به گزارش شهرآرانیوز، اسماعیل خلج -بازیگر، نویسنده و کارگردان پیشکسوت تئاتر- با حضور در سومین روز رویداد فرهنگی هنری «برای ایران، سرچشمه هنر» در محوطۀ تئاتر شهر گفت: وقتی میگوییم ایران را دوست داریم، یعنی این خاک را با تمام گوناگونیهای فرهنگیاش دوست داریم. ایران مجموعهای درهمتنیده از فرهنگهاست و ایراندوستی به معنی وحدت و وفاق همین ریشههای فرهنگی است که درخت تناور ایران را سرپا نگه داشته است.
وی ادامه داد: همه ما تنها در سایه همین درخت تناور است که معنا پیدا میکنیم. فرهنگ یعنی آداب و رسوم و اعتقادات یک ملت، و در کشور ما، مجموعه همین فرهنگهاست که پیکره ایران را تشکیل میدهد.
این هنرمند خاطرنشان کرد: هنرها ذاتاً معنایی فرافرهنگی دارند و همه فرهنگها در دل خود هنر و هنرمند پرورش میدهند. وقتی نام «ایران» را میآوریم، منظورمان جمیع این فرهنگها به اضافه همه هنرمندانی است که به این آب و خاک تعلق دارند؛ از این رو، شناخت تمامی این ریشههای فرهنگی برای یک هنرمند کاملاً ضروری است.
وی افزود: عنوان این رویداد به خوبی بر درهمتنیدگی ایران و هنرمندان تاکید میکند و لازم است که ما، ضمن احترام به تمامی شاخهها و ریشههای فرهنگی این کشور، با تمام وجود به نام ایران و خاک وطن متعهد باشیم.
ایرج طهماسب -مجری و کارگردان- هم در واکنش به یاوهگوییهای ترامپ رئیسجمهور آمریکا در استوری اینستاگرامش نوشت:
«شما از گذشته خود فرار میکنید
ما به گذشته خود افتخار میکنیم»

کامران حجازی -تهیهکننده سینما- هم با انتشار ویدیویی در اینستاگرامش از تلاشهای جمعیت هلالاحمر برای نجات یک زن از میان آوار نوشت:
«ننگ بر کسی که این وضعیت وطن و هم وطناش را جشن بگیرد
درود بر شرف آدمهای پای کار این روزهای وطن»
همچنین حسین پاکدل -بازیگر سینما و تئاتر- با انتشار پستی نوشت:
«چند تشکر ویژه از...
جنکً از هر نوعاش پدیده دهشتناکی است. میراثی جز ویرانی و مرگ ندارد. سراسر مصیبت است و نابودی. ولی دفاع مشروع فرزندان ایران در مقابل این تجاوز و هجمه آنهم با این ترکیب و وسعت و درخیم صفتی، وصف دیکَری دارد.
پس از یکماه دفاع و ضدحملههای جانانه اینک دشمن متوّهم سخت در کار خود مانده و به کَوشه رینگ توجیه پناه برده است. از همه سو آبرو و اعتبار و هیمنه ابرقدرتیاش درهم شکسته است. اما جنگ در کنار آسیبهای مهیب کاه در حکم غربال تکلیف بسیاری چیزها و کسان را روشن میکند.
حتی تا این جا و در این مرحله لازم است تشکرات ویژه کنیم
اول از زبان فاخر و مظلوم فارس که نشان داد تکلم صرف به زبان فردوسی نشان ایرانی بودن، فهم، غیرت و وطنپرستی نیست.
از فحاشان دریده دهان که به عیان به شکل فیزیکی یا با اسامی جعلی در خفا از طریق اینترنت با راهاندازی خط تولید الفاظِ رکیک و ناموسی ردیف کُتب فرهنگنامه سلطنتی را درازتر کردند.
از غربتنشینان ذوق زدهای که با اتّکا به وعده فتح سه روزه ایران توسط امریکا و اسرائیل، با تعجیل چمدان بستند و در فضای مجازی پشت هم با پخش فیلم نوید دادند همین نوروز و تحویل سال به وطن برمیگردند. حالا دیگر مجبورند دوری را تحمل کنند. با زحمت چمدانها را باز و آن وعده را فقط به خواب ببینند.
از کمیته صلح نوبل که اعتبارش را با اهداء جایزه به موجودِ کم ظرفیتی که با دعوت از ترامپ برای حمله نظامی به ایران و پیوستن به وطن فروشانٍ اسرائیلی مروج کشتار و خشونت و جنگ شد به باد فنا بدهد.
{$sepehr_key_201268}
از شخص ناتانیاهو که به وضوح روی موسولینی و استالین و هیتلر و... دیگر بدنامان تاریخ را در سفاکی، نسلکشی و جنایت سفید کرد.
از جمعی که هرجمعه شب به پشتوانه وعده مشتری ترامپ و ناتانیاهو با تجمع در ناکجای پاریس، با کلی هیاهو مناظرههای داغ پیشاسقوط میکردند. آنها محترمانه برای تقسیم سهم غنائم پس از فروپاشی توی سرهم میکوبیدند. حالا مجبورند محل کتابفروشی و نوعِ شنیدنی و نوشیدنی خود را عوض کنند.
از ترامپ که یک تنه حکایت تیغ در کف رنگی مست و ملنگ و پرت و پلاگو را تفسیر کرد و نشان داد در عصرٍ مدرن هم به سهولت عصرٍ حجر امکان ظهور امثال نرون، چنگیز و آتیلا و فرعون و... هست که برای استیلا و تعیین کنندکَی برای جهان آشوب بیا کند. قشنگ معلوم کرد تکیه زدن بر اریکة قدرتِ ینگه دنیا با این مشخصات مشعشع مثل آب خوردن است.
از سران عمده کشورهای عربی ساکن خلیج فارس که با کمک بی دریغ به دشمن برای حمله به ایران، ضمن خوردن همزمان چوب و نجسی نشان دادند ثروت سرشار شرف و استقلال نمیآورد. استقرار در سرزمین عربی و تکلّم به زبانٍ کتابٍ وحی تضمین آن نیست که نام تکتکشان در کتاب تاریخ کنار جانیان و قصابان مردم مسلمان و تجاوزگران به فلسطین و دیگر کشورهای اسلامی ثبت نشود.
از شبکههای دیداری- شنیداری اسرائیلی- سلطنتی که از سر ذوق زدگی آغاز جنگ، چنان گافهای مضحکی دادند که به سرعت برق زحمت چندین ساله موساد و هزینههای سنگین صرف شده برای تبلیغ علیه ایران و آمادهسازی افکار برای تجاوز را به باد دادند.
از مخالفان نجیب، منتقدان شریف و زخم خوردگان حوادث مختلف که با بردباری سکوت کردند تا دشمن متجاوز از بغض آنان بهره نگیرد.
از ایرانیان خارج از کشور که در حمایت از کشورشان علی رغم هجوم فحاش اوباش رم کرده مست منتسب به سلطنت با متانت همه جا دست به تجمع و راهپیمایی زدند.
از ابر شرکتهای بزرگ اینترنتی که خدمت رسان فراگیر و آنلاین بودند و فقط با اشاره ترامپ و فشار اسرائیل، مجبور شدند هر محتوای حاوی کلیدواژههای مرتبط با تجاوزگران جنگافروز را از اینترنت حذف کنند. با این سانسور خیلی شیک و مجلسی به عالم و آدم نشان دادند ادعای دمکراسی و آزادی بیان غربی کشک!
از دان سیکل که نیم قرن قبل فیلم «تلفن» را ساخت تا بفهمیم چگونه میشود مردم عادی را مسخ و مسلح نمود و تبدیل به جانی و تروریست کرد. کاری که امروزه روز سازمانهای مخوف جاسوسی مثل موساد از طریق فضای مجازی با جوانان چشم و گوش بسته میکنند. تا با هدایت آنها ایران و هرجا را دچار هرج و مرج کنند. تشکر از جوانانی که پس از مجذوب شدن، به موقع متوجه این شگرد مخرب دشمن شدند و پا پس کشیدند.
از غافلانی که علی رغم ممنوعیت، از انفجارها و مراکز حساس فیلم گرفتند و تقدیم رسانههای دشمن کردند، حالا که بمبها بر سر خودشان هم فرود آمد تازه فهمیدند عامل دشمن شدن چه سهل است و دیگر نمیکنند.
از کسانی که علی رغم اعتراف مقامات امریکایی، و وعده تشکیل دادکَاه برای رسیدکَی به این جنایت مسلّم جنگی هنوز با سماجت و حرارت مبلّغ این گزارهاند که مدرسه میناب را خودشان زدند. تشکر از اینان که به جهان درس ایستادگی دادند و یکپا بودن مرغان عالم را اثبات کردند.
از کبکهای سر به زیرِ برف فرو برده زرین بال ساکن ارتفاعات برفگیر البرز که با سکوت محض وطن دوستی را بدین شکل زیبا معنا کردند.
از رابرت دونیرو، جین فوندا، مارک رافائل، ملگیبسون و بسیاری دیگر از سینماکَرانٍ مطرحِ هالیوود به همراه هشت میلیون آمریکایی آزاده که با اظهارنظرها و راهییمایی عظیم انسانیت و شرافت را معنی کردند و روی هالیوودنشینان ساکتِ هموطن را کم نمودند.
از چهرههای سرشناس جهان، سران و مردم کشورهایی مثل اسپانیا که با قدرت زیر بارِ فرمان قلدر بیادبی مثل ترامپ و خونخوار لجام گسیختهای مثل ناتانیاهو نرفتند و حرف دل خود را بلند زدند.
از تحلیلگرانِ آکَاهِ منصف، شجاع و واقع بین که در رسانههای غیر با استدلال و منطق قوی توی دهان شبه مفسران یاوهگو میکوبند.
از خبرگزارها و روزنامههای وطنی که لحظه لحظه، چون قلب تپنده خون آگاهی و امید به تن جامعه تزریق کردند.
از پلیس کشور که در شرایط جنگی، با تلاش بیوقفه امنیتِ سراسری را حفاظت کرد و میکند.
از آنان که مثل بعضی موجودات پرت، چنان شور نگرفتند تا با بیان مطالبات ماورایی و دست نایافتنی توقعّات معقول مردم را بیجهت آن قدر بالا ببردند که حجم عظیم دفاع در جریان از کیان کشور، آنچنان که باید به نظر نرسد.
از تکتک زحمتکشان و خستگی نشناسان امدادرسان در هر صنف، از آتشنشانها تا هلالاحمرها و... که هیج لحظه برای کمک به آسیبدیدگان از پای ننشستند و نشان جهان دادند حتی سگهای نجیب زندهیاب و حیاتبخششان بر گلهُ وحوش باجهگیر و رقصندگان مرگآفرین سلطنتطلب شرف دارند.
از پزشکان و پرستاران و دیگر عوامل درمانی که خواب و استراحت را بر خود حرام کردند تا سلامت جسم و روان جامعه را حفظ کنند.
از خانواده تمامی افراد مستقیم و غیرمستقیم درگیر امور جنگ که با نگرانیها و درد دوری از عزیزانشان ساختند و از پا نیفتادند.
از زخمها که از شدت درد بیهوش میشوند ولی بهوشند نالههاشان به گوش دشمن نرسد.
از آحاد مردم از زن و مرد و کوچک و بزرگ که با تمام وجود علی رغم بمباران شهرها، صبوری کردند و میکنند. بچهها را در آغوش امن خود گرفته و به یکدیگر دلداری و امید میدهند.
از کسبه، کارگران و تمامی زحمتکشان بیکسب وکار شده که محتاج روزیاند، اما خود و خانواده با سربلندی دندان بر جگر میفشرند تا این روزهای سخت با سربلندی بگذرد.
از خانوادههای عزادار که عزیزانشان، پارههایتنشان شهید شدند و هنوز و تا همیشه در بهتاند.
از آنان که در اثر انفجار و تخریب محل زندگی بیخانمان شدند و مجبور به سرکردن نزد دیگران شدهاند. تشکر از هموطنان دست و دل باز پذیرای همنوع زاروزندگی از دست داده.
از خیل بامرامهایی که در این اوضاع دستگیر دیگرانند و مدام از دوستان خبر میگیرند. تشکر از نانوایان و سوپریهای شریف که پنهانی به آبروداران مستمند اجناس را به نسیه میدهند.
از رفتگران شهری و روستایی که مثل قبل از تجاوزِ دشمن ایران شهر بزرگ را هرروز به حمام میبرند.
از کارکنان سازمانهای آب و برق و گاز و ارتباطات و سایر
خدمات ضروری شهری که دل هر شهر و روستا را گرم و روشن و سیراب و مرتبط میکنند.
از اعضای فعال و بیدار دولت و شخص دکتر پزشکیان و زیرمجموعه که زیر سایه سنگین و مخوف جنگ و بمباران بیوقفه، شبانهروز در تلاش و تکاپو بودند و هستند تا به اقصی نقاط کشور در تمامی امور خدمترسانی کنند و حتی نگذاشتند یک پمپ بنزین یا سوپرمارکت و نانوایی و... در سراسر این سرزمین پهناور کوچکترین کمبودی داشته باشد.
از نیروهای خستگیناپذیر دفاعی در هر لباس و درجه و پست که با تاکتیکهای نظامی دقیق، بسیار حساب شده خواب را بر دشمن متجاوز حرام کردند. اگر نبود این درایت و نبوغ و نوع عملکرد اکنون اگر زنده میماندیم، حتی برای احتمالا رفت و آمد از میان ویرانهها و انبوه جنازهها باید از سربازان اسرائیلی و امریکایی غارتگران سلطنتپرست با دریوزگی اجازه تردد میگرفتیم.
از ارواح پاک شهدا، خصوص کودکان معصوم که اکنون بر فراز آسمان ایراناند و شفیع ملت ایران نزد پروردگار.
منبع: ایسنا
{$sepehr_key_201269}