به گزارش شهرآرانیوز؛ مصطفی کارگر، شاعر، برای چهلم حلما و امیرمحمد قاسمی
از شهدای دانشآموز روستای لباشکن در حمله موشکی آمریکا و اسراییل به مدرسه شجره طیبه میناب، شعر تازهای سرود:
چهل شب است جهان رنگ مبهمی دارد
به استناد فراق آیهی غمی دارد
غمی که دفتر خود را ورق ورق خوانده
پری به وسعت پرواز در سرش مانده
امان ز جور خزانی که ناگهان آمد
به ماه روشنِ ایرانِ زنده سیلی زد
به دست یک سگ وحشی به حیرت افتادیم
گذاشت داغ بزرگی به دل که ناشادیم
به لطف حضرت حق ایستاده ماناییم
که ما قبیلهی بارانِ صبحِ فرداییم
شروع غربت ما را رقم زدند به خاک
طلوع هیبت ما را رقم زدند به خاک
اجازه میطلبم حرف عاشقی بزنم
دم از حضور نجیب شقایقی بزنم
چهل شب است هوای شب است در سرِ ما
چقدر گریه چکید از فراق رهبر ما
غرور ملت ما شوکتی جهانی داشت
دلی به وسعت آغوش جمکرانی داشت
میان حادثههای عجیب و گوناگون
شکست قامت یک مدرسه، نشست به خون
درختِ پاک، تبر خورد و باغ، شیون کرد
شرار ناله روانه به قلب میهن کرد
چهل شب است لباشکن پر از پریشانیست
غریب میگذرد لحظهای که طوفانیست
چهل شب است پدر خیره بر در و دیوار
کند ز همسر خود گریه را نهان ناچار
سکوت خسته در اندوه ماه، دلتنگ است
به یاد مدرسهای بیگناه، دلتنگ است
چهل شب است که حلما ز خانه پر زده است
بهشت پاک خدا را به ناز در زده است
فرشتهها بغلش کردهاند جای کلاس
برایش آینه آوردهاند جای کلاس
سلام دختر ایرانزمین! شهید شدید
تو و امیرمحمد به آسمان رفتید
چقدر جمع شما جمع بیریایی شد
کلاس و مدرسهتان جلوهاش خدایی شد
بگو به محضر مادر: سلام مادر جان!
من از بهشت صدا میزنم: تو را قرآن!
بایست محکم و جلاد را پشیمان کن
حواس دشمن خونخوار را پریشان کن
بگو امیرمحمد شبیه حلما بود
و هدیه دادن اینها چقدر زیبا بود
خدا خرید ز من هدیهی شهیدم را
اگر چه بعد شهیدانِ خود شدم تنها
نگاه میکنم، اما چه روستا خالیست
چه جای خندهی زیبای بچهها خالیست
غروبها به خدا بیشتر دلم تنگ است
به عکس خیرهشدن حاصل من از جنگ است
کلام آخر من، چون وصیت است فقط
که یادگاری من با محبت است فقط
سلام مردم دنیا! سلام ایرانی!
درود بر همه خوبان و مرگ بر جانی
خداست رمز حیات و حسین راهِ نجات
برای شادی من با برادرم صلوات
منبع: فارس
{$sepehr_key_203304}