ویدئو | محمدکاظم کاظمی به پویش «ایران، پرچمت بالا» پیوست | آه ای ایران، مبادا نابسامانت ببینم
{$sepehr_media_2651225_640_360}
 
آه ای ایران، مبادا نابه‌سامانت ببینم
جان جانانی، مبادا درد در جانت ببینم

جان جانانی، مبادا درد در جانت ببینم
در مصاف گرگ‌های تیزدندانت ببینم

رستم دستان عصری، هفت‌خوانت را بنازم
تا قیامت در پناه شیر یزدانت ببینم

وای اگر داغ پسر بر سینهٔ مادر نشیند
وای اگر خون جوان را بر خیابانت ببینم

داغ پیشانی مبادا داغ دل را تازه سازد
وای اگر بر سفرهٔ سالوس مهمانت ببینم

وای اگر در کوزه‌ات زهر زر و تزویر باشد
چشم شیخ و شاب را بر پارهٔ نانت ببینم

خاتم فیروزهٔ صبح نشابوری و باید
تا جهان باشد، بر انگشت سلیمانت ببینم

جاشوان بندرت را ناخدا خورشید یابم
کوزه‌های سبزه را بر بام گیلانت ببینم

در خلیج فارس، مستی‌ها کنم با زورق ماه
رویش خورشیدها را در خراسانت ببینم

«بیدلی‌هایت نصیب دیدهٔ بیدل مبادا
چشم آن دارم که تا بینم، گلستانت ببینم»
مشهد، بهمن ۱۴۰۴
{$sepehr_key_201341}