هم شیک هم پوشیده | روایت مادری که با دغدغه خاص سراغ تولید پوشاک رفت

گلناز حکمت | شهربانو، ماجرا از روزی شروع می‌شود که دخترش به سن تکلیف می‌رسد و او برای پیدا کردن لباسی پوشیده و شیک کل شهر را زیرورو می‌کند، اما آنچه به دل خودش و دخترش بنشیند پیدا نمی‌کند. همین جرقه‌ای می‌شود برای اینکه دست‌به‌کار شود و خودش لباسی برای دخترش بدوزد و کم‌کم سفارش قبول کند و دست به تولید بزند.

فاطمه نصیری متولد سال ۶۳ است. رشته حقوق خوانده ولی حس می‌کند تولید پوشاک به روحیه‌اش می‌خورد و هیچ‌وقت در رشته تحصیلی‌اش مشغول به کار نشده است. «از دبیرستان کار نقاشی می‌کردم. کلاس‌های آن را حرفه‌ای دنبال کرده بودم، اما در دانشگاه رشته حقوق خواندم. کنکور رشته علوم اجتماعی قبول شدم ولی، چون پدرم وکیل است خواست من هم حقوق بخوانم. بعد از مدتی که گذشت، پدرم متوجه شد آدم حقوقی نیستم و نمی‌‎توانم، دیگر ادامه ندادم. سال آخر دانشگاه ازدواج کردم و برای کارآموزی به یکی از نمایندگی‌های بیمه ایران رفتم. آنجا کار‌های حقوقی با من بود.»

به نظرم خیلی مردانه بود

«دفتر بیمه می‌رفتم. وارد کار بیمه و کارمند اداره حقوقی اداره بیمه شدم. بعد از مدتی تقاضای نمایندگی دادم و سال ۸۹ نمایندگی گرفتم و شروع به کار کردم، اما این کار هم در روحیه من نبود. به نظرم خیلی مردانه بود! این شد که دوباره کار نقاشی را که در دوران دبیرستان انجام می‌دادم شروع کردم. کلا کار‌های یکنواخت و اداری را دوست نداشتم. چهار سالی کار نقاشی کردم و نمایشگاه می‌زدم. تابلو‌های حرفه‌ای می‌کشیدم و برای فروش می‌گذاشتم، اما در مشهد از هنر نقاشی استقبال خوبی نمی‌شد. این شد که نقاشی را هم کمابیش کنار گذاشتم. طراحی لباس را هم دوست داشتم. مدتی روی لباس نقاشی می‌کردم و برای مدل‌ها و طرح لباس‌ها نظر می‌دادم. هم‌زمان با این فعالیت‌ها مادری هم می‌کردم. یکی از دخترهایم متولد ۸۹ بود و دیگری متولد ۹۵.»

مسئله برایم شروع شد

«دختر بزرگم که به سن تکلیف رسید، مسئله برایم شروع شد! هرجا می‌رفتم لباس مناسبی برای او پیدا نمی‌کردم. لباس پوشیده و شیکی می‌خواستم که مانع محجبه بودن او نباشد. متأسفانه این برداشت در جامعه ما هست که فکر می‌کنند محجبه‌ها شیک نمی‌پوشند. با خاله‌ام که استاد دانشگاه الزهرا (س) است درباره این موضوع صحبت کردم. گفت: چرا خودت دست‌به‌کار نمی‌شوی؟! با کمک او شروع کردم. یکی‌یکی کار می‌زدم و در باغ پدرم عکاسی می‌کردیم. دخترم هم مدلم شده بود برای پوشیدن لباس‌ها.»

{$sepehr_key_200930}

برای دختران ۸ تا ۱۴

«همان زمان یک پیج زدم و ماجرای شروع کار را نوشتم. هم‌زمان سایت هم زدم و با حمایت پدر و مادر و همسرم وارد کار پوشاک پوشیده نوجوان شدم. اسم برند کارم را هم «فرین» گذاشتم، به معنای باشکوه و جلال. دنبال اسمی فارسی و خاص بودم. می‌خواستم با پوشیدگی در ارتباط باشد. تولیدات ما برای دختران هشت تا چهارده‌ساله است، اما سفارش سایز‌های کوچک‌تر یا ست‌های مادر و دختری هم می‌گیریم.»

پوشیده بودن از اصول کار است

«نکته مهم برای ما تولید لباس‌های به‌روزی است که تکراری نباشد و نوجوان به پوشیدن آن رغبت کند. پوشیده بودن از اصول کار است و خروجی باید نوجوان‌پسند باشد. البته اینکه می‌گویم تولید، این‌گونه است که از هر کاری چند دانه می‌دوزیم و سعی می‌کنیم تنوع ایجاد کنیم و کار تیراژ نمی‌کنیم. به نظرم، برای نوجوان به‌روز بودن خیلی مهم است. من خودم، چون دوتا دختر دارم این موضوع را به خوبی درک می‌کنم. با پوشاک فرین می‌خواهم به دختران نوجوان بگویم: می‌توانی در پوشیدگی، هم شیک باشی هم لباسی به‌روز به تن کنی، لباسی که ذائقه تو را تأمین کند و به این پوشیدگی افتخار کنی.»

طرحی به‌روز و مرتبط

«برای جذاب شدن کار، روی جزءجزء آن فکر می‌کنم. حتی سعی می‌کنم گل‌دوزی‌ها و نقاشی‌های روی لباس‌ها طرح‌هایی به‌روز و مرتبط با دغدغه‌های دختران نوجوان باشد. مثلا گاهی لوگو‌های شبکه‌های مجازی را روی لباس می‌زنیم. مدل‌ها را هم با مطالعه و بررسی الگو‌های نوجوان در دیگر کشور‌ها و ذائقه جامعه طراحی می‌کنیم. می‌خواهیم همه‌چیز باب میل آنها باشد تا پوشیدگی را انتخاب کنند. خیلی از مادران وقتی برای دختران خود خرید می‌کنند، می‌گویند کاش مدل زنانه آنها را هم تولید کنید. من هم دوست دارم این کار را بکنم ولی فعلا سرمایه آن را ندارم. من یک تولیدی نیستم که پارچه زیاد با قیمت مناسب بخرم. اگر حمایت کنند و وامی به من بدهند، با دست باز سراغ دیگر مدل‌ها و سایز‌ها هم می‌روم ولی فعلا دغدغه سرمایه مانع حرکت‌های بزرگ‌تر من است، حرکت‌هایی که به‌نظرم در جامعه ضروری است، زیرا تولیدات جامعه ما با توجه به پوشیدگی، کمتر درصدد تأمین ذائقه مخاطب بوده است.».

چون احساس تکلیف می‌کردم

«من کارم را سال ۹۹ دقیقا در اوج همه‌گیری کرونا شروع کردم. خیلی‌ها می‌گفتند شروع نکن و وقت مناسبی نیست ولی من آمدم، چون احساس تکلیف می‌کردم و دغدغه داشتم. می‌خواستم با قیمت‌های مناسب و با کمترین سود، لباسی مناسب به نسل نوجوانی برسانم که اعتقاد دارم آینده‌ساز است. این حوزه جای کار زیادی دارد. من از شهر‌هایی مثل کرمان، بندرعباس، شیراز و شمال سفارش کار دارم و جالب است که خیلی از آنها می‌گویند در شهر خودشان اصلا جایی برای عرضه این‌طور کار‌ها ندارند! متأسفانه بیشتر تولیدات حجاب ویژه خانم‌هاست در حالی که باید روی نوجوان‌ها سرمایه‌گذاری کرد. دختری که در آینده می‌خواهد مادر شود باید به این باور برسد که پوشیدگی زینت است. سرمایه‌گذاری باید از دوران نوجوانی باشد ولی متأسفانه حمایتی نمی‌شود. خیلی از خانم‌هایی که در این حوزه وارد شده‌اند دوندگی‌های زیادی کرده‌اند، اما حتی برای یک مکان مناسب برای تولیدی مشکل دارند و حمایتی از آنها نمی‌شود! مسئولان زیادی از کار‌های ما دیدن می‌کنند. اتفاقا تشویق هم می‌کنند که ادامه بدهیم ولی هیچ حمایتی نمی‌کنند!»

کار خودم را کرده‌ام

«با همه مشکلاتی هست، من از پیام‎‌هایی که مشتریان می‌دهند و رضایتی که دارند انرژی می‌گیرم. همین که پوشیدگی انتخاب خود دختران نوجوان شده است برایم خیلی مهم است. عقیده من این است که حتی اگر بتوانم روی یک نفر در این جامعه اثر بگذارم، کار خودم را کرده‌ام.»