به گزارش شهرآرانیوز، دوران جنگ تحمیلی، سرشار از روایتهای ناگفته و حماسههای پنهانی است که در دل تاریخ ثبت شدهاند. این میان، نگاه مستندسازان، پنجرهای به سوی این واقعیتهای دستنیافتنی میگشاید. روایت پیش رو، از زبان مستندساز مشهدی، ما را به عمق جنوب کشور در روزهای سخت جنگ میبرد؛ جایی که دوربین او، فراتر از قابهای معمول تلویزیونی، به دنبال سوژههایی ناب و قصههایی بکر گشته است. او از تجربههای شخصی خود در میان شعلههای نبرد و درک عمیقتری از رشادتها و ایثارها میگوید، روایتی که شاید کمتر شنیده و کمتر دیده شده باشد.
سید محمد محمدیسرشت، کارگردان و مستندساز مشهدی، درباره سفر اخیر خود به مناطق جنوبی کشور توضیح داد: در نخستین روز سفر که همزمان با روز سال تحویل، جمعه ۲۹ اسفند انجام شد، وارد بندر ماهشهر شدم؛ شهری که امروز نیز خبرهایی درباره بمباران آن منتشر شده است. نخستین مقصد ما همین منطقه در استان خوزستان بود.
به گفته او، بندر ماهشهر به دلیل آیینهای ویژه مردم عربزبان خوزستان اهمیت فرهنگی قابل توجهی دارد.

محمدیسرشت گفت: یکی از مهمترین رسوم مردم این منطقه برگزاری باشکوه عید فطر است که پس از عید غدیر، مهمترین عیدشان به شمار میرود. عید نوروز نیز برایشان جایگاه ویژهای دارد و امسال تقارن این دو مناسبتی خاص ایجاد کرده بود.
وی افزود: گروه مستندسازی در ادامه، برای ثبت آیینها و سوژههای متفاوت به روستای دلوار رفتند؛ روستایی با سابقه تاریخی مرتبط با رئیسعلی دلواری و مبارزات او علیه استعمار انگلیس و پرتغال. پس از آن نیز مسیر گروه به عسلویه، بندر کنگان و بندر سیراف رسید و در هر یک از این شهرها و روستاهای تابعه، سوژهای مرتبط با بوم، فرهنگ یا موقعیت منطقه انتخاب و برای تولید آیتم تصویری تهیه شد.
محمدیسرشت تأکید کرد: هدف این سفر بیشتر حضور در مناطق نزدیکتر به خطوط تنش و درگیری و لمس فضای جنگی حاکم بر جنوب کشور بوده است.
وی گفت: این کار در قالب تهیه آیتمهای مستندگونه صورت گرفته و نه یک مستند بلند مستقل.
کارگردان مستند «من محمدحسن را دوست دارم» هدف اصلی خود از حضور در مناطق جنگی را «لمس فضای جنگی» و «ثبت اتفاقات بکر و سوژههای مستند بهتر» عنوان کرد.

وی در تشریح اهداف این مستندسازی که در شرایط درگیریهای منطقهای صورت گرفته، اظهار داشت: هدفی که ما داشتیم این بود که در این شرایط جنگی، در مناطقی باشیم که خط درگیری بیشتری دارند تا آن فضای جنگی را بتوانیم لمس کنیم.
این مستندساز با بیان اینکه قاعدتاً در این شرایط، در این مناطق سوژههای مستند بهتری پیش میآید، افزود: اتفاقات بکرتری برای تهیه مستند رخ میدهد و ما با علم به این موضوع، خواهان قرار گرفتن در آن شرایط بودیم.
وی همچنین به سوژههای مستند شده در این سفر اشاره کرد و گفت: ما در بندر سیراف به سوژه شهید مهدی بازاد پرداختیم. زندگی، ازدواج و نحوه شهادت ایشان، سوژههای نابی بود که ما در سفر به خوزستان و بوشهر به آن پرداختیم.
کارگردان مستند نفسخوار در تکمیل توضیحات خود درباره فعالیتهای رسانهای گروه مستندسازی، به تولیدات صورت گرفته در پی آغاز جنگ تحمیلی سوم اشاره کرد و گفت: از همان روز نخست اعلام خبر شهادت، که مصادف با دومین روز آغاز جنگ بود، ما بلافاصله تولیدات رسانهای و مستندهای کوتاه خود را آغاز کردیم.
وی افزود: در بازه زمانی تقریبی دو تا سه هفته اول جنگ، در مشهد شش تا هفت مستند کوتاه و یک نماهنگ تولید شد. یکی از این نماهنگها با عنوان «باران نمیسوزد» منتشر گردید.
محمدیسرشت به نمونههایی از مستندهای تولید شده اشاره کرد: یکی از مستندها با عنوان «از امروز» به راهپیمایی روز قدس و حضور پرشور دهه هشتادیها که برای نخستین بار در این مراسم شرکت کرده بودند، میپردازد. مستند دیگری نیز فعالیتهای استاد منصور احمد منصوری، نقاش برجسته مشهدی، را در روزهای جنگ به تصویر کشید؛ نقاشیهایی که بر دیوارهای شهر نقش میبست و جلوهای گرافیکی به فضا میبخشید. مجموعهای از مستندهای مشابه نیز در این دوره در مشهد تولید گردید.

وی با انتقاد از رویکرد صداوسیما نسبت به تولیدات مستند، به ویژه در ایام حساس جنگ و بحران، اعلام کرد: تولیدات مستند ما که در شرایط جهادی و خارج از سفارش رسمی نهادها صورت گرفته، در بهترین حالت به آیتمهای تلویزیونی تقلیل یافتهاند. نگاه صداوسیما به این اتفاقات، تنها پر کردن کنداکتور و داشتن محتوایی برای پخش روی آنتن است، نه مستندسازی عمیق و تاثیرگذار.
{$sepehr_key_203454}
این مستندساز در پایان تاکید کرد: سوژهها و اتفاقاتی که امروز در حال رخ دادن هستند، اگر امروز مستند نشوند، دیگر امکان بازگشت و تهیه مستند از آنها وجود نخواهد داشت. دلیل آن هم از بین رفتن موضوعیت و همچنین کاهش تاثیرگذاری آن بر مخاطب در آینده است.