مریم شیعه | شهرآرانیوز؛ هزار و چندصدسال است که همان جاست و از بلندای خود، به پهنه این مرز و بوم چشم دوخته است. پا گذاشتن روی سنگهای چندهزار ساله اش، حس عجیبی دارد. حسی عجیب، که نرم و آرام، از نوک انگشتان پا و دست میخزد و خودش را به شانهها میرساند. قدم برداشتن در اتمسفر این دژ، قدم برداشتن در زمان است. اینجا جایی است که ایران از بلندی هایش پیداست. اینجا روایتگر بزرگی و عظمت این سرزمین است.
در دوره ساسانیان، مرکز نگهبانی از این خاک بود. نگهبانان امپراتوری عظیم ایران، بر بلندای این تپه استوار بودند تا دورترین درهها و گذرگاههای زاگرس را هم نظاره گر باشند. این قلعه، آسمان آسمانها بود و از اینجا، هر پرچم ناشناس، هر نور آتش و هر گردباد برخاسته از سم اسبهای دشمن، نشانهای واضح و خوانا برای دیده بانها بود.
شب ها، روی دیوارهای سر به فلک کشیده دژ، آتشدانها را یکی یکی روشن میکردند و دودشان نرم به آسمان میرفت. سربازان با زرههای براق، دورتادور دژ قدم میزدند و به عمق تاریک کوهستان خیره میماندند. اینجا «فلک الافلاک» است و از روزگار ساسانیان تا به همین امروز، چشم ایران است. چشمی که مرزها را میپاید، راهها را نگه میدارد و امنیت به ارمغان میآورد.
شاپور وقتی دیوارههای دژ را روی هم میچید، آن را گرهی مهم بر کمربند غربی ایران میدید. در آن زمان، دژ دو حیاط بزرگ داشت که صدای سم اسبها در آنها میپیچید. در برج ها، تیراندازان آماده فرمان بودند. فرستادگان از مرکز میآمدند و از اینجا تا دورترین نواحی لرستان را اداره میکردند. سپاه ایران وقتی حرکت میکرد، از همین جا آرایش میگرفت.
شب هنگام فرماندهان بر روی نقشهها خم میشدند، مسیرهای دشمن را بررسی میکردند و باد، پرده خیمهها را تکان میداد؛ و دشمن؟ دشمنان همیشه در کمین این خاک بودند. دشمنانی که میخواستند امنیت راه بازرگانان را به خطر بیندازند یا با سپاهی عظیم و برای تصرف، راهی ایران شوند. اگر شبی دشمن از تنگهها پایین میآمد، نخستین نگاه خشمگین و هشداردهنده، از همین جا آغاز میشد و فلک الافلاک، ترس به جانشان میانداخت.
امروز از فلک الافلاک صدای نیزه و شیهه اسبها نمیآید، اما رد سنگینی تاریخ هنوز در ذره ذره آن نهفته است. دیوارها انگار هنوز گرمای دست سربازی را نگه داشتهاند که هزار سال پیش دستش را روی آجر گذاشت. اینجا قدمها آرامتر میشود و چشمها میگردد روی برجهایی که ستونهایی برای نگه داشتن آسماناند.
اینجا آینهای از قدمت ایران است. اینجا، گذشته باشکوه ایران هنوز نفس میکشد، حتی اگر دشمنان بارها و بارها به آن یورش برده باشند. فرقی نمیکند این دشمن، قبایل شورشی باشند یا حکومتهای متخاصم و تروریستهای صهیونی و آمریکایی در قرن ۲۱.
حمله به حریم این اثر تاریخی در حالی صورت گرفت که نشان بین المللی «سپر آبی» به عنوان نماد حفاظت از میراث فرهنگی در شرایط جنگی بر بام این مجموعه نصب شده بود. اقدامی که بر اساس کنوانسیونهای بین المللی برای مصون سازی آثار فرهنگی از حملات نظامی انجام میشود، اما دشمنان تا امروز، کدام یک از قوانین بین الملل را محترم شمردهاند که این بار به واسطه یک نشان، دست از تخریب و توهین به فرهنگ و تاریخ یک ملت بکشند. اواسط اسفند، محوطه تاریخی قلعه فلک الافلاک هم همچون بسیاری از آثار تاریخی و فرهنگی کشور، مورد تجاوز دشمن قرار گرفت و بخشهایی از آن تخریب شد.
{$sepehr_key_201930}
قلعه، هنوز پابرجاست، اما خسارتهای متعددی به برجها و محوطه آن وارد شده است. در این جنگ، دشمنی با تاریخ و فرهنگ ایران، بیش از هر جنگ معاصر دیگری وضوح یافت. دو رژیم ایالات متحده آمریکا و اسرائیل با قدمتهای ۲۵۰ ساله و ۷۵ ساله، امروز میخواهند ایران را به عصر حجری ببرند که در آن وجود خارجی نداشتند، اما ایران، مهد تمدن و عظمت آن بود.
زخمهایی که بر تن ایران عزیزمان میاندازند را، خود مرهم میشویم و فلک الافلاک با همه پستیها و بلندیهایی که این خاک به خود دیده است، باز بر فراز بلندیهای ایران خواهد ماند و ما، پاسداران تازه این دژ پرشکوه خواهیم بود.