به گزارش شهرآرانیوز؛ فیلم سینمایی «نیم شب»، جدیدترین اثر محمدحسین مهدویان، در حالی اکران عمومی خود را آغاز کرده است که یکی از چالش برانگیزترین لحظات تاریخ معاصر کشور را به صورت روایتی نزدیک و زنده به پرده نقرهای میآورد. این فیلم، با حضور بازیگرانی همچون احسان منصوری و الناز ملک در نقشهای اصلی و جمعی از چهرههای کمتر شناخته شده، اما بااستعداد در نقشهای مکمل و فرعی، به سراغ قصهای از دل یک نیمه شب در جنگ دوازده روزه میرود و با استعارهای دلنشین از پارک شفق که نمادی از ایران همدل است، روایتی ملموس و پرتنش از خنثی سازی و انتقال یک بمب عمل نکرده در قلب پایتخت را با لحنی ملی گرایانه، به سینما تبدیل میکند.
اکران «نیم شب» در روزهایی که جامعه ایران با چالشهای جدی نظامی، سیاسی، امنیتی و حتی فرهنگی روبه رو است، یک انتخاب بی نقص و شجاعانه برای پرده سینمای ایران محسوب میشود. جنگی که امروز ایران با ترکیبی از تهدیدهای منطقهای، فشارهای اقتصادی و تنشهای بیرونی تجربه میکند، باعث شده نگاه مخاطب به آثار سینمایی معناهای متفاوتی پیدا کند و حتی امروز ایران در شرایطی قرار دارد که مخاطب، نه تنها میزان کنترل شدهای از شعار دادن را هم پس نمیزند، بلکه همین امر که چند ماه قبل پاشنه آشیل فیلم جدید مهدویان بود، امروز و در میانههای دومین تقابل نظامی ایران و آمریکا، میتواند نقطه قوت فیلم و موضوعی برای پالایش روح مخاطبان سینما باشد.
در چنین فضایی، فیلمی که از لحظههای بحران، واکنشهای انسانی و حس مسئولیت جمعی را بیرون میکشد و آن را با زبان سینما روایت میکند، میتواند امری فراتر از ظاهر سرگرم کننده و لحن پراضطرابش لقب گیرد؛ اثری که حس هم بستگی ملی را تقویت میکند و به مخاطب یادآور میشود که در مواجهه با سختیهای جمعی و عسرت ملی، پیوندهای اجتماعی و انتخابهای اجتماعی تا چه حد میتوانند حماسی و شکوهمند باشند.
در ایران امروز و میانههای جنگ رمضان، اهمیت همکاری مردم در یک پارک و کمک به پرستاران برای به دنیا آمدن یک کودک کمتر از فتح میدان عملیات در دل نیمه شبهای دفاع مقدس هشت ساله نیست و «نیم شب» امروز این معنا را به اکران عمومی رسانده است.
از منظر روایی، «نیم شب» با رویکردی واقع گرایانه تلاش میکند تا از فضاهای احساسی فردی پرهیز کند و در عوض به واکنشهای طبیعی و جمعی انسانها در موقعیت تهدید نزدیک شود. این انتخاب، هم قوت محسوب میشود و هم محدودیت؛ قوتش در این است که فیلم از اغراق و شعارزدگی فاصله میگیرد و محدودیتش در آنجاست که ممکن است برخی مخاطبان، به دنبال گرههای دراماتیک بیشتر یا شخصیت پردازیهای عمیقتر باشند و بدان دست نیابند.
در این فیلم، قصه منفجر نشدن یک بمب در مرکز شهر و فاصله بین دو بیمارستان، از زاویهای کمتر دیده شده روایت میشود؛ با لحظاتی که در سایه تهدید و اضطرار، زندگی عادی مردم را با یک بحران ناگهانی مواجه میسازد.
«نیم شب» با تمرکز بر این حادثه در محلهای در مرکز پایتخت و به تصویر کشیدن تلاش گروههای مختلف مردم برای حمایت از یکدیگر در مواجهه با این بمب ساعتی، قصهای جمعی از هم بستگی، مسئولیت و واکنش هم زمان اقشاری را روایت میکند که شاید در شرایط صلح، هیچ وقت حتی به اندازه جملهای با یکدیگر هم کلام نشوند.
این روایت مبتنی بر خرده پیرنگ که از تکثر به سمت وحدت حرکت میکند، به جای تمرکز صرف بر یک قهرمان واحد، تصویرگر تلاش جمعی انسانهای معمولی در برابر تهدیدی خاص است؛ چه باک که در این میان قدری هم جملات شعاری چاشنی قصه میشوند یا شخصیت معتاد، چنان که در شاخصترین پرداختهای سینمای ایران سراغ داریم، شسته و رفته از آب درنیامده است.
در میان اجراهای بازیگران «نیم شب»، احسان منصوری در نقش اصلی، حضوری قابل توجه و مسلط دارد. او در تقابل با موقعیتهای پراسترس، توانسته واکنشهای انسانی و باورپذیری را منتقل کند که از یک چهره نظامی انتظار میرود. لحظات بازی چهره او، به نحوی مقابل دوربین رنگ آمیزی میشوند که همدلی مخاطب را برمی انگیزند.
الناز ملک نیز تلاش زیادی از خود بروز میدهد تا بتواند نقشش را به نحوی متفاوت به اجرا بگذارد. استفاده نکردن از ستارههای شناخته شده و مخاطب پسند سینما یکی از نقاط قوت فیلمی است که تعداد پرسوناژهایش از حد متوسط آثار سینمای ایران بیشتر است. مشخصا، نابازیگران این اثر حضوری باورپذیرتر از دیگران دارند و کاملا در اتمسفر قصه حل شدهاند؛ هرچند برخی بازیگران مکمل و فرعی که هنرجویان تازه وارد این عرصه محسوب میشوند، اجراهایی تصنعی را به نمایش میگذارند.
{$sepehr_key_201300}
از نقطه نظر فرمی، «نیم شب» را باید در امتداد داکیودرامهای موفق مهدویان، از جمله «ماجرای نیمروز» و «ایستاده در غبار» مورد تفسیر قرار داد؛ با این تفاوت که از منظر زمانی، تجربهای بسیار نزدیکتر به حافظه مخاطب را دراماتیزه کرده است.
اگر دوست داران سینمای ایران، دو فیلم مورد اشاره را با بیش از سه دهه فاصله روی پرده نقرهای دیدند، این بار فقط به فاصله چند ماه، جنگی دیگر با لحنی دیگر روی پرده رفته و نیمه مستند بودنش صرفا به انتخابهای نمایشی فیلم ساز برای هموار کردن مسیر روایت بازمی گردد، نه به تفسیر او از واقعهای که نسخه دومش همین حالا در حال وقوع است.
«نیم شب» نمونهای از سینمایی است که در دل یک تجربه تاریخی و اجتماعی قرار گرفته و تلاش میکند با زبانی نزدیک به زندگی و واکنشهای انسانی، قصهای از معنای امر ملی جمعی را با زبان سینما، هرچند با لکنت، بازگو کند. حضور این اثر در اکران عمومی در مقطعی حساس از تاریخ کشور فرصت میدهد تا مخاطب سینما، به جای فراموشی مشکلات، آنها را در آینه روایتهایی نزدیکتر به زندگی ببیند و شاید در این بازتاب، نشانههای امید و همدلی را بیابد.