به گزارش شهرآرانیوز، پاکدل نوشت:
مخاطب این نوشته عمدتاً گونهای نادر از خواصاند. جماعت مدعی که با شور و حرارت در این مدت از-زمان تجاوز، ترورها، کشتار و تخریبهای سال قبل آمریکا و اسرائیل که معروف شده به جنگ دوازدهروزه تا تهاجم وسیع و ویرانگر آخری و پاسخ سخت ایران تا این دم و آغاز مذاکرات از موضع قدرت- دم از مبارزه و تغییر رژیم در ایران میزدند و کماکان میزنند. البته همه به یک اندازه کنش نداشتند ولی هر یک به سهم و توان چیزی برای همراهی کم نگذاشتند.
آن بهشت پنجاه و هفت سالهای که وعده برگشت به آن را میدهند به گواهی تاریخ مکتوب و موجود افرادی از خود دولت و دربار پیداست؛ اگر برزخ کامل نبود، مطلقاً آن چنان باغ فردوس برینی که جار میزنند هم نبود.
درست همان موقع که آن مردک رم کرده کودککش به ملت ایران توهینهای سخیف میکرد و یکشبه میخواست فرهنگ و تمدن سه هزار ساله ایران را نابود کند، کارگزاراناش مشغول دریوزگی بودند تا این موجود مفلوک را داخل آدم حساب کرده برای چند ثانیه به دستبوسی بپذیرد.
اگر انصاف و قدرت تمیز و گوش شنوا در این جماعت فشل بود، اگر از فهم اعجاز معجزه رخ داده بر مردم ایران پس از یک پایداری بیمانند عاجز نبودند، اگر یک جو شرف داشتند، میشد گفت فرض کنند - هرچند نیاز به فرض نیست - ایرانی نیستند تا شاید مثل تمام انسانهای منصف و آزاده جهان از داشتن این هوش و نبوغ دفاعی فرزندان ایران در به زانو واداشتن این قدرت استکباری و نوچهاش متعجب و مشعوف میشدند. حرف غایی را زندهیاد دکتر اسلامی ندوشن گفتند که: وجودی که پشت پا به فرهنگ ملی زد اصلاً ارزشپذیر نخواهد بود.
{$sepehr_key_203581}