چرا «مرگ قسطی» مهم‌ترین اثر سلین شد؟

به گزارش شهرآرانیوز؛ همان‌گونه که مشخص است، داستان «مرگ قسطی» درباره پزشکی تنها و خسته و آشفته به نام فردینان است. درست مانند خود سلین (لویی فردینان دِتوش) که پزشکی درد کشیده بود. فردینان از بیمارانش خسته و کلافه شده است و می‌خواهد به همه فحش دهد. وقتی فردینان، حسابی درباره منشی پیرش، مادرش، بیمارانش و پسرخاله همکارش حرف می‌زند تازه به قسمت اصلی داستان می‌رسیم: شرح کودکی فردینان.

کتاب «مرگ قسطی» روایت کودکی فردینان تا زمانی است که او آماده می‌شود به سربازی برود. اتفاقات کتاب بی‌شباهت به زندگی خود سلین نیست و چه‌بسا زندگی‌نامه خود اوست. اگر بعد از این کتاب، رمان «سفر به انتهای شب» را بخوانید که شخصیت اصلی آن فردینان است، دلیل رفتار‌های او را بسیار بهتر درک خواهید کرد و دوچندان از آن لذت می‌برید.

فردینان کودکی بسیار سختی را از سر گذرانده است؛ زندگیِ به‌تمامی در فقر و مشقت و بدبختی. اعضای این خانواده هرچه بیشتر تلاش می‌کنند، گویی بیشتر بدبخت می‌شوند. مادر زحمتکش فردینان، اما هیچگاه تسلیم نمی‌شود؛ ولی فردینان از همان کودکی ناامید و دل‌خسته است. می‌گوید کاش هیچگاه به دنیا نیامده بود. پدر فردینان هم سخت‌کوش و خوش‌قلب است، اما کم‌کم با پسرش دچار مشکل می‌شود که بین پدر و پسری، چون این دو، اجتناب‌ناپذیر است.

از نظر فردینان، زندگی او، مرگ قسطی او بوده است. نامی به‌شدت غم‌انگیز و البته بیان‌کننده واقعیت. گریزی از مرگ نیست و ما زندگی می‌کنیم تا بمیریم. در مرگ قسطی اتفاق خاصی نمی‌افتد، اما روایت سلین آن‌قدر بُرنده و تلخ و واقعی است که به خواننده نشان می‌دهد هیچ اتفاقی در زندگی محلی از اعراب ندارد، جز مرگ.

نثر سلین در این کتاب شاهکاری خلق کرده است که خواننده تا مدت‌ها درگیر آن می‌ماند. ترجمه سحابی از این کتاب نیز به گیرایی و روانی آن افزوده است. انتخاب واژگان سلین و سپس سحابی به گونه‌ای است که با شدت و حدت تمام، تلخی و کثیفی زندگی را به خواننده گوشزد می‌کند.

«مرگ قسطی» با آن‌که امروزه از سوی اکثر مفسران بهترین اثر سلین تلقی می‌شود در زمان انتشار با استقبال سردی مواجه شد. دلیل این سردی عمدتا همان عاملی بود که مرگ قسطی را زیربنای همه آثار بعدی سلین کرد و پایه‌گذار شهرت او به عنوان زنده‌کننده زبان فرانسه و یکی از تاثیرگذارترین نویسندگان قرن بیستم غرب کرد: نگرش خشن و بی‌مجامله به سرشت بشر، بدبینی به مناسبات بشری، بیان تند و صریح متکی بر کاربرد پیگیرانه عناصر زنده و زبان خشن، عامیانه و آرگو. این هنجارشکنی سلین در سال‌های جنگ جهانی دوم نمود تازه‌ای یافت که تا چند سالی پس از پایان جنگ با طرد و تبعید او همراه بود و تنها با فروکش کردن غلیان‌های عظیم ناشی از جنگ رفته رفته به حدی از آرامش و مدارا (اگرنه فراموشی) رسید، تا دوباره او را به عنوان مهم‌ترین نویسنده قرن بیستم فرانسه مطرح و ماندگار کند.

سلین نخستین رمان خود، «سفر به انتهای شب» را در ۳۸سالگی نوشت و جامعه ادبی فرانسه را شگفت‌زده کرد. «مرگ قسطی» دومین رمان اوست که نخستین‌بار در سال ۱۹۳۶ منتشر شد.

درباره نویسنده

لویی فردینان دِتوش که «سلین» نام مستعار اوست، در سال ۱۸۹۴ در کوربه‌ووا، حومه توده‌نشین پاریس به دنیا آمد. پدرش کارمند ساده یک دفتر بیمه و مادرش خرازی‌فروش بود و خود او هم، تا پیش از پایان تحصیلات پزشکی انواع حرفه‌های آزاد را برای امرار معاش پیشه کرد، گو اینکه بعد هم، با همه شهرت نویسندگی‌اش، تا آخر عمر از حرفه پزشکی دست نکشید. اولین کتاب سلین «سفر به انتهای شب» (۱۹۳۲) درجا با اقبالی عظیم روبه‌رو شد و او را به عنوان نویسنده‌ای نوآور با زبانی کاملا تازه مطرح کرد. کتاب دوم او «مرگ قسطی» (۱۹۳۶) بود.

مجموعه‌ای از انگیزه‌های فردی و عوامل گوناگونی که در چارچوب دوران جنگ جهانی دوم خاص قابل بررسی و اغلب توجیه‌شدنی هستند و هنوز هم موضوع بررسی‌ها و تفسیر‌های بسیارند سلین را به موضع‌گیری در موافقت با نیرو‌های اشغالگر آلمانی، و نیز نوشتن ادعانامه‌های بسیار خشن ضدیهودی، ضدکمونیستی و البته صلح‌جویانه‌ای کشاند که در زمان خود بسیار تحریک‌آمیز و تکان‌دهنده بود. حاصل این موضع‌گیری‌ها انزوا، تبعید، و چهارده ماه زندان در دانمارک بود که به آنجا پناه برده بود. سلین پس از چهار سال دیگر انزوا و بلاتکلیفی سرانجام در سال ۱۹۵۱ به فرانسه بازگشت و تا زمان مرگش در ماه ژوئیه ۱۹۶۱ در نزدیکی پاریس ساکن بود. دیکر کتاب‌های او اینهاست:

چرا «مرگ قسطی» مهم‌ترین اثر سلین شد؟

درباره مترجم

مهدی سحابی ۱۴ بهمن ۱۳۲۲ در قزوین به دنیا آمد. او مترجم، نویسنده، روزنامه‌نگار، نقاش، مجسمه‌ساز و عکاس ایرانی بود که بیشتر به‌خاطر ترجمه مجموعه «در جستجوی زمان از دست رفته» نوشته مارسل پروست شناخته شده است.

او به‌دلیل تسلط به سه زبان انگلیسی، فرانسوی و ایتالیایی آثاری را نه‌تنها به فارسی برگرداند بلکه از فارسی به این سه زبان نیز ترجمه کرد. سحابی در کنار ترجمه، گزارش و خبر، گاهی با نام مستعار «سهراب دهخدا» برای صفحه فرهنگی نقد فیلم می‌نوشت. او در سال ۱۳۵۱ به‌صورت پاره‌وقت به استخدام «کیهان» درآمد و پس از طی دو تا سه ماه به‌صورت تمام‌وقت در آنجا مشغول به کار شد. او در سال ۱۳۵۷ و بعد از ۶۴ روز اعتصاب مطبوعات به عضویت شورای سردبیری کیهان درآمد، ولی سه ماه بعد به همراه ۲۰ تن از اعضای تحریریه ناچار به ترک آنجا شد.

سحابی در این بین به عکاسی روی آورد و در سال ۱۳۵۸ به همراه چند تن از نویسندگان و همکارانش در کیهان، روزنامهٔ «کیهان آزاد» را به انتشار رساند که بعد از ۱۰ شماره تعطیل شد و پس از تعطیلی آن «انتشارات الفبا» را تأسیس کرد که ۶ شماره از ماهنامهٔ پیروزی را منتشر کردند.

سحابی پس از این به جز چند همکاری کوچک با چند نشریه به ترجمه، نقاشی و مجسمه‌سازی روی آورد. نخستین ترجمه او کتابی نوشته ماریو دمیکلی به نام «نقاشی دیواری و انقلاب مکزیک» در سال ۱۳۵۲ و بی‌گمان مهم‌ترین آنها هم ترجمه رمان عظیم مارسل پروست است. سحابی در سال ۱۳۶۶ و با ترجمه رمان «شرم» جایزه بهترین کتاب سال جمهوری اسلامی را به‌دست آورد. او با نشریاتی مانند «صنعت حمل و نقل» و «پیام امروز» نیز همکاری داشت و در سال ۱۳۷۳ جلد‌های مجموعه‌داستان «چشم دوم» از محمد محمدعلی را طراحی کرد.

مهدی سحابی ۱۸ آبان ۱۳۸۸ در پاریس درگذشت.

{$sepehr_key_201035}

چرا «مرگ قسطی» مهم‌ترین اثر سلین شد؟

قسمتی از متن کتاب

دیگر نمی‌شد در رفت! گنده خوشگله رفته رفته واقعاً وحشتناک شده بود!... حالا که تنهایی توانسته بود یک هکتاری زمین را شخم بزند زندگیمان را جهنمی می‌کرد... جرات نمی‌کردم بااش حرف بزنم... تهیدید می‌کرد که از ظرف یک روز شروع به کار نکنیم و باز برویم ولگردی هرجا که باشد می‌آید دنبالمان... دیگر امانمام نمی‌داد!... مجبور شدیم اطاعت کنیم... موتورو دینام برقش را از زیر برزنت کشیدیم بیرون... چرخ بزرگش را روغنکاری کردیم... یک کمی راهش انداختیم... تبلوی «مقاومت» هاش را جمع‌وجور و تمیز کردیم... بعد خسته شدیم!... بعد متوجه شدیم که سیم برنجی نداریم... به خیلی سیم، چندین و چند قرقره سیم احتیاج داشتیم که توی سرتاسر زمین، بین ردیف‌های سیب زمینی، به صورت مارپیچ سیم بخوابانیم... کار پانصدمتر سینم نبود!... کیلومتر‌ها و کیلومتر‌ها می‌خواست! وگرنه کاری نمی‌شد کرد... بدون سیم برنجی، امواج تحت ارضی غیرممکن! کشت انبوه محال! جریان کاتدی، خداحافظ!... شرط اساسی بود... در عمق، خیلی هم بدمان نمی‌آمد... اولش خیال کردیم که این سیمِ بی‌اهمیت می‌شود بهترین بهانه‌مان، محکم‌ترین دستاویزمان، یعنی که خانم بزرگ از یک خرج هنگفت، خرید این همه سیم وحشت می‌کند... به شک می‌افتد و دست از سرمان برمی‌دارد...، اما نخیر! برعکس!. حتی جری‌ترش کرد... تهدید کرد که اگر باز هم معطلش کنیم. اگر باز هم بیخودی وقت‌کشی کنیم، تنهایی می‌رود «سالیگون» و دوباره شروع می‌کند مامانن، همین هفته آینده! نه! دیگر مهرومحبتی بینمان نمانده بود!... زنده زنده سیخمان می‌کشید!...، اما اگر هم می‌خواستیم، آنقدر پولی برامان نمانده بود که پای همچو خرج سنگینی برویم... اکّه‌هی! داشتیم به خاک سیاه مینشستیم! کی حاضر میشد به ما پول قرض بدهد ... حتی فکرش را هم نمی‌شد کرد... (صفحه ۶۰۴ و ۶۰۵)

چرا «مرگ قسطی» مهم‌ترین اثر سلین شد؟

کتاب «مرگ قسطی» نوشته لویی فردینان سلین و ترجمه مهدی سهابی در قطع رقعی، جلد سخت (گالینگور)، کاغذ تحریر، با شمارگان هزار نسخه، در سال ۱۳۸۴ توسط نشر مرکز منتشر شد و در سال ۱۴۰۴ به چاپ بیست‌وششم رسید.

منبع: ایرنا