به گزارش شهرآرانیوز، در قلب بحران، تنگه هرمز قرار دارد. جنگ علیه ایران برای اولین بار در تاریخ، این آبراه را بست و تقریباً یک پنجم از منابع نفت و گاز جهان را در خلیج فارس محبوس کرد و شوک ویرانگری به منطقه و اقتصاد جهانی وارد کرد. حتی اگر کشتیرانی در نهایت از سر گرفته شود، این اقدام بیسابقه نشاندهنده یک گسست تاریخی است.
ایران با طرح ایده کنترل ترافیک و دریافت هزینه ترانزیت از کشتیها، اعلام کرده است که میخواهد در هرگونه توافق صلح آینده، نفوذ خود را بر تنگه هرمز حفظ کند. دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، از تهران خواسته است که این آبراه را به طور کامل بازگشایی کند و روز یکشنبه اعلام کرد که نیروی دریایی ایالات متحده بلافاصله شروع به مسدود کردن تنگه هرمز خواهد کرد و این موضوع پس از شکست مذاکرات طولانی با ایران در دستیابی به توافقی برای پایان دادن به جنگ، نگرانیها را افزایش میدهد. با این حال، حتی بازگشایی رسمی نیز کمکی به این موضوع نخواهد کرد.
محدودیت تردد در تنگه هرمز توسط ایران که اکنون با تلاش نظامیِ محدود امکانپذیر شده است غولی است که نمیتوان آن را به شیشه برگرداند.
این جنگ به وضوح نشان داده است که زیرساختهای انرژی منطقه چقدر آسیبپذیر هستند.
جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران به سرعت به فراتر از مرزها کشیده شد، زیرا موشکها و پهپادهای ایرانی دهها هدف را در کشورهای همسایه، از جمله تأسیسات اصلی نفت و گاز در سراسر خلیج فارس، هدف قرار دادند.
حدود ۱۱ میلیون بشکه در روز از تولید نفت و کل تولید LNG قطر تعطیل شد، در حالی که پالایشگاهها، پایانههای صادراتی و سایر تأسیسات حیاتی متحمل خسارات گستردهای شدند.
برای عربستان سعودی، بزرگترین صادرکننده نفت خام جهان این پیامدها به ویژه نگرانکننده هستند. حتی مسیر صادراتی جایگزینی که این کشور در دهههای اخیر با زحمت برای دور زدن تنگه هرمز توسعه داده بود، آسیبپذیر از آب درآمد. عربستان سعودی که قبل از جنگ حدود ۸ میلیون بشکه در روز نفت صادر میکرد، اعلام کرد که این حملات ظرفیت تولید نفت این کشور را حدود ۶۰۰ هزار بشکه در روز و توان عملیاتی خط لوله شرق به غرب را حدود ۷۰۰ هزار بشکه در روز کاهش داده است.
{$sepehr_key_203759}
در عین حال، خط لوله صادرات نفت امارات متحده عربی به بندر فجیره، که در خارج از تنگه قرار دارد، نیز بارها مورد حمله قرار گرفت؛ و برای قطر و کویت، این تنگه همچنان تنها مسیر صادرات است.
این منطقه با سالها بازسازی و بیثباتی روبهرو خواهد بود که برنامههای توسعه ملی را تضعیف میکند، حتی اگر افزایش حق بیمه ریسک ژئوپلیتیکی، قیمت انرژی را بالاتر نگه دارد.
شرایط هر توافق صلح «دائمی» که طرفین در نهایت بر سر آن توافق کنند، کمتر از این واقعیت اهمیت خواهد داشت که این جنگ تابوی دیرینهای را شکسته است: هدف قرار دادن زیرساختهای اقتصادی حیاتی در خلیج فارس دیگر ممنوع نیست.
همین تغییر به تنهایی باعث میشود توازن قدرت منطقهای بیثباتتر شود و سایه سنگینی بر خاورمیانه برای سالهای آینده بیندازد.
افزایش ارزش سهام جهانی و کاهش قیمت نفت پس از اعلام آتشبس نشان میدهد که سرمایهگذاران معتقدند خاورمیانه به زودی به روال عادی خود باز خواهد گشت.
آنها تقریباً مطمئناً اشتباه میکنند. محتملترین نتیجه، بازگشت نظم قدیمی نیست، بلکه یک وضعیت عادی جدید است - وضعیتی که در آن کشورهای حاشیه خلیج فارس به دنبال اطمینان از این هستند که ایران دیگر هرگز نتواند از برگ برنده هرمز استفاده کند.