به گزارش شهرآرانیوز، بوستان وکیلآباد که همیشه در تمام فصول میزبان شهروندان و زائران است، این روزها بیش از همیشه میزبان وطن دوستانی است که به قصد دیدن المان وطن راهی آن میشوند. کافی است ساعتی را در نزدیکی المان باشید تا ببینید چطور خودروها و مردم راهشان را به سمت آن تغییر میدهند تا از نزدیک نظارهگرش باشند و در قاب دوربینهایشان ثبتش کنند. حال و هوای این روزها باعث شده که توجه مردم بیشتر از سایر المانها، به سمت این المان حماسی و مذهبی باشد.
فردین اسفندیاری هنرمند مجسمهساز کشورمان است. یکی از مجسمههای معروف او رستم و رخش در بلوار شاهنامه است. او که اکنون ساخت رستم در المان وطن را در کارنامهاش دارد، تعریف میکند: امسال برای عید نوروز هشت المان در دستم داشتم که درصدد بودم زودتر همه را تحویل دهم و بروم استراحت کنم، اما بیست و پنجم بهمن ماه پیشنهاد ساخت این المان نیز به من داده شد. این هنرمند ادامه میدهد: اگر هر المان دیگری بود قطعا قبول نمیکردم، اما همین که دیدم در مورد وطن است با اشتیاق تمام ساختش را برعهده گرفتم.
او توضیح میدهد: این المان با ارتفاع سیزده و نیم متر بزرگترین المان کشور در هجده سال اخیر است و حدود چهل نفر در مراحل ساخت بخشهای مختلف آن همکاری داشتند.
حوریه معزز ۱۶ سال سابقه هنری دارد. بیشتر سوابقش در زمینه نقاشی دیواری است، اما بعد از جنگ دوازده روزه اینقدر دغدغه وطن را داشته که تصمیم گرفته در این باره طرحی را رقم بزند. او میگوید: بعد از جنگ دوازده روزه هر تابلو، بیلبورد یا نوشتهای میدیدم که مربوط به آن دوران بود گریهام میگرفت. داغ سردارها و شهدایی که از دست داده بودیم بر دلم سنگینی میکرد و با خودم گفتم باید با هنرم کاری برای این شهدا، مدافعان و مردم انجام دهم. نتیجه اش شد طراحی المان وطن. الان هم که میبینم چقدر مردم با آن ارتباط میگیرند و برایم پیامهای دلنشین میفرستند خوشحالم که توانستهام به هدفم برسم.
فریبا نجفزاده به همراه همسر و دخترش در حال گرفتن عکس سلفی با المان وطن هستند. او میگوید: در اخبار مشهد شنیده بودیم که چنین المانی ساخته شده، اما نمیدانستیم کجاست الان که از اینجا رد میشدیم چشممان خورد و اینقدر برایمان جذاب بود که به درخواست فرزندم تغییر مسیر دادیم و آمدیم از نزدیک آن را ببینیم.
به نظر او این المان به خوبی با شرایط روحی مردم در این روزها ارتباط برقرار میکند.
{$sepehr_key_199695}
نجفزاده میگوید: به نظر من مردمی که این شبها در اجتماعات حضور دارند و نیروهای امنیتی، سپاهی و. مثل رستمی هستند که مقابل دشمن ایستادهاند و نمیگذارند کسی به خاک کشورمان تجاوز کند.
عباس اسماعیلزاده وقتی دیده همسر و بچههایش دوست دارند بیایند در شهر دوری بزنند آنها را به پارک وکیلآباد آورده تا ضمن تفریح، المان وطن را هم از نزدیک ببینند.
او همین طور که با نگاه تحسینآمیز المان را نظاره میکند میگوید: همه جوره بر دلم نشسته؛ من آدم وطن دوست و در عین حال مذهبی هستم و این المان با هر دو هویت من ارتباط برقرار کرده است. او ادامه میدهد: رستم این المان حس دفاع از میهن را به من منتقل میکند و نقش و نگارهای اسلامی و مذهبی که در دور مرز کشور کشیده شده، اعتقادات مذهبیام را تحت تاثیر قرار میدهد. همینطور که با او در حال گفتوگو هستیم پدافند فعال میشود و از بالای سرمان عبور میکند. اسماعیلزاده میگوید: ما حاضریم در راه وطن جانمان را بدهیم و بدون ترس از هیچ موشکی، تا آخرین نفس ایستادهایم.
حسین یعقوبی پنج سال است که برای ورزش به پارک وکیلآباد میآید. او با اشاره به اولین روزی که المان وطن را دیده میگوید: ابهتش من را گرفت. واقعا دمشان گرم. خیلی طرح مبتکرانه و جالبی است. به نظرم حتی باید در شهرهای دیگر هم مشابه این را بگذارند.
او ادامه میدهد: تاریخچه حماسی ما بسیار قوی است و اگر از این ظرفیت استفاده کنیم تحمل مشکلات برای مردم راحتتر و حس وطندوستی آنها تقویت میشود. به نظر او این المان دقیقا همین کار را انجام داده است.