به گزارش شهرآرانیوز، در جنوب تهران ساختمانی قرار داشت که مطبوعات محلی آن را با نام پایگاه یازدهم پلیس آگاهی میشناسند، واحدی که متخصص در جرایم اقتصادی و پروندههای سرقت در چندین منطقه مسکونی پرجمعیت است. هیچ موشک بالستیکی پشت دیوارهای آن پنهان نشده بود، هیچ سانتریفیوژی در زیرزمینهای آن وجود نداشت و هیچ اتاق عملیات نظامی در آن نبود. فقط دفاتر تحقیقات، پروندههای جنایی و کارآگاهانی بودند که به گزارشهای سرقت و کلاهبرداری رسیدگی میکردند.
اما در مارس ۲۰۲۶، در بحبوحه جنگی که ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران آغاز کردند، این ساختمان ناپدید شد. تصاویر ماهوارهای نشان میدهد که در اولین موج حملات ایالات متحده و اسرائیل به پایتخت ایران، این ساختمان به طور کامل ویران شده است. هدف طبق هیچ تعریف متعارفی نظامی نبود و مهمتر از آن، این یک حادثه جداگانه نبود.
واحد تحقیقات دیجیتال الجزیره تأیید کرده است که ۷۵ مرکز امنیت داخلی بین شروع جنگ در ۲۸ فوریه و ۱۰ مارس ۲۰۲۶ بمباران شدهاند. این مراکز شامل کلانتریهای محلی، پایگاههای تحقیقات جنایی، ستادهای امنیت عمومی و ایستهای بازرسی بسیج بودند. هیچ یک از این مراکز، تأسیسات نظامی، هستهای یا موشکی نبودند. همه آنها نهادهای امنیتی داخلی بودند که دولت ایران از طریق آنها حضور روزانه خود را در محلهها، خیابانها و بازارها حفظ میکند.
این تحقیق نقشه هدفگیری را ترسیم میکند، الگوی جغرافیایی آن را تجزیه و تحلیل میکند، ماهیت سایتهای هدفگیری شده را بررسی میکند و منطق استراتژیک پشت تخریب ایستگاههای پلیس را در جنگی که رهبران آن گاهی هدف خود را برچیدن برنامه هستهای ایران، گاهی حذف برنامه موشکی آن و گاهی اوقات، به طور واضح تغییر رژیم اعلام میکنند، زیر سوال میبرد.
با توجه به پوشش محدود ماهوارهای در برخی مناطق و قطعی اینترنت در داخل ایران که جریان اطلاعات از محل را محدود میکند، تعداد واقعی مکانهای امنیتی مورد هدف احتمالاً بسیار بیشتر از آن چیزی است که در این تحقیق مستند شده است.
جدیدترین سابقه تاریخی، خوشبینی در مورد موفقیت رویکرد اسرائیل و آمریکا را القا نمیکند. در عراق در سال ۲۰۰۳، ایالات متحده دستگاه امنیت داخلی را تحت پوشش «بعثیزدایی» کاملاً منحل کرد، با منطقی مشابه: حذف ابزارهای سرکوب برای هموار کردن راه برای یک رژیم جدید. با این حال، نتیجه یک دموکراسی پایدار نبود، بلکه ناامنی گسترده، جنگ داخلی فرقهای و ظهور گروههای مسلح بود.
{$sepehr_key_200126}
تفاوت اساسی این است که در عراق، واشنگتن ۱۵۰ هزار نیرو در زمین داشت، اما هنوز نتوانست خلأ قدرت حاصل را پر کند. در ایران، هیچ نیروی زمینی آمریکایی یا اسرائیلی (تاکنون) وجود ندارد، به این معنی که هرگونه خلأ امنیتی، در صورت وقوع، فقط توسط نیروهایی که از قبل در چشمانداز ایران حضور دارند، پر خواهد شد. علاوه بر این، تجربه معاصر هیچ نشانهای از این که فروپاشی نیروهای امنیتی در غیاب یک جایگزین سازمانیافته منجر به تحول دموکراتیک شود، ارائه نمیدهد - کاملاً برعکس، از بغداد تا طرابلس تا بلگراد، محتملتر است.
آنچه این تحقیقات آشکار میکند این است که دستگاه امنیتی ایران تحت فشار عظیم و بیسابقهای عمل میکند، اما فروپاشیده نشده و به نظر نمیرسد در آستانه فروپاشی باشد. قمار آمریکایی-اسرائیلی تاکنون در دستیابی به اهداف جنگی مورد نظر خود شکست خورده است.