مریم قربانزاده، نویسنده | شهربانو، باغ گل یکی از شادیآفرینترین منظرههای کره زمین است، تفرجگاهی سبز و معطر و درخشان. امسال خیلیها چند ساعتی را به تفرج و لذت از این نعمت زیبای خداوند گذراندند و باغهای گل روستای فرخد را یک دل سیر تماشا کردند. بوی گل و گلاب در نسیم نمناک بهار، روح و جان را تازه میکند و گلهای محمدی در گستره سبزی برگها و نور خورشید، چشم را مینوازد. حیف است اگر در این چند روز باقیمانده از بهار، گشتی در گل و گلزار فرخدر نزنید. جرقه این یادداشت را صحبتهای دختر آقای نظری، باغدار فرخدی، زد وقتی از حضور ما خوشحال شد. روستاییها مهماننوازند و صادقانه و خالصانه خداقوتمان را جواب میگویند.
هرچه دارند بیکموکاست و باسخاوت پیشکش میکنند. دختر آقای نظری هم خوشامدمان گفت و ما را به جمع کردن گلهای زیبای محمدی مهمان کرد. خوشصحبت بود. کمکم در باغ دلش را هم باز کرد و از برخی شهرنشینهایی گفت که آنها را رنجاندهاند، کسانی که به روستا میآیند، در باغ گلشان قدم میزنند، عکس میگیرند، چای مینوشند، لذت میبرند، اما ملاحظه فرهنگ و آداب روستا را نمیکنند. از کسانی میگوید که ادا و اطوارشان مأخوذ به حیا نیست، پوشش آنها مناسب نیست، ادبیات و کلامشان در شأن مردم شریف روستا نیست و برای یک تذکر ساده، با برخورد تند و هتاکی آزارشان دادهاند و در جواب خیرخواهی آنها جمله معروف «به تو چه» و رگباری از این تعابیر نثارشان کردهاند.
ما چه داشتیم بگوییم جز عرض شرمندگی از بزرگواری روستاییان. مردم همه روستاهای ما مهربان، کمتوقع و باسخاوتاند. در باغ و منزلشان به روی مهمان باز است. رویشان گشاده و دلشان پرمهر است. کریمانه مهمان را میپذیرند و با کلماتی دلنشین، صفای باطن خود را بروز میدهند.
{$sepehr_key_199882}
مردم روستای فرخد هم باغهای گلشان را برای شهرنشینها میگشایند و فقط یک چیز میخواهند. به زبان ساده خودشان: روستای ما را خراب نکنید. فرهنگ روستا فرهنگ حجب و حیاست. فرهنگ آزرم و اخلاص است. صاف و ساده میخواهند فرهنگ روستاییشان را مورد هجمه قرار ندهیم.
چادرهای گلگلی زنهای روستا حکایت از زیبایی و حیا دارد. میخواهند این چادرهای گلگلی از سر دخترکانشان کم نشود. میگویند: قدمتان بر چشم ما، اما وقتی میآیید، ملاحظه فرهنگ روستا را بکنید و مثل شهر خودتان لباس نپوشید. مثل ما باشید، ساده و بیپیرایه و کمآرایه.
این عرف بینالمللی است که وقتی به عنوان گردشگر به منطقهای میروید، باید فرهنگ آن منطقه را حفظ کنید و نباید با ظاهر و رفتار خود فرهنگ و مردم منطقه را مورد تهاجم و تغییر قرار دهید.
ضعف فرهنگ جهانگردی بین ما همین است که ملاحظه منطقه گردشگری را نمیکنیم. توجهی به گفتار، پوشش و رفتارمان نداریم و اینگونه میشود که چند سال بعد، فرهنگ روستایی کمرنگ میشود و جز پارهای بنا و باغ باقی نمیماند.
روح روستا را پاس بداریم، روح مردم روستا و زنان و مردانش را که اگر فرهنگ و آیین روستا را فراموش کنیم، دیگر جاذبهای باقی نخواهد ماند.
دهیاری فرخد باید برای حفظ اصالت روستا هشیارانه عمل کند و تا کار از دست نرفته، قواعد و قوانینی بگذارد تا مردمان شهرنشین در چند ساعت بازدید از باغهای گل و کارگاههای گلابگیری، رعایت پوشش و رفتارشان را بکنند و با فرهنگ حجاب و حیای چادرهای گلگلی زنان روستا همخوان باشند. زنان روستا سختکوش و مهرباناند. ناسپاسی است که چند ساعت رفتن شهرنشینان آنها را برنجاند و مکدر سازد.
روستای فرخد همهچیز را برای یک قطب جهانگردی روستایی دارد، اما مردمش نگران آثار منفی بازدیدکنندگان هستند. در کارگاه گلابگیری، زنها با روی خوش از بازدیدکنندگان استقبال میکنند و ظرفهای گلاب را برایشان پر میکنند. گروه دف برای بازدیدکنندگان دف میزنند. دف در ادبیات عرفانی نوعی شکرگزاری است. دستها که بالا و پایین میروند دارند شکر نعمت به جای میآورند. نماز ظهر را همان جا در کارگاه میخوانند و تا خروج آخرین بازدیدکننده درها را نمیبندند.
ناسپاسی است که برخی شهرنشینها به جای این همه خوبی و بزرگواری و سخاوت، آنها را با وضعیت بسیار نامناسب پوشش و رفتارشان بیازارند. دهیاری فرخد باید برای حفظ اصالت و فرهنگ روستا به طور جدی و سختگیرانه وارد عمل شود و برای حفظ آرامش روانی و اعتقادی مردم روستا برنامه بریزد. فرخد نمونهای از صدها روستای ماست که باید محیط و بافت اجتماعی و رفتار و سکناتش حفظ شود و مورد احترام باشد. به باغدارهای فرخد احترام بگذاریم، بابت این همه زیبایی و مهر، سپاسگزارشان باشیم و حرمت اعتقادات مردمان روستای گل و گلاب را نگه داریم.