به گزارش شهرآرانیوز؛ شب گذشته هشتمین شب از پاتوق هنرمندان و مردم در باغ فردوس تهران (موزه سینما) برگزار شد.
حمیدرضا برقعی شاعر آیینی کشورمان در این مراسم شعرخوانی کرد. او غزلی درباره ایران خواند و شعری هم به ساحت مقدس امیرالمومنین تقدیم کرد.
متن شعری که دیشب برقعی برای ایران خواند به همراه فیلم آن را در زیر میبینید:
دوباره پرشده از عطر گیسویت شبستانم
دوباره عطر گیسویت، چقدر امشب پریشانم
کنارت چای مینوشم به قدر یک غزل خواندن
به قدری که نفس تازه کنم خیلی نمیمانم
کتاب کهنهای هستم پر از اندوه یا شاید
درختی خسته در اعماق جنگلهای گیلانم
رها بی شیله پیله روستایی سادۀ ساده
دوبیتیهای "باباطاهرم" عریان عریانم
شبی میخواستم شعری بگویم ناگهان در باد
صدای حملۀ چنگیز خان آمد... نمیدانم _
چه شد، اما زمین خوردم میان خاک و خون دیدم
در آتش خانهام میسوخت گفتم آه... دیوانم
چنان با خاک یکسان کرد از تبریز تا بم را
زمان لرزید از بالای میز افتاد لیوانم...
فراوان داغدیدنها، به مسلخ سر بریدنها
حجاب از سر کشیدنها، از این غمها فراوانم
شمال و درد "کوچکخان"، جنوب و زخم "دلواری"
به سینه داغدار کشتۀ حمام کاشانم
سکوت من پر از فریاد، یعنی جامع اضداد
منم من اخم سعدآباد و لبخند جمارانم
من آن خاکم، که همواره در اوج آسمان هستم
پر از "عباس بابایی"، پر از "عباس دورانم"
گرفته شعله با خون جوانانم حنابندان
که تهرانتر شود تهران، من آبادان ویرانم
صلاة ظهر تابستان، من و بوشهر و خوزستان
تو را لب تشنهایم از جان، کمی باران بنوشانم
سراغت را من از عیسی گرفتم، باز کن در را
منم من "روزبه" اما، پس از این با تو "سلمانم"
شکوه تخت جمشید اشک شد از چشم من افتاد
از آن وقتی که خاک پای سلطان خراسانم
اگر سلطان تویی دیگر ابایی نیست میگویم
که من یک شاعر درباریام، مداح سلطانم
{$sepehr_key_204062}
برقعی یک غزل دیگر هم به ساحت مقدس امام علی علیه السلام تقدیم کرد. در بخشی از این شعر میخوانیم:
ما اربعین «وَ اعْتَصِمُوا...» هستیم
دریای ماست معجزهی دوران
دریای ماست قطرهای از موعود
موعود ماست خاتمهی هجران
تا صبح دولتش بدمد آن روز
میگیرد این زمانه سر و سامان
ما عهد بستهایم جد اندر جد
هیهات اگر که بشکند این پیمان
تا مانده است نام علی جاوید
تا هست نام فاطمه جاویدان
منبع: تسنیم