به گزارش شهرآرانیوز، محمدرضا مصباح به حمله دشمن آمریکایی-صهیونی به کشور یادداشتی را منتشر کرد. متن این یادداشت به شرح زیر است:
«در سالی که کشور به لطف تحریمهای ظالمانه کمکهای استکبار دروغگو در محاصرهی تنگنای معیشت بود و نفس را به زحمت از سینه بیرون میداد، باری مضاعف و ظلم و تجاوزی آشکار بر شانههای خسته ملت مظلوم و روزه دار ایران بار شد.
جنگی تحمیلی که با هجوم وحشیانه به مدارس و کودکان آغاز شد و جهان روشن بین را در بهت و حیرت قرارداد. شور و غیرت دفاع زبانه کشید و ملت را به خیابانها کشاند.
هر غیرتمندی از زن و مرد آماده جانفشانی شد و ای کاش فرصتی بود تا لباس رزم میپوشیدیم و در کنار مدافعان وطن در مقابل متجاوز نحس و نجس جان ناقابل فدا میکردیم، اما حسرت و افسوس که امروز سهم ما فقط دعای خیر است و انتظار، حضور در مجامع است و امید، اظهار نظر است و اعلام انزجار و چه مردانه سهم خود را انجام دادند مردم مهربان و هوشیار این سرزمین تا در روزگاری که جامعه در سوگ، در زخم، در خشم و در عزایی بیپایان معلق مانده، چراغِ غیرت در این شبِ بلند خاموش نشود؛ و امیدِ به مردانگی به دست فراموشی سپرده نشود.
این جنگ به لطف خدای بزرگ به نفع ملت تاریخ ساز ایران تمام میشود و ملت فریاد پیروزی سر خواهند داد، اما آیا ما که به برکت این مردم رسانه و مخاطبی داریم سهم و وظیفه خود را نسبت به آنها انجام دادهایم یا اینکه ما بهرهمندان دیروز در روزِ نیاز، ناز میکنیم و میدان را خالی میگذاریم و هزینه را باز بر دوشِ همان اندک جماعت همیشگی میگذاریم؟
همان جماعتی که کنار لانچرها ذوب میشوند تا مبادا آبی در دل ما تکان بخورد و خدای ناکرده بنزین سفر نوروزی ما کم نشود تا بتوانیم در سواحل آرام کنار سفرههای هفت سین و صد سین سال نو رو آغاز کنیم. آری میدانم وظیفه شان است، از مالیات ما حقوق میگیرند تا ذوب شوند، تا در وقت ضرورت فدا شوند تا آرامش ما فنا نشود.
امروز مطمئنا معرفت و مرام انسانی و ایرانی و نه حتی قدرشناسی اسلامی نمیگذارد از شدت تپش قلب بدون داروی آرامبخش خوابمان ببرد، اما ...
راستش به بعضی خارج نشینان همه چیز به حراج گذاشته که امیدی نیست. آنان را در باتلاق انتظار کمک از دشمن که برای خود ساختهاند وا میگذاریم تا در آن بمانند و فربهتر شوند، اما آیا مردانگی ست ما که سالها در شرایط امن و بستر آرام در سینما و تاتر و موسیقی و ورزش قد کشیدیم، نام گرفتیم، جایزه اندوختیم و احیانا درآمد درو کردیم، امروز در لحظهی حساب، یا کنج عافیت بگیریم یا در میانه لحاف جاخوش کنیم و یا خدای ناکرده سمت دشمن بایستیم و مردم مظلوم دردکشیده را رها کنیم؟
{$sepehr_key_199018}
کیست که منتقد شرایط و مشکلات اقتصادی حاکم بر کشور نیست، اما حالا که متجاوزی ملعون قصد پاره پاره کردن وطن نازنینمان را دارد سکوت و بی تفاوتی انتخابی منصفانه است؟! حالا که چهرههای مطرح و البته آزادیخواه فرهنگ و هنر دنیا نسبت به متجاوزین اعلام انزجار کردهاند ما ساکت باشیم؟!
قطعا اگر بیتفاوت باشیم فقط بی وطن و عافیت طلب نیستیم، که این عین فرسایش اخلاق است؛ اخلاق انسانی یا به قول دیگران مرام آریایی.
ایمان دارم امروز اگر ملک مطیعی و شکیبایی و مشایخی و کشاورز و انتظامی زنده بودند مرام و مردانگی شان نمیگذاشت سکوت کنند.
اگر تختی و ناصر حجازی و هادی نوروزی و انصاریان و میناوند بودند غیرت ورزشکاری شان اجازه نمیداد در مقابل تجاوز کثیفترین موجودات روی زمین بی تفاوت باشند.
اگر مرتضی حنانه و بنان و شجریان بودند لطافت و معرفتشان نمیگذاشت در مقابل تکه تکه شدن ۲۱۰ کودک و مجروح شدن بیش از ۱۵۰۰ طفل مظلوم بی زبان این خاک بی خیال باشند.
من ایمان دارم ایمان دارم امروز خسرو آواز ایران که خود جان خواندن ندارد در گوش خلفش میگوید که «همایون؛ ای ایران بخوان.»
منبع: ایرنا