به دعای خیرشان بیش از ویزیت نیاز دارم | درباره خانم دکتر مهربان حاشیه شهر

لیلا لاریچه | شهربانو، قرار ما ساعت ۱۲:۳۰ است. آخر ساعت کاری قرار می‌گذارد که یک وقت وقتی از بیماران گرفته نشود. سر ساعت می‌رسیم ولی باز هم منتظر می‌مانیم. یکی از بیماران هنوز داخل است. از آن‌هایی است که برای بیماران خود وقت زیاد می‌گذارد. منتظر می‌مانیم. در که باز می‌شود دختری جوان لبخندزنان بیرون می‌آید. خوشحال است ولی از چه نمی‌دانم!

دکتر مرجان صباغ حسن‌پور از آن زنان دغدغه‌مند جامعه است که حاشیه شهر را برای فعالیت و خدمت انتخاب کرده‌است. او در دبیرستان رشته تجربی خوانده و در دانشکده پزشکی شاهین‌فر در رشته پزشکی زنان تحصیل کرده است. سال ۸۵ فارق‌التحصیل شده و بعد از گذراندن طرح دوساله خود در منطقه شهرک شهید رجایی، کار در این منطقه را ادامه داده‌ است. بیش از پانزده سال است در حاشیه شهر مشهد به زنان خدمت می‌کند تا مشکلات کمتری در حوزه‌های بهداشتی خود داشته‌باشند. این کمک‌ها بیشتر جنبه خیریه دارد و با کمترین هزینه است. خانم صباغ سال ۹۰ ازدواج کرده است. یک همسر همراه و پسری هفت‌ساله دارد.

چه شد که آمدید اینجا؟

سال ۹۶ طرحم افتاد پایگاه بهداشت آزادگان در حر ۱۳ که به کوچه حمام معروف است. دو سالی آنجا کار کردم و متوجه شدم که منطقه خاصی است. زنان زیادی در این منطقه زندگی می‌کنند که در حوزه بهداشت زنان به کمک و راهنمایی نیاز دارند. این شد که وقتی طرحم تمام شد، بعد از چند ماه تصمیم گرفتم به منطقه برگردم. در همان کوچه مطب زدم و ۱۰ سالی در همان کوچه ماندم تا اینکه مالک اعلام کرد می‌خواهد ملک خود را بفروشد و من مجبور به جابه‌جایی شدم. یکی دو ماه جایی پیدا نکردم تا اینکه با پایگاه بسیج آشنا شدم و اینجا در حر یک به من جایی برای خدمت دادند. خدمات زنان و مامایی، معاینات زنان باردار، حل مشکل کسانی که می‌خواهند باردار شوند، تعیین جنسیت و مواردی از این قبیل را برای خانم‌های منطقه انجام می‌دهم. با روش‌های علمی‌ای که یاد دارم، کمک می‌کنم به نتایجی که می‌خواهند برسند.

خودتان هم ساکن همین منطقه هستید؟

خودم ساکن این منطقه نیستم و رفت‌وآمد برایم کمی سخت است ولی بعد از اینکه طرحم تمام شد نتوانستم منطقه را ترک کنم. زنان زیادی در این منطقه هستند که به خدمات پزشکی حوزه زنان نیاز دارند و اتفاقا به درمانگر خود هم اعتماد می‌کنند و نتیجه می‌گیرند. جالب است که من هر درمانی در این منطقه کرده‌ام نتیجه گرفته‌ام چون به من و تجویزی که می‌کنم اعتماد دارند. برای نازایی هم خیلی جواب گرفته‌ام. هر بار که نتیجه می‌گیرند می‌آیند و تشکر می‌کنند. مردمی صمیمی هستند. از طرفی هم هرجا می‌روند از کار من تعریف می‌کنند و همین باعث شده است بیمارانم چند برابر شوند. دهان‌به‌دهان تبلیغ می‌کنند. همین باعث شده است از دیگر همکارانم بیماران بیشتری داشته باشم. مدتی که بعد از طرحم از منطقه رفته بودم، مدام زنگ می‌زدند و سراغم را می‌گرفتند. همین شد که برگشتم و ماندم. دیگر مشهور شده بودم. مردم منطقه دوستم دارند. من هم آن‌ها را دوست دارم. شاید در مناطق دیگر راحت‌تر می‌توانستم کار کنم ولی مردم این‌قدر دوستم نمی‌داشتند و کارم را قبول نمی‌کردند.

{$sepehr_key_201681}

پس کار کردن در حاشیه را انتخاب کردید.

کار کردن در حاشیه را دوست دارم. این را که یک نفر بیاید و بگوید خدا پدرت را بیامرزد دوست دارم. به دعای خیر بیمارانم بیش از پول ویزیت نیاز دارم. همین که دعا می‌کنند، کلی آرامش می‌گیرم. تکلیف من فقط این نیست که نسخه بنویسم و بگویم نفر بعد و به شرایط بیمارانم کاری نداشته باشم. باید هوای خانم‌ها به‌خصوص در خانواده‌های ضعیف را داشته‌باشم. خیلی‌ها به نان شب خود محتاج‌اند و دردمند هم هستند. باید به آن‌ها کمک کنم. خدا را شکر می‌کنم با منطقه‌ای آشنا شده‌ام که این شرایط را دارد و خانواده‌هایی که به خدمت من نیاز دارند. احساس می‌کنم مفید بوده‌ام. برخی از بیماران من از طرف نهادهای حمایتی معرفی می‌شود. بعضی‌ها را هم خودم بعد از پانزده سال سابقه کار در این منطقه می‌شناسم اما جالب است که خیلی از خانواده‌های نیازمند وقتی مراجعه می‌کنند با وجود نیازی که دارند نمی‌گویند حق ویزیت نگیر. با کلی رودربایستی می‌گویند که اگر می‌شود کمتر بگیر.

زنان این منطقه در حوزه درمانی شما مشکل عمده و بزرگی هم دارند؟

عفونت‌ها و نازایی عمده مشکلی است که زنان این منطقه برای آن به من مراجعه می‌کنند. متأسفانه عفونت‌های زنانه به دلیل بالا نبودن سطح بهداشت و سواد در این منطقه زیاد است. از طرفی هم مسئله نازایی یا بهتر بگویم زایمان‌های پیاپی را خیلی دنبال می‌کنند. مواردی دارم که سه تا بچه دارند ولی دنبال بارداری هستند و می‌گویند که بچه خیلی دوست دارند. می‌خواهند سریع‌تر باردار شوند. حتی اگر تنها چند ماه از زایمان قبلی آن‌ها گذشته باشد، برای بارداری بعدی عجله دارند و نگران می‌شوند. حتی خیال می‌کنند مشکلی دارند و بعد از معاینه، وقتی می‌گویم سالم هستند، کلی خوشحال می‌شوند و می‌گویند پس دارویی بده که زودتر باردار شویم!

زنان حاشیه شهر چطور زنانی هستند؟

مردم حاشیه شهر خیلی قدرشناس‌اند. وقتی برای آن‌ها کاری انجام می‌دهی، دیگر رهایت نمی‌کنند. اگر از کار پزشکی رضایت دارند، می‌آیند و اعلام می‌کنند. من با این همه مراجعه روزانه که به روزی بیست تا سی نفر می‌رسد، هیچ تبلیغاتی ندارم. هرچه هست از معرفی و حرف‌های مردم محل است. از اینکه در دل مردم و در کنار خانه‌های مردم هستم خیلی رضایت دارم و قصد رفتن از این منطقه را ندارم. همیشه برای قدرشناسی چیزی برای من می‌آورند: گلدان، شال، روسری، نعناع خشک، آش، نان محلی که خودشان پخته‌اند یا شکلات و شیرینی. این پیش‌کشی برای این نیست که ویزیت ندهند. اتفاقا هزینه را هم پرداخت می‌کنند و به من لطف دارند. همیشه به من می‌گویند تو یک چیزی بنویس، حال ما خوب می‌شود! اعتقاد دارند دستم سبک است. من هم سعی می‌کنم قدرشناس باشم. هیچ‌وقت نشده است که بی‌وضو معاینه‌ای انجام دهم. بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم می‌گویم و خودکار را برمی‌دارم و دارو می‌نویسم. اعتقاد دارم این کارها باعث برکت به درمان می‌شود.

چطور پزشکی هستید که این‌قدر محبوب شده‌اید؟

اجازه می‌دهم بیمار با من حرف بزند. بعد از پانزده سال کار، سریع و راحت می‌توانم بیماری را تشخیص بدهم و دارو بنویسم ولی صبر می‌کنم حرف بزنند و آرام شوند. وقتی حرف می‌زنند، از نظر روانی این برداشت را می‌کنند که من متوجه شده‌ام چه مشکلی دارند. از طرفی دیگر هم هیچ‌وقت بیمارانم را قضاوت نمی‌کنم و سؤالی که به من مربوط نمی‌شود نمی‌پرسم. خیلی از خانم‌ها به علت رفتارهای تند پزشکان زن سراغ آن‌ها نمی‌روند. من سعی می‌کنم خوش‌اخلاق باشم و کسی را قضاوت نکنم. وقتی خانمی با مشکلی پیش من می‌آید، باید احساس امنیت داشته باشد. برای من خط قرمز سقط جنین است. به موارد شخصی ورود نمی‌کنم. با بیمارانم صحبت می‌کنم و به آن‌ها آگاهی می‌دهم ولی قضاوت نمی‌کنم. متأسفانه برخی از همکارانم شماتت می‌کنند در حالی که چنین حقی ندارند و فقط درمانگر هستند.

پیش آمده است مشکلی از بیماران شما را هم اذیت کند؟

خانمی برای درمان نازایی پیشم آمده بودند ولی متأسفانه بعد از آزمایش مشخص شد همسرش عقیم است. وقتی موضوع را فهمید، خیلی گریه کرد. من هم خیلی ناراحت شدم. سال‌ها دارو خورده بود که درمان شود ولی به همین علت، نتیجه‌ای نگرفته بود. یک بار هم خانمی به من مراجعه کرد که در عقد حامله شده بود و نگرانی زیادی داشت. دربرخی خانواده‌های بلوچ و افغانستانی این موضوع را خیلی بد می‌دانند ولی من نمی‌توانستم برای او کاری بکنم. فقط سعی کردم با خانواده‌اش صحبت کنم که با شرایط کنار بیایند. سعی می‌کنم جز ویزیت و درمان جسم، به فکر روح و روان بیمارانم هم باشم ولی برخی از مسائل طایفه‌ای و فرهنگی است و کاری از دست من برنمی‌آید.

تا به حال گذر خودتان هم به پزشک زنان افتاده است؟

فقط یک ‌بار به دکتر زنان نیاز داشتم آن هم لحظه زایمانم بود.

برنامه‌ای برای گسترش این خدمت‌رسانی به زنان دارید؟

یکی از برنامه‌هایم این است که با بچه‌های سپاه اردوهای جهادی بروم و به زنانی که در روستاها هستند خدمت‌رسانی کنم. الان هم تا اندازه‌ای که بتوانم سعی می‌کنم به‌جز ویزیت، کمک‌های دیگری به خانواده‌های نیازمندی که می‌شناسم بکنم. یکی از آرزوهایم این است که بتوانم در این منطقه ملکی بخرم و همین‌جا بمانم و خدمت کنم. یکی از دغدغه‌های من پیدا کردن مکان مناسب برای مطب است که اگر شرایط خرید پیش بیاید، دیگر دغدغه‌ای ندارم. به این موضوع هم علاقه دارم و دنبال آن هستم که اطلاعات علمی در این زمینه را در فضای مجازی منتشر کنم تا افراد کمتر از مسائل غیرپزشکی و غیرعلمی آسیب ببینند ولی هنوز فرصت آن را پیدا نکرده‌ام. شما حتما این نکته را منتقل کنید که هرچه در حوزه زنان و درمان بیماری‌ها و مشکلات در فضای مجازی منتشر می‌شود الزاما درست نیست.

{$sepehr_key_201680}