بررسی میراث ماندگاری که رئیس مذهب تشیع برای ما به یادگار گذاشتند |‌ امام صادق(ع) الگوی کنشگری اجتماعی آگاهانه

به گزارش شهرآرانیوز؛ اگرچه قرن‌ها از دوران حیات و امامت امام‌صادق (ع) فاصله گرفته‌ایم، هنوز هم آن نهضت علمی و آن تدابیر مبارزاتی حضرت برای ما رهنما و راهگشاست و می‌تواند گره‌گشایی کند. در آستانه سالروز شهادت آن امام همام و در گفت‌و‌گو با حجت‌الاسلام‌والمسلمین جواد سلیمانی، عضو هیئت‌علمی مؤسسه امام‌خمینی (ره)، استاد معارف اسلامی و همچنین کارشناس برنامه‌های تلویزیونی «سوره» و «ماجرا»، تأثیر این آموزه‌ها برای امروزمان را بررسی کرده‌ایم.

اهل‌بیت (ع) با عاشورا، مرجعیت یافتند

پس از قیام عاشورا و پایان دوران امام‌سجاد (ع) در جامعه اسلامی دو اتفاق افتاد؛ نخست به برکت خون سیدالشهدا (ع)، بعثت مجددی درقالب انگیزه دفاع از دین و احکام دینی و مبارزه و جهاد فی‌سبیل‌الله در بخشی از امت پیامبر (ص) پدید آمد و درپی آن، قیام مردم مدینه، توابین و مختار و زیدبن‌علی (ع) رخ داد.

تحول دوم، رجعت دینی مردم به اهل‌بیت (ع) بود، برخلاف زمان امام‌علی (ع) و امام‌حسن (ع) و امام‌حسین (ع) که مردم، مسائل دینی را چندان از ائمه (ع) نمی‌پرسیدند و افراد دیگری همچون عبدالله‌بن‌عمر، کعب‌الاحبار مرجع دینی جامعه شده بودند که فرهنگ اسلام ناب را در معرض خطر قرار داد، لذا سیدالشهدا (ع) در مقابله با اسلام اموی، قیام کردند و فرمودند: «مثل من با مثل یزید، بیعت نمی‌کند.»

شیعیان عصر امام‌صادق (ع) به قدر کفایت، ولایتمدار نبودند

مشابه این اتفاق در زمان امام‌صادق (ع) رخ داد؛ البته در آن دوران عده‌ای از شیعیان، ولایتمداری لازم را نداشتند؛ یعنی وقتی امام‌صادق (ع) فرمودند «بنی‌عباس فریبکار هستند»، حتی افرادی از منسوبان به اهل‌بیت (ع) با حضرت مخالفت کردند! آفت جهان اسلام در آن دوران، این بود که همه افرادی که در جبهه حق و شیعی بودند، بصیرت لازم را نداشتند. ما باید مراقب باشیم که در انقلاب ما این اتفاق نیفتد و هرچه ولی‌زمان ما گفت، چشم بگوییم؛ چون با رأی ۹۰ درصدی خبرگان، ایشان در تدبیر و سیاست، تقوا و عدالت، اسلام‌شناسی و فقاهت، معدل بالاتری از دیگران دارند، پس اگر گفتند سکوت یا جنگ، همه را بپذیریم.

زمینه‌ساز ظهور می‌شویم

امروز انقلاب اسلامی به‌عنوان یک مکتب سیاسی‌اجتماعی بزرگ در حال تبدیل به یک جریان قوی در ملت‌هاست. وقتی این اتفاق افتاد، زمینه برای ظهور آماده می‌شود؛ چون وقتی ملت‌های مختلف با حقیقت اسلام، حکومت اسلامی و اسلام اجتماعی آشنا شوند، جذب آن خواهند شد. آن‌گاه این جبهه، قوی می‌شود. پس از قوی شدن این جبهه و ظهور حضرت، آنها به‌سمت بیعت با ایشان می‌روند. در همین زمان اتفاقاتی نیز رخ خواهد داد؛ نظیر افشای فساد‌های غرب و نظام سلطه در زمینه‌های اقتصادی، فرهنگی، اخلاقی و.... در آستانه ظهور، ملت‌ها آماده براندازی نظام سلطه می‌شوند.

استمرار بعثت خون؛ از عاشورا تا امروز

سومین ثمره خون امام‌حسین (ع)، مرجعیت یافتن سیاسی بود، تاجایی‌که عباسیان از امام‌صادق (ع) درخواست واگذاری حکومت را کردند، اما ایشان نپذیرفتند؛ چون می‌دانستند از نامشان سوءاستفاده می‌شود. به نظر می‌رسد بعد از شهادت رهبر فرزانه انقلاب، شبیه این اتفاقات در جامعه ما نیز رخ خواهد داد. اتفاق اول، رشد انگیزه جهادی و مبارزه با استکبار و بعثت مردم، درحالی‌که تا همین مدتی قبل، بسیاری از آنها این‌گونه در صحنه حضور نداشتند یا گلایه داشتند یا فریب تبلیغات را خورده بودند، اما خون قائد شهید انقلاب، جامعه اسلامی را برانگیخت؛ مثل دوران وقوع عاشورا.

آغاز عصر رجعت به اهل‌بیت (ع)

این بصیرت و پژواک این سخن و اندیشه در تاریخ، پیش رفت و مردم به‌سراغ فرزندان سیدالشهدا (ع) رفتند؛ در ابتدا امام‌سجاد (ع)، سپس امام‌باقر (ع) و پس از آن امام‌صادق (ع). این امامان (ع) پس از آنکه مراجعت دینی به آنها زیاد شد، ابتدا اعتقادات شیعه، سپس فقه شیعه و بعد تقدیر شیعه را تبیین کردند؛ به همین دلیل ما مکتب خود را مکتب جعفری می‌نامیم؛ زیرا زمانی که دوران امامت امام‌صادق (ع) فرارسید، زمینه پرسشگری از اهل‌بیت (ع) و باور به اهل‌بیت (ع) به برکت خون سیدالشهدا (ع) فراهم شد و دین نجات پیدا کرد؛ بنابراین دومین ثمره خون امام‌حسین (ع)، تبیین اسلام ناب و خارج شدن آن از معرض خطر انحراف و نابودی بود.

خلفا از فعالیت سیاسی امام می‌ترسیدند

فعالیت سیاسی امام‌صادق (ع) با هدف تشکیل حکومت بود، اما زمینه تحقق آن وجود نداشت؛ زیرا دنبال برپایی حکومت پایدار بودند. حضرت، مبارزه سیاسی را با نهاد وکالت پیش می‌بردند، آن را رهبری می‌کردند، مخفیانه به آن اعتقاد داشتند و خط می‌دادند که درمقابل خلفا چگونه موضع‌گیری کنید، خمس و زکات به آنها ندهید، کمکشان نکنید و... لذا خلفا به‌شدت از امام (ع) می‌ترسیدند و نهایتا ایشان را شهید کردند. دلیل شهادت حضرت، وجود خطر سیاسی برای خلفا بود؛ یعنی اگر مسئله صرفا علمی و فرهنگی بود، کاری با حضرت نداشتند.

شیعه و اهل‌سنت از علم امام‌صادق (ع) بهره بردند

کار علمی ایشان در آن زمان دو جهت داشت؛ یک جهت، فروعات فقهی و جهت دیگر، تکیه بر مسئله ولایت در اصول و اعتقادات؛ چنان‌که امام‌صادق (ع) در مِنا می‌فرمودند: «بعد از رسول خدا (ص)، خلیفه اول امام‌علی (ع) است، سپس امام‌حسن (ع)، بعد امام‌حسین (ع).» و به‌ترتیب نام می‌بردند تا خودشان و می‌فرمودند: «اکنون من امام هستم.»

این کار سیاسی بسیار مهمی بود. این فرهنگ‌سازی از امام‌سجاد (ع) شروع شد. درواقع امام‌صادق (ع)، مبارزه سیاسی را درقالب تبیین مبانی حکومت اسلامی انجام می‌دادند. هدف کار علمی امام‌صادق (ع) نیز این بود که مکتب را از استحاله و تحریف نجات دهند. ثمره این خدمت را، هم اهل‌شیعه و هم اهل‌سنت بردند.

{$sepehr_key_203664}

ولایت‌فقیه را فهم کنیم

جهل داخل و دشمنی‌های دشمنان خارجی، دو تیغه برای قطع جریان اهل‌بیت (ع) در تاریخ اسلام بوده‌اند و هنوز هم این روند درمیان برخی‌ها ادامه دارد و همان‌طور که در زمان امام‌صادق (ع) مفهوم ولایت حضرت درست فهم نشد، امروز نیز چنین است و برخی‌ها معنای صحیح ولایت‌فقیه و تبعیت از آن را نمی‌دانند؛ آنها این مفهوم را که ولی‌فقیه نایب امام‌زمان (عج) است، درست درک نکرده‌اند. وظیفه ما درمقابل ولایت‌فقیه، بصیرت و تابعیت محض است.

علوم انسانی‌اسلامی تولید کنیم

با نگاه به آنچه امام‌صادق (ع) انجام دادند، ما باید علاوه‌بر تبیین مبانی حکومت اسلامی برای نسل‌های بعد، به تولید علوم انسانی و اسلامی اهتمام داشته باشیم؛ چون باعث می‌شود وزارتخانه‌های ما براساس اسلام اداره شوند. اگر تربیت اسلامی نباشد، وزارت آموزش‌وپرورش براساس تعلیم و تربیت غربی اداره می‌شود. اگر بانکداری و اقتصاد اسلامی نباشد، بانکداری ما غربی می‌شود. همچنین است دیگر عرصه‌های علمی. تأکید رهبر شهید انقلاب بر تولید علم و رشد اقتصاد دانش‌بنیان و بومی‌سازی علم برای استقلال کشور، با هدف مقابله با چنین جریانی بود که به لطف خدا تا حد زیادی انجام شده است.