به گزارش شهرآرانیوز، چندروزقبل یکی ازاهالی خیابان مطهری شمالی هراسان با پلیس۱۱۰تماس گرفت و از دستبرد سارق یا سارقان به اشیاء و اموال با ارزش منزل خود خبرداد. به دنبال دریافت این خبر بلافاصله گروهی ازنیروهای گشت وتجسس با دستورمستقیم سرهنگ حبیب فرخی (رئیس کلانتری شهید هاشمی نژاد) عازم محل وقوع سرقت شدند وتحقیقات تخصصی را آغازکردند.
درحالی که بررسیهای پلیسی آنان نشان میداد فردی آشنا به موقعیت ساختمان و بدون تخریب واردمنزل شده است، مالباخته ازظن خود به پسرصاحبخانه اش سخن گفت ومدعی شد او پسری معتاد به موادمخدرصنعتی است وبسیار رفتارهای مشکوکی دارد. ازسوی دیگر هم مدتی قبل بازهم منزلم مورد دستبردقرارگرفته بود، اما نمیتوانستم اتهامی به پسرصاحبخانه وارد کنم، چون یقین نداشتم که او به مدارک شناسایی و دسته چک هایم دستبرد زده باشد ...
با این ادعاهای مستاجر، تحقیقات پلیس وارد مرحله جدیدی شد و آنان به طورنامحسوسی، بررسیهای خود را درباره پسرجوان صاحبخانه ادامه دادند و به سرنخهایی رسیدند که فرضیه سرقت توسط وی را قوت بخشید به همین دلیل آنها با هماهنگی مقام قضایی «ح-و» را به کلانتری احضارکردند. این جوان ۲۵ ساله که ابتدا خود را بی خبر ازماجرای سرقت اموال مستاجرپدرش نشان میداد وقتی با اسناد و مدارک پلیس روبهرو شد دیگر چارهای جز بیان حقیقت ندید و دراعترافاتی تلخ گفت:به خاطر وسوسههای شیطانی دست به سرقت ازمنزل مستاجرمان زدم چراکه او اجاره بها را سرموعد پرداخت نمیکرد و من برای تامین هزینههای اعتیادم دچار مشکل میشدم، ازسوی دیگر هم مستاجرمذکوربه پدرم توهین کرده بود. به همین خاطر درپی فرصتی بودم تا از او انتقام بگیرم و رفتارهایش را تلافی کنم. این بود که به فکرسرقت افتادم ودوبار به منزل او دستبرد زدم ...
{$sepehr_key_203380}
این جوان که به مواد مخدرصنعتی از نوع شیشه اعتیاد دارد درادامه اعترافاتش به افسران زبده دایره تجسس کلانتری شهید هاشمی نژاد مشهد گفت:یک شب که مطمئن بودم مستاجر و خانواده اش درمنزل نیستند به پشت بام رفتم و، چون میدانستم درِمنزل آنها به دلیل نقصی که دارد به راحتی باز میشود، با شیوهای خاص درخانه را باز کردم و وارد اتاق شدم. سپس درون کشوی میز دراور را گشودم و ۲۰ حلقه انگشترنقره را دیدم که به اندازههای مختلف درون آن قرارداشت. این بود که وسوسه شدم و۶ حلقه ازانگشترهای بزرگ و گرانقیمت نقره را برداشتم، اما چون میترسیدم صاحبخانه به طورناگهانی از راه برسد دیگرفرصت جست وجوی اضافی را پیدا نکردم و ازآن جا خارج شدم.
روزبعد۴حلقه ازانگشترها را به یکی از مراکز تجاری درخیابان راهنمایی مشهد بردم و به مبلغ۳۶میلیون تومان فروختم. اما برای آن که توسط پلیس ردیابی نشوم شماره حساب بانکی مادرم را به خریدار انگشترها دادم تا پول را به آن حساب واریزکند و خودم از حساب مادرم پولها را برداشت کردم بعد هم ۲ انگشتردیگر را درسایت دیوارآگهی کردم و آنها را هم به مبلغ ۵میلیون تومان به افراد ناشناس فروختم. متهم این پرونده همچنین درباره دیگرسرقت هایش افزود:البته من یک باردیگر هم به منزل مستاجر پدرم دستبرد زدم و مقداری مدارک شناسایی و دسته چک را برداشتم که آنها رابه همراه بخش دیگری از اموال سرقتی نتوانستم به فروش برسانم و درجایی مخفی کردهام؛ بنابراین گزارش، درپی اعترافات متهم، بلافاصله افسران تجسس راهی مخفی گاه وی شدند و یک عدد پلاک، ساعت و تعدادی مدارک هویتی را کشف کردند که طی صورتجلسهای درکلانتری، تحویل مالباخته شد؛ بنابراین گزارش، جوان۲۵ساله شیشهای پس ازانجام تحقیقات گسترده، به مراجع قضایی معرفی شد تا قانون درباره جرایم وی تصمیم بگیرد.
منبع: خراسان