ایران برای مینگذاری در خلیج فارس گفت استراتژی نامتقارن تهران باعث شده اقتصاد جهانی عملاً در گرو این جنگ قرار گیرد و همین مسئله ترامپ را به عقبنشینی وادار کرده است.
در داخل ایران نیز مقامات بر ادامه مقاومت تأکید کردهاند. سردار موسوی، فرمانده نیروی هوافضای سپاه، اعلام کرد عقبنشینیهای دشمن نتیجه حمایت مردم از رزمندگان است و حضور مردم در خیابانها «رمز پیروزیهای آینده» خواهد بود. در عرصه دیپلماسی نیز عباس عراقچی در گفتوگو با سرگئی لاوروف تأکید کرد کشورهای عضو شورای امنیت نباید اجازه دهند آمریکا از این نهاد برای پیچیدهتر کردن بحران سوءاستفاده کند.
مجموع این مواضع نشان میدهد که جنگ رمضان دیگر صرفاً یک درگیری میان چند کشور نیست؛ بلکه به بحرانی جهانی تبدیل شده که سیاست، اقتصاد، انرژی و امنیت بینالمللی را به هم گره زده است. در بیستوچهارمین روز این جنگ، روایتها بیش از همیشه متنوع شدهاند: از هشدار درباره بحران جهانی انرژی گرفته تا اعتراف به محدودیتهای نظامی، از انتقادهای تند در داخل آمریکا تا تحلیلهایی که از تغییر ماهیت جنگهای آینده سخن میگویند. شاید مهمترین نکته در میان این همه نقلقول همان چیزی باشد که جان مرشایمر مطرح کرد: «جنگی که قرار بود سریع و قاطع باشد، اکنون به نبردی پیچیده و فرسایشی تبدیل شده است؛ نبردی که نتیجه آن نه فقط سرنوشت یک منطقه، بلکه تعادل قدرت در جهان را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.»
{$sepehr_key_198991}