به یاد دریابان پاسدار علیرضا تنگسیری | دریابان دلیر تنگستان

مریم شیعه | شهرآرانیوز؛ قصه او و خلیج فارس از جایی آغاز می‌شود که مرز میان خشکی و دریا کم‌رنگ‌تر می‌شود. او پسر دریاست. سال‌ها پیش جایی حوالی دریا به دنیا می‌آید و همان‌جا هم قد می‌کشد. بعد‌ها قصه او به اسکله‌های باریک جزایر، میان بوی دریا و قایق‌های کوچکی می‌رسد که در شیار‌های موج جا می‌گیرند و پیش می‌روند.

فرمانده می‌شود و فرماندهی را از گشت‌هایی شروع می‌کند که در نخستین ساعت‌های صبح، هنگامی که آفتاب تازه خطوط هرمز را رنگ می‌زند، آب‌های منطقه را پیمایش می‌کنند. یک روز با لباس میدان ظاهر می‌شود و روز دیگر با لباس‌های شخصی. کنار نیرو‌های جوان‌تر، روی آب، سوار بر قایق‌های تندرو یا روی عرشه وسیع شناور‌ها حضور دارد و از میان صخره‌هایی که به نیلی خلیج فارس ختم می‌شوند، گذر می‌کند.

قصه او و خلیج فارس، زمانی به اوج خود می‌رسد که تنش در منطقه بیداد می‌کند؛ زمانی که نفتکش‌ها، یکی پس از دیگری توقیف می‌شوند، ناو‌های خارجی، سر از این آبی پهناور درمی‌آورند و کاروان‌های دریایی، بلاتکلیف‌اند. در همین روزهاست که نام او در گزارش‌های رسانه‌ای داخلی و خارجی تکرار می‌شود و تحرکات دریایی ایران، به صدر اخبار جهان می‌رسد. بار‌ها و بار‌ها به بوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک سفر می‌کند؛ جزیره‌هایی که همیشه در مرکز روایت‌های امنیتی و ژئوپلیتیکی منطقه‌اند.

تنگه هرمز را دقیق پایش می‌کند. فراز و فرود‌های مدام، پرتره‌ای کم‌صدا، اما همیشه حاضر از او می‌سازد. حضور طولانی‌مدت او در ساختار دریایی سپاه، از او تکیه‌گاهی امن برای مردمش می‌سازد. او در مرکز خطوط تجارت جهانی، خطوط امنیت منطقه‌ای و خطوط فرماندهی نظامی می‌ایستد و تفاوتی ندارد، بازدید از یک پایگاه کوچک ساحلی باشد یا یکی از نشست‌های رسمی، نام او همیشه در قاب خلیج‌فارس شنیده می‌شود، در قاب امواجی که همیشه به ساحل‌های جنوبی می‌رسند، فرو می‌نشینند و از نو، خود را به ساحل می‌رسانند.

این پهنه پرماجرا

متولد ۱۳۴۱ است. اصالتش به تنگستان بوشهر برمی‌گردد. پدر آن روز‌ها در منطقه اروندکنار کار می‌کند و اهل خانه هم، همان‌جا هستند. اروندکنار، حوالی آبادان است، جایی در نزدیکی محل اتصال اروندرود به خلیج فارس. از شهر آبادان چیزی حدود ۵۰ کیلومتر فاصله دارد. با شروع جنگ در روز‌های جوانی، هم خواسته و هم ناخواسته سر از میدان نبرد درمی‌آورد. وقتی نیرو‌های ایرانی در سال ۱۳۶۴ برای تصرف فاو دست به کار می‌شدند، از همین منطقه گذشتند.

منطقه‌ای بسیار گرم، بسیار سبز، بسیار مرطوب و با باتلاق‌ها و آبراه‌های متعدد. وقتی صدام، به طمع خاک ایران لشکرکشی کرد، لباس رزم به تن داشت و در عملیات‌های دریایی و ساحلی حاضر بود. در اواخر جنگ که سپاه، وقت و انرژی جدی‌تری را به توسعه یگان‌های دریایی اختصاص داد، او بخشی از این توسعه بود. 

کم‌کم قایق‌های تندرو سپاه به آب افتاد، مین‌های دریایی کار گذاشته شد و درگیری با نیرو‌های دشمن، این بار روی آب رخ داد. جنگ تمام شد و او بعد‌ها با کوله‌باری از تجربه، به فرماندهی مناطق دریایی سپاه رسید و در فاصله سال‌های ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۹ فرمانده منطقه یکم دریایی سپاه پاسداران بندرعباس شد. بعد برای سال‌های ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۷ جانشین فرمانده نیروی دریایی سپاه و در نهایت در شهریور سال‌۱۳۹۷، فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران شد. درست یک ماه قبل از این انتصاب و در آستانه اجرای تحریم‌های آمریکا علیه ایران، نیروی دریایی سپاه رزمایشی وسیع در قلب خلیج فارس اجرا کرد که واکنش دنیا را به همراه داشت. 

در آن روزها، او جانشین فرمانده نیروی دریایی بود و فرمانده وقت ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام در واکنش به این رزمایش گفت «پیامی آشکار درباره توانمندی نظامی ایران در آستانه اجرای تحریم‌هاست». با شروع تحریم‌ها نقش او، به یکی از کلیدی‌ترین نقش‌های نظامی معاصر کشور تبدیل شد و آقای فرمانده تا آخرین قطره خون، پای این پهنه، گرم، درخشان و پرماجرا ایستاد.

{$sepehr_key_201290}

نماد مقاومت

«دریابان علیرضا تنگسیری» از بازیگران اصلی کنترل تنگه هرمز بود. او کسی بود که بخش بزرگی از تجارت نفت جهان از این گذرگاه را تحت نظر داشت و سال‌های بسیاری را صرف توسعه صنعت دفاعی دریایی کرد. از توسعه موشک‌های ساحل به دریا گرفته تا ساخت پهپاد‌های دریایی و تجهیز ناو‌چه‌های ایرانی. او تاکتیک‌های نامتقارن جنگ را می‌شناخت و معادلات امنیتی این آبراه را از بر بود.

در این روز‌ها که ایران با تمام قوا در پی نابودی توان نظامی، تأسیسات و زیرساخت‌های مهم دشمن صهیونیستی-آمریکایی است، دریابان پاسدار تنگسیری، در حین سامان‌دهی و در میدان نبرد، مورد حمله قرار گرفت و در دهمین روز از سال ۱۴۰۵ بر اثر شدت جراحات به شهادت رسید.

حضور او در این میدان رزم، یادآور حضور رئیس‌علی دلواری، یکی دیگر از فرزندان تنگستان بود که روزی روزگاری، در جنوب ایران علیه اشغال انگلیس‌ها قیام کرد و تا پای جان، برای ایران جنگید. این سروقامتان بوشهر تا همیشه نماد مقاومت جنوب ایران باقی خواهند ماند.