به گزارش شهرآرانیوز، احسان حسینی با اشاره به گذشت بیش از یک ماه از تجاوز آمریکا و اسرائیل به خاک جمهوری اسلامی ایران و اقدام ایران در مدیریت تردد در تنگه هرمز و آثار آن بر بازار انرژی جهان گفت: ائتلاف آمریکا و اسرائیل در جریان جنگ ۱۲روزه هر حملهای که علیه ایران انجام میدادند، نسبتاً موفق بود و هزینه قابلتوجهی برای آنها ایجاد نمیکرد و همین محاسبات باعث شد اقداماتی مانند ترور رهبری و آغاز جنگ مجدد علیه ایران شکل بگیرد. اما امروز هزینههایی به آمریکا وارد شده که ناشی از پیچیده شدن وضعیت منطقه توسط ایران است.
وی افزود: با این حال سؤال این است که آیا این هزینهها کافی بوده؟ ایران که تا اینجا آمده و خسارت دیده، آیا نمیتواند با یک ماه ادامه جنگ، این هزینهها را چند برابر و بازدارندگی خود را چندین برابر بازسازی کند یا نه؟
حسینی در پاسخ به این سوال، با اشاره به تحولات بازار جهانی افزود: قیمت نفت خام امروز حدود ۱۰۷ دلار است. اما واقعیت بازار میگوید این رقم پایین است و میتواند تا محدوده ۱۵۰ دلار یا حتی ۳۴۰ دلار هم افزایش پیدا کند. در برآوردهایی که برای کسری نفت بعد از جنگ داشتیم، تخمین ماه اول این بود که قیمت تا ۱۱۰ دلار برسد. اما فشار اصلی روی قیمت نفت آمریکا از اواخر ماه دوم جنگ رقم میخورد. یعنی ما میتوانیم با فرسایشی کردن جنگ، فشار مضاعفی به آمریکا وارد و هزینههای این کشور را افزایش دهیم.
او ادامه داد: آمارها نشان میدهد قیمت بنزین در آمریکا یک دلار بر گالن افزایش یافته و از زیر سه دلار به حدود چهار دلار رسیده است. بازار مالی آمریکا هم حدود ۵ تریلیون دلار (۵۰۰۰ میلیارد دلار) آسیب دیده و هنوز هم احتمال افزایش وجود دارد. برخی ممکن است بگویند آمریکا در این نقطه جنگ را رها میکند، اما هیچکس نمیتواند قطعی بگوید که واشنگتن از درگیریها کنار میکشد یا نه. بنابراین، اگر ایران از این نقطه جنگ را پایان دهد، ابزار بازی که امروز در اختیار دارد از بین میرود.
این کارشناس انرژی اظهار کرد: در موضوع نگه داشتن تنگه هرمز و افزایش قیمت نفت، اگر چند هفته دیگر هم ادامه دهیم، میتوانیم هزینهها را برای آمریکا افزایش دهیم. اگر وارد جنگ شدهایم، بهتر است به شکلی ادامه دهیم که در ۲۰ سال آینده درگیر جنگ نشویم. در واقع ضربهای وارد کنیم که بازدارندگی بلندمدت ایجاد شود.
حسینی تأکید کرد: اگر جنگ ادامه پیدا کند، آمریکا و اسرائیل مجبور میشوند احتیاط بیشتری در محاسبات خود لحاظ کنند. ما همچنان ظرفیت وارد کردن ضربات محکمتر را داریم.
این کارشناس بازار انرژی درباره ذخایر نفتی نیز گفت: هنوز بخشی از نفت روی آب مصرف میشود و برخی ذخایر آمریکا و آژانس در حال تخلیه است. فشار اصلیای که باید به ترامپ وارد شود هنوز ایجاد نشده است.
{$sepehr_key_200650}
حسینی توضیح داد: ترامپ با اظهارنظرهای رسانهای قیمت نفت را پایین میآورد، اما در دو تا سه هفته آینده به نقطهای میرسیم که دیگر نمیتواند این کار را انجام دهد و واقعیت بازار غلبه میکند، آنجا قیمت نفت جهش میکند و ممکن است حتی به ۳۴۰ دلار برسد. همین موضوع فشار نهایی را بر ترامپ وارد میکند.
وی با اشاره به اظهارات ترامپ مبنی براینکه کشورهایی که سوخت ندارند، مانند بریتانیا آن را از ما بخرند یا خودشان تنگه هرمز را تصرف کنند پاسخ داد: میخواهد نفتش را از تنگه عبور دهد خودش از تنگه هرمز محافظت کند. این یعنی عملاً دارد خودش را کنار میکشد. هدف ایران این است که او را به نقطهای برساند که از جنگ خارج شود و ایران و اسرائیل درگیر مستقیم بمانند؛ موقعیتی که برای ایران مطلوبتر است.
این کارشناس انرژی ادامه داد: ترامپ یکبار از حمله زمینی حرف میزند، یکبار از بمب اتم، یکبار از مذاکره؛ حرفهایش بسیار متناقض است و نشان میدهد تحت فشار است. اگر ایران کمی بیشتر صبر و مقاومت کند، دستاوردهایش بهصورت نمایی افزایش مییابد.
وی با اشاره به تهدید ترامپ مبنی بر حمله به نیروگاههای برق بیان کرد: ما اکنون یک اشتباه داریم و آن اینکه اگر ترامپ به نیروگاه ما حمله کند، ما به نیروگاههایی که آمریکا در منطقه سهامدار آن است حمله میکنیم. یا اگر به صنعت فولاد ایران حمله میکند، ما میرویم سراغ صنایع فولاد یا آلومینیوم عربستان یا کویت. این واکنش غلط است، چون برای ترامپ مهم نیست که عربستان یا کویت نابود شوند؛ درد اصلی او قیمت نفت است.
حسینی تصریح کرد: اگر به عسلویه، پالایشگاههای گازی یا صنعت فولاد ایران حمله شود، پاسخ درست ایران حمله به تاسیسات نفتی منطقه است تا قیمت نفت بالا برود. وقتی قیمت نفت بالا میرود، قیمت گاز هم بالا میرود و در نتیجه قیمت فولاد و سایر کالاها هم افزایش مییابد. بنابراین، برای ایجاد بازدارندگی زیرساختی، افزایش هزینه برای طرف مقابل باید از مسیر انرژی باشد.
این کارشناس انرژی اضافه کرد: ما هنوز به آرامکو حملهای نکردهایم. یکی از نقاط حساس دیگر خط لوله شرق به غرب عربستان است که روزانه پنج میلیون بشکه از طریق آن صادر میشود. در دوران پساجنگ، برخی پیشنهاد میدهند که روی تنگه عوارض وضع کنیم، برخی میگویند بیمه ایرانی، برخی میگویند با یوان تسویه شود. اما نباید فراموش کنیم که ما کارت تنگه را در این جنگ مصرف کردهایم و بعد از جنگ کشورهای منطقه تلاش میکنند مسیرهای جایگزین بسازند. بنابراین، باید از همین الان محاسبات طرف مقابل را طوری شکل دهیم که بداند اگر تنگه بسته شود، خطوط لوله موازی هم در امان نیست.
حسینی تأکید کرد: نباید اجازه بدهیم تصور شود که در جنگ بعدی، با بستن تنگه هرمز فقط عبور از تنگه مختل میشود، اما خطوط لوله و میادین نفتی منطقه آزاد میمانند. این محاسبه باید همین امروز شکسته شود و طرف مقابل بداند که اگر بزند، ما هم میزنیم.
وی در خصوص بستن تنگه باب المندب پاسخ داد: عدد عبور روزانه نفت از تنگه هرمز حدود ۲۱ میلیون بشکه است. برخی اعداد مربوط به مسیرهای موازی، مانند مسیر ینبع، حدود هفت میلیون بشکه است. اگر این مسیرها از مدار خارج شوند، بخش قابلتوجهی از عرضه جهانی حذف میشود و ما سریعتر به نقطه بازدارندگی مورد نظر خود میرسیم.
حسینی در پایان خاطرنشان کرد: خبرهایی مبنی بر حمله ایران به خط لوله هفتسانیره عربستان منتشر شده است که اگر درست باشد، میتواند جریان نفتی معادل چند میلیون بشکه را مختل کند. حذف این میزان عرضه از بازار، بهطور جدی ساختار قیمت نفت را تغییر میدهد. امیدوارم تصمیمگیریها بهگونهای باشد که بازدارندگی ما تقویت و منافع اقتصادی کشور حداکثر شود.
منبع: ایرنا