به گزارش شهرآرانیوز، دکتر زنیره سلیمی، اظهار کرد: اختلالات شناختی از مشکلات شایع دوران سالمندی هستند و بیماری آلزایمر شایعترین نوع این اختلالات محسوب میشود. در این بیماری پیشرونده، فرد بهتدریج با مشکلاتی مانند اختلال در حافظه، ناتوانی در یادآوری رویدادهای اخیر و نامها، دشواری در انجام کارهای پیچیده، اختلال در قضاوت، ناتوانی در استفاده از وسایل، و سردرگمی در زمان و مکان مواجه میشود.
این دانشیار گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد افزود: سالمندان مبتلا به اختلالات شناختی در زمان بحرانها با مشکلات مضاعفی روبهرو هستند. نگرانی درباره کاهش توجه مراقبان به تأمین نیازهای اولیه، ترس از طرد شدن یا تنها ماندن و همچنین احتمال از دست دادن محیط زندگی آشنا از جمله دغدغههایی است که در این بیماران بیش از سایر سالمندان مشاهده میشود.
وی ادامه داد: این بیماران در درک دستورالعملهای مرتبط با شرایط بحرانی برای مراقبت از خود با دشواری مواجه هستند و به دلیل مشکلات ارتباطی، کمتر از دیگران میتوانند علائم جسمی یا روانی خود را با اطرافیان در میان بگذارند؛ بنابراین در شرایط بحران باید توجه بیشتری به وضعیت جسمی و نیازهای ویژه آنان صورت گیرد.
دکتر سلیمی با تأکید بر اهمیت ثبات در زندگی روزمره بیماران مبتلا به اختلالات شناختی گفت: این بیماران بیش از دیگران به نظم و برنامه ثابت در زندگی نیاز دارند، زیرا وجود روال مشخص به آنان کمک میکند تا در انجام امور روزمره دچار سردرگمی کمتری شوند.
وی افزود: ثبات در زمان خواب و بیداری، وعدههای غذایی، مصرف دارو و ملاقات با اعضای خانواده، بهویژه افرادی که حضور آنان برای بیمار احساس امنیت ایجاد میکند، از جمله اقداماتی است که میتواند به آرامش و ثبات روانی این بیماران کمک کند.
{$sepehr_key_200103}
این روانپزشک همچنین توصیه کرد: در صورت توانایی بیمار، میتوان فعالیتهای ساده، هدفمند و خوشایند روزانه را به او سپرد؛ بهگونهای که باعث احساس ناتوانی یا ناراحتی در وی نشود و در عین حال حس مشارکت و مفید بودن را در او تقویت کند.
وی با اشاره به تأثیر منفی مواجهه مداوم با اخبار بحران بر بیماران مبتلا به اختلالات شناختی گفت: تکرار پیوسته اخبار ناگوار میتواند موجب افزایش اضطراب در این بیماران شود. حتی سالمندان مبتلا به اختلالات عصبی ـ شناختی شدید نیز قادرند اضطراب و تنش مراقبان خود را درک کنند؛ از این رو توصیه میشود دریافت اخبار برای این بیماران به حداکثر یک بار در طول شبانهروز محدود شود.
دکتر سلیمی حفظ حداقل ارتباطات اجتماعی امن و خوشایند برای این بیماران را ضروری دانست و افزود: توضیح شرایط محیطی باید متناسب با سطح شناختی و وضعیت عاطفی بیمار و با لحنی آرام و همدلانه ارائه شود و از بیان هیجانی یا اغراقآمیز مطالب پرهیز شود.
وی تأکید کرد: باید به بیماران مبتلا به اختلال شناختی اجازه داده شود احساسات خود را اگر برای اطرافیان نامتناسب یا دشوار برای درک باشد بدون ترس از قضاوت یا سرزنش بیان کنند. گوش دادن فعال و پذیرش احساسات همراه با ترس و اضطراب میتواند نقش مهمی در کاهش نگرانی و افزایش حس امنیت آنان داشته باشد.
این عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با تأکید بر اهمیت مداخلات زودهنگام نوروسایکولوژیک پس از رویدادهای آسیبزا گفت: چنین مداخلاتی میتواند از تشدید پیامدهای عصبروانشناختی تروما، بهویژه در بیمارانی که از پیش با اختلالات شناختی مواجه هستند، جلوگیری کند.
وی افزود: هرگونه تغییر در رفتار، عملکرد روزمره یا تواناییهای فردی بیمار باید جدی گرفته شده و مورد ارزیابی تخصصی قرار گیرد. در صورت مشاهده علائمی مانند افکار مداوم درباره مرگ یا خودکشی، پاسخهای شدید ترس، اختلالات خواب و بیخوابی مزمن، مصرف خودسرانه یا نامنظم دارو، رفتارهای پرخطر، تحریکپذیری و پرخاشگری شدید و ناگهانی، یا مقاومت در برابر دریافت مراقبتهای ضروری، مراجعه به متخصص ضروری است.