به گزارش شهرآرانیوز؛ بیستوهشتمین روز جنگ «رمضان» دیگر صرفاً یک نبرد در خاورمیانه نیست؛ تصویری است از نبردی جهانی بر سر نظم نوین قدرت، انرژی و اطلاعات. رسانههای بینالمللی امروز روایتهایی متفاوت، اما همجهت دارند: «جهان در حال ورود به مرحلهای است که شکست یا پیروزی در ایران، صرفاً مختص تهران یا واشنگتن نیست، بلکه بخشی از تحول تمدنی قرن بیستویکم شده است.» از تنگه هرمز که نفس اقتصاد جهانی را گرفته تا بازار والاستریت که زیر موج نفت خم شده؛ از پایگاههای تخریبشده آمریکا تا موشکهایی که هنوز شلیک نشدهاند. هر خبر، نشانهای از آشفتگی نظم پیشین و تولد نظمی تازه در جهان است.
بر اساس دادههای MarineTraffic، تردد کشتیها از تنگه هرمز در هفته چهارم جنگ تا ۹۵ درصد کاهش یافته است. کمتر از پنج کشتی در روز مجوز تهران برای عبور از این آبراه حیاتی را دریافت کردهاند. رسانهها از واشنگتن تا لندن اذعان کردهاند که ایران حالا کنترل کامل جغرافیایی و اقتصادی این گذرگاه را در اختیار دارد. چیزی فراتر از قدرت نظامی؛ نوعی اهرم اقتصادی-سیاسی که جریان تجارت جهانی را بازتعریف میکند. آسوشیتدپرس به این وضعیت لقب «ایستگاه عوارضی ایران» داده و نوشته است: ناوگان بینالمللی عملاً باید برای هر عبور، هزینه و مسیر خود را به تهران اعلام کند.
در همین راستا، خلیج فارس به نقطه جوش بازار انرژی بدل شده است. رویترز گزارش داد که قیمت قراردادهای آتی نفت خام برنت با ۴٫۵۶ دلار افزایش، به ۱۱۲٫۵۷ دلار رسید؛ افزایشی ۴٫۲۲ درصدی در یک روز. بلومبرگ هشدار میدهد که اگر جنگ تا ژوئن ادامه یابد و تنگه هرمز همچنان بسته بماند، قیمت نفت ممکن است تا ۲۰۰ دلار برای هر بشکه صعود کند؛ رقمی تاریخی که ساختار تورم جهانی را متزلزل خواهد ساخت.
در واکنش به این اختلال، رویترز خبر میدهد که هند در حال بازسازی روابط انرژی با روسیه است. دهلی نو به دنبال افزایش واردات نفت خام روسیه تا سقف ۴۰ درصد از کل تأمین خود و درخواست معافیت تحریمی از آمریکا است؛ تصمیمی که نشاندهنده چرخش جدید قدرت انرژی به شرق است. در مقابل، کشورهای آسیایی مانند ژاپن و کره جنوبی دستور «کار از خانه» صادر کردهاند تا مصرف سوخت را کاهش دهند، و چین نیز مجبور شده واردات گاز طبیعی مایع خود را به پایینترین سطح از سال ۲۰۱۸ برساند.
در حالیکه آمریکا و اسرائیل به دنبال فشار حداکثری هستند، بلومبرگ گزارش میدهد که ایران در کمتر از یک ماه حدود ۳.۹ میلیارد دلار درآمد نفتی کسب کرده است. افزایشی قابل توجه نسبت به پیش از جنگ. این کشور، با تکیه بر کنترل تنگه هرمز و کاهش تخفیف نفت خود، به تنها صادرکننده بزرگ منطقه تبدیل شده است.
بلومبرگ مینویسد: «جمهوری اسلامی ایران از دو مسیر سود کرده است: افزایش قیمت جهانی نفت و استفاده از مسیرهای منحصربهفرد صادراتی. ایران اکنون نفت خود را با کمترین تخفیف نسبت به شاخص برنت در یک سال گذشته میفروشد.»
پایگاه کانادایی گلوبال ریسرچ با لحنی احساسیتر مینویسد: «ایران با هفتهزار سال تمدن در برابر امپراتوری دویستوپنجاهساله آمریکا ایستاده است.» در این تحلیل، ایران نه تنها دولتی مقاوم، بلکه نماد تمدنی جنوب جهانی است که در برابر امپریالیسم دیجیتال و نظامی غرب مقاومت میکند. شبکه RT روسیه نیز این تقابل را چنین توصیف میکند: «این نبرد صرفاً جنگی نظامی نیست، بلکه آزمونی برای بقای هژمونی آمریکا در قرن بیستویکم است. شکست در ایران، آغاز افول قطعی ایالات متحده خواهد بود.»
هاآرتص، روزنامه عبری اسرائیلی، صراحتاً اذعان کرده است: «ایران، همانند ژوئن ۲۰۲۵، برنده واقعی این جنگ خواهد بود.» در یادداشت تند این روزنامه، نتانیاهو و ترامپ به «دو ناکاربلد خطرناک» تشبیه شدهاند که اسرائیل و آمریکا را به گروگان گرفتهاند.
جنگ با ایران حالا وارد اقتصادهای خرد و کلان جهان شده است. نشریه TKL از رشد چشمگیر ۸۹ درصدی قیمت اوره گرانولار نیواورلئانز خبر میدهد؛ یکی از اصلیترین کودهای نیتروژنی جهان، که قیمت آن به ۶۶۰ دلار در هر تن رسیده است. این افزایش، بر بخش کشاورزی آمریکا سایه افکنده و به گفته رویترز، سطح زیرکشت ذرت و گندم به کمترین میزان از دهه ۱۹۷۰ رسیده است.
در سوی دیگر، گلدمن ساکس هشدار داده است که افزایش قیمت نفت میتواند تا پایان سال، ماهانه ۱۰ هزار شغل از اقتصاد آمریکا حذف کند. برخلاف دورههای قبلی، رشد قیمت نفت دیگر موجب رونق استخدام در بخش انرژی نمیشود، زیرا این صنعت اکنون دیجیتالیتر و بهرهورتر شده است. اثر کلی، کاهش مصرف و رکود در بخش خدمات است؛ آغاز فرسایش تدریجی بازار کار آمریکا.
آسوشیتدپرس نیز از سقوط تاریخی بازار والاستریت خبر میدهد: شاخص S&P ۵۰۰ با ۷.۱ درصد افت، پنجمین هفته متوالی زیان را ثبت کرد؛ داوجونز ۱ درصد و نزدک ۲.۴ درصد سقوط کردند. پسلرزههای جنگ ایران حالا نه در خلیج فارس، بلکه در قلب نیویورک احساس میشود.
ایندیپندنت افشا کرد که رئیسجمهور آمریکا در «حباب اطلاعاتی» قرار گرفته است؛ گزارشهای وزارت جنگ شامل ویدیوهای گلچینشدهی انفجارهاست، بیآنکه تصویری واقعی از میدان دریافت کند. تحلیلگران هشدار دادهاند که این نوع اطلاعرسانی ناقص، خطر تصمیمات فاجعهبار را افزایش داده است.
در همین راستا، بلومبرگ مینویسد ترامپ از تسلیم نشدن ایران خشمگین است و رفتارش از تهدید نابودی تا درخواست صلح متغیر است. CNN نیز گزارش میدهد که گزینههای نظامی واشنگتن در برابر ایران محدود شده و بیشتر به سناریوی زمینی پرهزینه وابستهاند؛ گزینهای که میتواند دولت او را در باتلاقی سیاسی فرو ببرد.
رویترز هشدار میدهد که حوثیهای یمن آمادهاند در صورت نیاز وارد جنگ شوند و یکی از اهداف اصلی، تنگه بابالمندب است. گذرگاهی حیاتی که مسیر کشتیهای حامل نفت به کانال سوئز را کنترل میکند. با بسته بودن هرمز، فعال شدن بابالمندب میتواند مسیر انرژی جهانی را بهطور کامل مختل کند.
یکی از مهمترین تحلیلهای روز، از دویچه بانک آلمان منتشر شد. «جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، ممکن است در تاریخ بهعنوان آغاز فرسایش نظم دلار نفتی و طلوع یوان نفتی ثبت شود.» مالیکا ساچدوا، تحلیلگر ارشد این بانک، تأکید کرده است که اهمیت استراتژیک خاورمیانه برای نقش دلار در نظام جهانی نباید دستکم گرفته شود. این تحول، بهویژه با تغییر مسیر ذخایر انرژی به سمت آسیا، میتواند پایههای نظم مالی جهان را دگرگون کند؛ نظمی که نیم قرن پیش بر مبنای فروش نفت به دلار بنا شده بود.
در روز بیستوهشتم، گزارشهای متعددی از ضعف لجستیکی ارتش آمریکا منتشر شد. نیویورکتایمز گزارش داد که دهها پایگاه نظامی آمریکا در خاورمیانه آسیب دیده و بسیاری از نیروها در هتلها مستقر شدهاند. حمله به بندر شعیبه در کویت، به کشته شدن ۶ سرباز منجر شده است. ABC News نیز گفت که ارتش آمریکا برای جبران کمبود نیرو، حداکثر سن استخدام را از ۳۵ به ۴۲ سال افزایش داده و حتی به متقاضیان دارای سابقه مصرف ماریجوانا اجازه پیوستن داده است.
همزمان، واشنگتنپست گزارش داد که آمریکا در چهار هفته جنگ بیش از ۸۵۰ موشک کروز تاماهاک شلیک کرده و ذخایرش رو به پایان است. مقامات پنتاگون این ماجرا را «نگرانکننده» توصیف کردهاند.
فایننشال تایمز در گزارش تکنولوژیک خود، با لحنی کنجکاوانه نوشت: «جهان چشمانتظار نخستین شلیک موشک قاسم بصیر است». سامانهای که یک ماه پس از آغاز جنگ هنوز در میدان دیده نشده. رسانهها میگویند ظهور آن میتواند معادلات موشکی منطقه را تغییر دهد و برتری فنی ایران را تثبیت کند.
بر اساس نظرسنجی سیانان و فاکسنیوز، رضایت از دولت آمریکا به پایینترین سطح از سال ۲۰۰۲ رسیده است. فاکسنیوز، رسانه حامی ترامپ، اعلام کرده که ۶۴ درصد از آمریکاییها از نحوه مدیریت جنگ با ایران ناراضیاند. اعتماد عمومی به دولت در حال فروپاشی است و بدبینی نسبت به چشمانداز اقتصادی شدت گرفت.
در همین حال، تحلیلگران اشاره میکنند که لابیهای سنتی مانند AIPAC، کمیته روابط عمومی آمریکا و اسرائیل با موج انتقادات مواجه شدهاند. اکونومیست یادآور شد که امروز، همان کتاب «لابی اسرائیل» که دو دهه پیش جنجالآفرین شده بود، دوباره به دستور کار افکار عمومی بازگشته است و اعتماد مردم به نفوذ این گروهها کاهش یافته است.
در چرخشی همزمان با جنگ خلیج فارس، رویترز گزارش داد که چین بیش از ۲۰۰ جنگنده بازنشسته J‑۶ را به پهپادهای تهاجمی تبدیل کرده و در نزدیکی تنگه تایوان مستقر کرده است. کارشناسان هشدار میدهند این پهپادها قادرند پدافند هوایی تایوان را اشباع کنند؛ تاکتیکی مشابه حملات انبوه پهپادی ایران به مواضع غرب. شباهت این دو جبهه، در تحلیلهای ژئوپلیتیکی، نمود هماهنگی غیرفرمال میان شرق در برابر غرب تعبیر شده است.
شبکه الجزیره در جمعبندی خود تصریح میکند: شوک قیمت نفت و گاز ناشی از جنگ ایران زودگذر نیست. زنجیره تأمین جهانی دچار فروپاشی شده و تلاش برای تنوعبخشی به منابع انرژی شکست خورده است. در همین حال، فارن پالیسی یادآور میشود که «بزرگترین مزیت ایران، جغرافیای آن است»: خط ساحلی طولانی، کوهستانهای نفوذناپذیر و عمق استراتژیک خاورمیانه، ایران را به هدفی غیرقابل تسلیم تبدیل کرده است.
در بیستوهشتمین روز جنگ رمضان، جهان در برابر ایرانی ایستاده که نه تنها تسلیم نشده، بلکه قواعد بازی را بازنویسی کرده است. ایران با تکیه بر جغرافیا، فناوری، شبکه منطقهای و استقلال اقتصادی خود، در برابر بزرگترین اتحاد نظامی و رسانهای غرب مقاومت کرده است. در مقابل، آمریکا و متحدانش با بحران انرژی، رکود بازار، سقوط محبوبیت و آشفتگی اطلاعاتی مواجهاند. این روزها، هر عدد و هر خبر، گواهی است بر اینکه جنگ رمضان، دیگر صرفاً جنگی در خاورمیانه نیست؛ آغاز عصری تازه در سیاست، اقتصاد و نظم جهانی است.
{$sepehr_key_199734}