به گزارش شهرآرانیوز؛ در بیستوپنجمین روز جنگ «رمضان»، صحنه نبرد تنها در آسمان خاورمیانه یا در تنگه هرمز شکل نگرفت؛ میدان اصلی، بهتدریج به عرصه سیاست جهانی، رسانهها و اقتصاد بینالملل منتقل شد.
در این روز مجموعهای از اظهارات سیاستمداران، تحلیلگران و رسانهها نشان داد که جنگ به مرحلهای رسیده که دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک درگیری نظامی دانست. آنچه اکنون شکل گرفته، بحرانی چندلایه است که در آن مشروعیت سیاسی، هزینههای اقتصادی و موازنه ژئوپلیتیکی همزمان در حال تغییرند.
در سطح بینالمللی، مهمترین نشانه این تغییر، شکاف فزاینده در میان متحدان غربی بود. اگرچه آمریکا و اسرائیل همچنان بر ادامه فشار نظامی تأکید دارند، اما در اروپا صدایی متفاوت به گوش میرسد. رئیس ستاد ارتش فرانسه با انتقادی کمسابقه از واشینگتن اعلام کرد که آمریکا «دیگر متحد قابل پیشبینی نیست» و حتی عملیات نظامی خود را بدون اطلاع متحدان اروپایی آغاز کرده است؛ اقدامی که به گفته او مستقیماً امنیت و منافع اروپا را تحت تأثیر قرار داده است.
در آلمان نیز لحن مشابهی دیده شد. فرانک والتر اشتاینمایر، رئیسجمهور این کشور، جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران را «اشتباه» و «نقض قوانین بینالمللی» توصیف کرد؛ عبارتی که عملاً مشروعیت حقوقی عملیات را زیر سؤال میبرد.
در بریتانیا نیز رویکردی دوگانه شکل گرفت. کییر استارمر، نخستوزیر این کشور، هشدار داد که لندن باید خود را برای تداوم جنگ آماده کند، اما همزمان تأکید کرد که تمرکز اصلی دولت او بر کاهش تنشهاست. در مقابل، وزیر دارایی بریتانیا موضعی صریحتر اتخاذ کرد و گفت این جنگ را بریتانیا آغاز نکرده و قصد پیوستن به آن را نیز ندارد؛ موضعی که نگرانی لندن از پیامدهای اقتصادی جنگ را آشکار میکند. در همین حال، امانوئل مکرون اعلام کرد با رئیسجمهور ایران گفتوگو کرده و از تهران خواسته است برای کاهش تنش وارد مذاکرات شود؛ تلاشی که نشان میدهد اروپا بهدنبال بازگرداندن دیپلماسی به معادله است.
در سوی دیگر، در خود آمریکا نیز اجماع روشنی درباره جنگ دیده نمیشود. هزینههای مالی در حال تبدیل شدن به یکی از محورهای اصلی انتقاد است. سناتور جمهوریخواه رند پاول هشدار داد که بدهی فدرال اکنون بزرگترین تهدید امنیت ملی آمریکا است و جنگ علیه ایران روزانه بین یک تا دو میلیارد دلار هزینه دارد؛ هزینهای که به گفته او از طریق استقراض تأمین میشود. در جبهه دموکراتها نیز انتقادها ادامه دارد. چاک شومر افزایش قابل توجه قیمت بنزین را نتیجه مستقیم سیاستهای دولت دانست و تأکید کرد که تنها یک نفر مسئول این وضعیت است: دونالد ترامپ.
برخی مقامات و تحلیلگران حتی پا را فراتر گذاشتهاند. یکی از رؤسای سابق سیا اعلام کرد که به سخنان ایران درباره تحولات جنگ بیش از اظهارات رئیسجمهور آمریکا اعتماد دارد و دولت را به ارائه اطلاعات نادرست برای توجیه جنگ متهم کرد. در فضای رسانهای نیز همین تردید دیده میشود؛ تا جایی که برخی تحلیلگران غربی با طعنه مینویسند اکنون برای سنجش صحت ادعاهای کاخ سفید باید منتظر بیانیههای تهران بود.
در همین حال، اظهارات خود دونالد ترامپ نیز ابعاد تازهای از این درگیری را آشکار کرد. او در پاسخ به پرسشی درباره نقش عربستان سعودی در جنگ گفت محمد بنسلمان از ادامه جنگ حمایت میکند و از همکاری عربستان، امارات و قطر تمجید کرد. این سخنان نشان میدهد که بخشی از فشار برای ادامه درگیری از سوی برخی متحدان منطقهای آمریکا نیز وجود دارد؛ موضوعی که منتقدان آن را نشانهای از تبدیل شدن جنگ به پروژهای فراتر از منافع مستقیم واشینگتن میدانند.
در منطقه، واکنشها نیز بر پیچیدگی معادله افزوده است. رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، جنگ را نتیجه تلاش بنیامین نتانیاهو برای حفظ قدرت دانست و هشدار داد که بهای آن را کل جهان میپردازد. در مسکو نیز لحن تندی دیده شد؛ وزیر دفاع روسیه اعلام کرد ایران سامانه موشکی تهاجمی پیشرفتهای در اختیار دارد و از آمریکا و اسرائیل خواست شکست عملیات نظامی خود را بپذیرند. چنین مواضعی نشان میدهد که جنگ بهتدریج در حال تبدیل شدن به صحنه رقابت قدرتهای بزرگ نیز هست.
در داخل ایران، مواضع رسمی نشان میدهد که تهران جنگ را صرفاً یک درگیری نظامی کوتاهمدت نمیبیند، بلکه آن را فرصتی برای تغییر شرایط سیاسی و اقتصادی میداند. محسن رضایی اعلام کرد که درگیری تا زمانی ادامه خواهد یافت که همه تحریمهای اقتصادی برداشته شود، خسارتها جبران گردد و تضمین حقوقی بینالمللی برای عدم مداخله آمریکا در امور ایران به دست آید.
در حوزه دریایی نیز مقامات نظامی ایران تأکید کردهاند که عبور کشتیها از تنگه هرمز باید با هماهنگی کامل با حاکمیت ایران انجام شود. در همین حال، گروههای همسو با ایران در منطقه نیز مواضع حمایتی گرفتهاند؛ بهگونهای که دبیرکل کتائب حزبالله عراق همراهی با ایران در این جنگ را «واجب شرعی» توصیف کرد.
با این حال، شاید مهمترین نشانه تغییر معادله در تحلیلهای کارشناسان و گزارشهای رسانهای دیده شود. برخی خبرنگاران در اسرائیل از شکست سامانههای پدافندی در رهگیری برخی موشکهای ایرانی سخن گفتهاند و تأکید کردهاند که مقامات از رسانهها میخواهند درباره این موضوع پرسش نکنند. چنین گزارشهایی، تصویر اولیه از یک عملیات سریع و کمهزینه را زیر سؤال برده است.
از سوی دیگر، تحلیلگران امنیتی و اقتصادی به پیامدهای ژئوپلیتیکی جنگ توجه دارند. فرانک گاردنر، خبرنگار امنیتی بیبیسی، تأکید کرد که جغرافیای منطقه بهطور طبیعی به نفع ایران است و هرچه جنگ طولانیتر شود، هزینههای آمریکا افزایش خواهد یافت. نشریه فارن پالیسی نیز نوشت که گستردگی سرزمین ایران، خط ساحلی طولانی و موقعیت راهبردی آن، چالشهایی ایجاد کرده که استراتژیستهای آمریکایی بهطور کامل برای آن آماده نبودهاند.
در بعد اقتصادی، پیامدهای جنگ حتی گستردهتر به نظر میرسد. رابرت پیپ، استاد دانشگاه شیکاگو، معتقد است ایران در جریان این درگیری توانسته به اهرمهای مهمی در بازار جهانی دست پیدا کند؛ از جمله تأثیرگذاری بر قیمت نفت، افزایش صادرات انرژی و نقش قابل توجه در بازار کود شیمیایی که مستقیماً بر قیمت مواد غذایی جهانی اثر میگذارد.
همزمان، بانک سرمایهگذاری گلدمن ساکس پیشبینی قیمت نفت برنت را از ۸۵ دلار به ۱۱۵ دلار افزایش داده و هشدار داده که احتمال عبور قیمتها از رکورد تاریخی سال ۲۰۰۸ نیز وجود دارد. مدیرعامل شرکت شورون نیز تأکید کرده که جنگ ایران و آمریکا حتی بیش از جنگ روسیه و اوکراین بازار جهانی نفت را دچار اختلال کرده است.
در چنین شرایطی، برخی کارشناسان از شکلگیری یک جنگ فرسایشی سخن میگویند؛ جنگی که در آن زمان، جغرافیا و اقتصاد به اندازه قدرت نظامی اهمیت دارند. به گفته برخی تحلیلگران، ایران با اتکا به راهبرد «پاسخ متقابل» توانسته ادعاهای اولیه درباره نابودی بخش بزرگی از توان نظامی خود را بیاعتبار کند. حتی برخی نظریهپردازان روابط بینالملل معتقدند ورود رسمیتر کشورهای خلیج فارس به درگیری نیز لزوماً توازن قدرت را به نفع آمریکا تغییر نخواهد داد.
{$sepehr_key_199213}
در مجموع، آنچه در روز بیستوپنجم جنگ «رمضان» در سخنان سیاستمداران، گزارشهای رسانهای و تحلیلهای کارشناسی دیده میشود، تصویری متفاوت از روزهای آغازین جنگ است. شکاف در میان متحدان غربی عمیقتر شده، در داخل آمریکا بحث درباره هزینهها و اهداف جنگ بالا گرفته و در سطح جهانی پیامدهای اقتصادی آن به سرعت در حال گسترش است.
در چنین فضایی، این درگیری دیگر صرفاً نبردی نظامی نیست؛ بلکه به بحرانی ژئوپلیتیکی و اقتصادی تبدیل شده که میتواند موازنه قدرت در خاورمیانه و حتی نظم جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.