به گزارش شهرآرانیوز، در چهلودومین روز جنگ، فضای بینالمللی بیش از هر زمان دیگری میان دو روایت متضاد از این جنگ تقسیم شده است؛ روایتی که از «پیروزی و مهار بحران» سخن میگوید و روایتی که از «عقبنشینی و تغییر موازنه قدرت». آتشبسی که پس از هفتهها درگیری اعلام شد، نه تنها به پایان بحثها منجر نشد بلکه موج تازهای از تحلیلها، تیترها و نقلقولهای بحثبرانگیز را در رسانههای معتبر جهان به راه انداخت. در کنار این آتشبس، مذاکرات احتمالی، تنشهای ادامهدار در منطقه و نگرانیهای اقتصادی جهانی، فضایی پیچیده ایجاد کرده است؛ فضایی که در آن هر رسانه از زاویهای متفاوت به پیامدهای این جنگ نگاه میکند.
در حالی که فضای منطقه هنوز از تبعات جنگ اخیر فاصله نگرفته، نگاهها به اسلامآباد دوخته شده است؛ جایی که قرار است دور تازهای از گفتوگوها میان ایران و آمریکا شکل بگیرد. تحولات چند روز اخیر نشان میدهد که پیش از آغاز رسمی مذاکرات، صحنه سیاسی و رسانهای جهان از نشانههای تغییر در موازنه قدرت و تغییر لحن واشینگتن پر شده است.
آزادسازی داراییها؛ امتیاز پیش از مذاکره
یکی از مهمترین تحولات، تصمیم ایالات متحده برای آزادسازی ۶ میلیارد دلار از داراییهای مسدود شده ایران است. بر اساس گزارشها، نمایندگان قطر و کره جنوبی در حال هماهنگی برای انتقال این منابع مالی در روزهای آینده هستند. این اقدام در شرایطی صورت میگیرد که هنوز مذاکرات رسمی آغاز نشده است. برخی تحلیلگران این تصمیم را نشانهای کمسابقه در تاریخ روابط دو کشور میدانند. کارشناسان شبکه خبر در تحلیلی تأکید کردهاند: «برای نخستین بار در تاریخ، آمریکا پیش از آغاز مذاکرات امتیازاتی را ارائه میدهد؛ موضوعی که احتمالاً بعدها در تاریخ روابط بینالملل مورد توجه بسیاری از پژوهشگران قرار خواهد گرفت.»
چرخش واشنگتن زیر فشار بحران
در سطح رسانههای بینالمللی نیز این تغییر رفتار آمریکا بازتاب گستردهای داشته است. پایگاه خبری آلترنت در گزارشی نوشت: «تنها چند روز فشار و درگیری کافی بود تا دولت ترامپ از مواضع اولیه خود عقبنشینی کند.» به نوشته این رسانه، سرعت این تغییر نشان میدهد که راهبرد مبتنی بر تهدید و فشار نتوانسته به اهداف اعلامشده خود دست یابد.
تحلیلگران ژاپن تایمز نیز در ارزیابی مشابهی تأکید کردهاند که این چرخش ناگهانی، محدودیتهای قدرت واشینگتن را آشکار کرده است. به باور این نشریه، ادامه نفوذ ایران بر مسیرهای حیاتی انرژی و توانایی حفظ اهرمهای فشار منطقهای، قدرت چانهزنی آمریکا را در مذاکرات کاهش داده است.
صحنه دیپلماسی جدید
در همین حال، اخبار منتشرشده از پاکستان نشان میدهد که آمریکا با هیأتی گسترده نزدیک به ۳۰۰ نفر وارد اسلامآباد شده است. گفته میشود چهرههایی مانند جیدی ونس، استیو ویتکاف و جرد کوشنر در ترکیب این هیأت حضور دارند؛ حضوری که نشاندهنده اهمیت این مذاکرات برای واشینگتن است. در مقابل، مقامهای ایرانی نیز با لحنی محتاطانه وارد این مرحله شدهاند. محمدباقر قالیباف در بدو ورود به اسلامآباد تأکید کرد: «ما حسن نیت داریم، اما اعتماد نداریم.» او با اشاره به تجربههای گذشته گفت که مذاکرات قبلی بارها با نقض تعهدات و شکست همراه بوده است.
امید محتاطانه به توافق
با وجود این بیاعتمادی، برخی چهرههای بینالمللی همچنان به امکان دستیابی به توافق امیدوارند. جان کری، وزیر خارجه پیشین آمریکا، در تحلیلی درباره مذاکرات پیش رو گفت: «عراقچی فردی توانمند و بسیار باهوش است و احتمالاً تلاش میکند راهی برای توافقی پیدا کند که به نفع همه باشد.» در همین حال، اندیشکده کوئینسی معتقد است آتشبس اخیر و روند تحولات بعدی نشان داده که استفاده از فشار نظامی نه تنها نتیجه مطلوبی نداشته، بلکه اعتبار تهدیدهای نظامی آمریکا را نیز تضعیف کرده است.
{$sepehr_key_203049}
در نخستین ساعات پس از اعلام آتشبس موقت، بسیاری از رسانههای غربی تلاش کردند معنای واقعی این توافق را تحلیل کنند. بررسی محتوای منتشرشده نشان میدهد حدود ۸۵ درصد از تحلیلها در ۲۴ ساعت نخست، این توافق را بیشتر بهعنوان عقبنشینی آمریکا تعبیر کردهاند.
یکی از مهمترین دلایل این برداشت، مسئله کنترل تنگه هرمز بود. در بسیاری از تحلیلها تأکید شد که نمایش قدرت در کنترل این گذرگاه حیاتی انرژی و حتی طرح دریافت عوارض از کشتیها، مهمترین عامل شکلگیری این روایت بوده است؛ موضوعی که حدود ۲۳ درصد از تحلیلها به آن اشاره کردهاند.
تغییر موازنه در روند مذاکرات
در ادامه، رسانهها به پذیرفته شدن برخی شروط طرف مقابل در چارچوب مذاکرات اشاره کردند؛ عاملی که نزدیک به ۱۹ درصد از تحلیلها آن را نشانه تغییر موازنه در روند مذاکرات دانستند. علاوه بر این، حفظ توان نظامی و موشکی و ادامه فعالیتهای هستهای نیز در گزارشهای متعددی بهعنوان مؤلفههایی مطرح شد که روایت «عقبنشینی» را تقویت میکند.
یکی از مهمترین بازتابهای جنگ در رسانههای غربی، شکاف داخلی در سیاست آمریکا بود. فایننشال تایمز در گزارشی نوشت که آتشبس نه تنها اختلافات داخلی را کاهش نداده بلکه شکافهای جدیدی در میان حامیان رئیسجمهور آمریکا ایجاد کرده است. به نوشته این روزنامه، بسیاری از چهرههای رسانهای محافظهکار از ابتدا با ادامه جنگ مخالف بودند و حتی برخی از آنان از سیاستهای دولت انتقاد کردند. تاکر کارلسون، یکی از چهرههای تأثیرگذار رسانهای، در واکنش به تهدیدهای تند رئیسجمهور آمریکا گفته بود: «این زبان از هر نظر پست است و هیچ ارتباطی با ارزشهایی که ادعا میشود از آن دفاع میشود ندارد.»
این اختلافات به فضای سیاسی آمریکا نیز سرایت کرده است. برخی جمهوریخواهان نگرانند که ادامه این شکافها بتواند بر انتخابات میاندورهای کنگره تأثیر بگذارد و پایگاه رأی محافظهکاران را دچار تزلزل کند.
بخش بزرگی از تحلیلهای جهانی به تنگه هرمز اختصاص داشت؛ گذرگاهی که نزدیک به یکسوم تجارت دریایی نفت جهان از آن عبور میکند. شبکه CNN گزارش داد که با وجود اعلام آتشبس، عبور کشتیها از این تنگه هنوز به حالت عادی بازنگشته است. یکی از تحلیلگران مرکز مطالعات استراتژیک در گفتوگو با این شبکه تأکید کرد: «میتوانید هر تعداد بیانیه منتشر کنید، اما تا زمانی که شرکتهای کشتیرانی احساس امنیت نکنند، ترافیک دریایی باز نخواهد گشت.»
بازگشت زمانبر بازار انرژی
شبکه NBC نیز گزارش داد که در روزهای نخست پس از توافق، تنها چند کشتی از این مسیر عبور کردهاند؛ رقمی که در مقایسه با بیش از صد کشتی در روز پیش از جنگ بسیار ناچیز است. این وضعیت تأثیر مستقیم بر بازار انرژی گذاشت و قیمت نفت دوباره از مرز صد دلار عبور کرد. بسیاری از اقتصاددانان هشدار دادند که حتی در صورت کاهش تنشها، بازگشت بازار انرژی به شرایط پیش از جنگ زمانبر خواهد بود.
جنگ تنها یک بحران ژئوپلیتیک نبود؛ بلکه به سرعت به یک بحران اقتصادی نیز تبدیل شد. والاستریت ژورنال گزارش داد که افزایش قیمت سوخت و هزینههای انرژی فشار مضاعفی بر خانوادههای آمریکایی وارد کرده است. در همین حال، فایننشال تایمز در تحلیلی نوشت که این جنگ ضعف ساختاری نظام مالی مبتنی بر دلار را نیز آشکار کرده است. به نوشته این روزنامه، افزایش مبادلات انرژی با ارزهای جایگزین و تلاش کشورها برای کاهش وابستگی به دلار، روندی است که احتمالاً در سالهای آینده سرعت بیشتری خواهد گرفت.
از سوی دیگر، برخی تحلیلگران اقتصادی معتقدند که اختلال در مسیرهای انرژی میتواند پیامدهای بلندمدتی برای بازارهای مالی جهان داشته باشد؛ موضوعی که سرمایهگذاران والاستریت نیز درباره آن هشدار دادهاند.
یکی دیگر از محورهای مهم تحلیلها، واکنش اروپا به این جنگ بود. گاردین در گزارشی نوشت که این بحران ممکن است به نقطه عطفی برای اروپا تبدیل شود تا وابستگی راهبردی خود به آمریکا را بازنگری کند.
در همین حال، اکونومیست نیز در تحلیلی نوشت که نتیجه این جنگ بیشتر شبیه یک توافق مبهم است تا یک پیروزی قاطع؛ موضوعی که به گفته این نشریه نشان میدهد قدرت آمریکا در مقایسه با دهههای گذشته تغییر کرده است. حتی در برخی نظرسنجیها نیز این دیدگاه بازتاب پیدا کرده است. روزنامه فیگارو گزارش داد که بیش از نیمی از فرانسویها معتقدند نتیجه جنگ به تقویت موقعیت ایران منجر شده است.
برخی رسانههای منطقهای و بینالمللی معتقدند این جنگ میتواند آغازگر تغییرات عمیق در موازنه قدرت خاورمیانه باشد. روزنامه جروزالم پست نوشت که جنگ اخیر کشورهای عربی منطقه را با فشار فزایندهای روبهرو کرده است تا جایگاه خود را در معادلات جدید مشخص کنند. در همین حال، تحلیلگران شبکه RT معتقدند نتیجه این جنگ نه صلح پایدار بلکه «وقفهای در درگیری» است؛ وقفهای که در آن محدودیتهای قدرت آمریکا آشکار شده و موازنه منطقهای در حال تغییر است. پروفسور جان مرشایمر، نظریهپرداز روابط بینالملل، هم در یکی از تحلیلها گفته است: «در این بحران، طرفی که ابزارهای فشار بیشتری در اختیار دارد، موقعیت قویتری خواهد داشت.»
در حالی که مذاکرات احتمالی در دستور کار قرار گرفته، بسیاری از تحلیلگران معتقدند آتشبس فعلی هنوز بسیار شکننده است. فارین پالیسی در گزارشی نوشت که این توافق بیش از آنکه پایان جنگ باشد، صرفاً زمانبندی درگیری را تغییر داده است. به نوشته این نشریه، مجموعهای از ابهامات همچنان باقی مانده است: از وضعیت گذرگاههای انرژی گرفته تا سرنوشت مذاکرات سیاسی و امنیتی. در چنین فضایی، بسیاری از رسانهها بر این نکته تأکید میکنند که نتیجه نهایی جنگ هنوز مشخص نیست. آنچه روشن است این است که چهلودومین روز جنگ رمضان نه پایان بحران، بلکه آغاز مرحلهای تازه از رقابتهای ژئوپلیتیک، اقتصادی و رسانهای در سطح جهان است.
در واقع، همانگونه که یکی از تحلیلگران در پایان گزارش خود نوشته است: «این جنگ ممکن است در میدان نبرد متوقف شده باشد اما در میدان روایتها تازه آغاز شده است.»