به گزارش شهرآرانیوز، جنگ در اندیشه سیاسی و نظامی امیرالمؤمنین علی (ع) نه یک هدف برای توسعهطلبی، بلکه آخرین ابزار برای استقرار عدالت و رفع فتنه است. در نگاه ایشان، حتی در میدان پرآشوب نبرد که غریزه انتقام و خشونت به اوج میرسد، «اخلاق» حکمفرمایی میکند. نهجالبلاغه، بهویژه در عهدنامه مالک اشتر و نامههای نظامی به فرماندهان، چارچوبی را ترسیم میکند که امروز از آن به عنوان «حقوق بشردوستانه در جنگ» یاد میشود، اما با ریشههایی عمیقتر در توحید و کرامت انسانی. این گزارش به بررسی اصول انسانی در نبرد، نحوه انتخاب فرماندهان و مهار خشونت در سیره علوی میپردازد.
نخستین گام در رعایت اخلاق جنگ، انتخاب کارگزارانی است که قدرت خود را در راه کینه شخصی به کار نگیرند. امام علی (ع) در عهدنامه مالک اشتر، معیارهای دقیقی برای انتخاب فرماندهان نظامی تعیین میکنند. ایشان تأکید دارند که فرمانده باید کسی باشد که در برابر ناملایمات، سعه صدر داشته و «بطیء الغضب» (دیر خشم) باشد. از منظر امام، فرمانده ایدهآل کسی است که پوزش دشمن را بپذیرد، بر ناتوانان مهربان باشد و در برابر زورمندان، با صلابت بایستد. این انتخاب آگاهانه، تضمینکننده این است که ارتش اسلامی از جاده عدل خارج نشود. امام به مالک میفرمایند فرماندهی را برگزین که از همه خیرخواهتر برای خدا و رسول و امام باشد، پاکدامنتر و بردبارتر (أَفْضَلَهُمْ حِلْماً). در واقع، اخلاق در میدان جنگ از گزینش نیروی انسانی آغاز میشود؛ چرا که فرمانده تندخو و بیتدبیر، بزرگترین آسیب را به وجهه انسانی جهاد وارد میکند.
یکی از درخشانترین اصول اخلاقی در نهجالبلاغه که ریشه در آیات قرآن (لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدینَ) دارد، ممنوعیت آغازگری در نبرد است. امام در دستورات نظامی خود به لشکر (مانند نامه ۱۴ و ۱۲)، همواره تأکید میکردند که «لَا تُقَاتِلُوهُمْ حَتَّی یَبْدَءُوکُمْ»؛ یعنی هرگز با دشمن نبرد را آغاز نکنید مگر آنکه آنها شروع کنند. این اصل نه از روی ضعف، بلکه برای حفظ حجت الهی است. امام میفرمایند شما با این خویشتنداری، حجتی دیگر بر آنان دارید و اگر آنها شروع کنند، پیروزی شما اخلاقی و عادلانه خواهد بود. این رویکرد حتی در بحرانیترین لحظات جنگ صفین و جمل نیز دیده شد. امام ترجیح میدادند ساعتها و روزها صرف گفتگو و روشنگری شود تا شاید حتی یک نفر از سپاه دشمن به حقیقت بازگردد و خونی به ناحق ریخته نشود.
در منطق علوی، شکست دشمن به معنای مجوزی برای درندگی نیست. امام علی (ع) قواعد سختگیرانهای برای پس از فروپاشی صفوف دشمن وضع کردهاند. ایشان میفرمایند: «فَإِذَا کَانَتِ الْهَزِیمَةُ بِإِذْنِ اللَّهِ فَلَا تَقْتُلُوا مُدْبِراً»؛ اگر دشمن فرار کرد، او را نکشید. همچنین تأکید دارند که به مجروحان آسیب نرسانید (وَ لَا تُجْهِزُوا عَلَی جَرِیحٍ) و کسی را که در خانهاش را بسته و تسلیم شده، تعقیب نکنید. یکی از برجستهترین فرازهای اخلاق جنگ در سیره امام، نحوه برخورد با زنان است. امام میفرمایند حتی اگر زنان سپاه دشمن به شما دشنام دادند و به فرماندهان شما ناسزا گفتند، دست به سوی آنان دراز نکنید (فَلَا تَهِیجُوا النِّسَاءَ بِأَذًی)؛ چرا که آنان از نظر جسمی و روانی در فشار هستند و تعرض به آنان، مایه ننگ و پستی است. این نگاه، فراتر از کنوانسیونهای مدرن، به دنبال حفظ کرامت انسانی در سیاهترین لحظات حیات بشری است.
امام علی (ع) در عهدنامه مالک اشتر فصلی مفصل را به حقوق سربازان اختصاص دادهاند. ایشان معتقدند اگر نیازهای مادی و روانی سرباز تأمین نشود، او نمیتواند اخلاقمدار باقی بماند. امام به مالک دستور میدهند که با لشکریان چنان رفتار کن که گویی فرزندان تو هستند. رسیدگی به خانوادههای سربازان در غیاب آنها، فراهم کردن معیشت کافی و تقدیر از دلاوریهای آنان بدون در نظر گرفتن تبار و نژاد، از وظایف حاکم است. امام تأکید میکنند که ستایش مکرر از کارهای نیک سربازان، شجاعان را به پیشرفت و ترسوها را به شجاعت وا میدارد. این پیوند عاطفی میان حاکم و لشکر، باعث میشود که ارتش به جای آنکه ابزار سرکوب باشد، به «دژهای مستحکم مردم» (حُصُونُ الرَّعِیَّةِ) تبدیل شود.
{$sepehr_key_204623}
اخلاق جنگ در اسلام و نهجالبلاغه، محیط زیست و جسد دشمن را نیز در بر میگیرد. امام در وصیتهای خود پس از ضربت خوردن توسط ابنملجم و نیز در نامههای نظامی، از «مثله کردن» (بریدن اعضای بدن) به شدت نهی کردهاند، حتی اگر مقتول سگ هاری باشد. همچنین در سیره ایشان، بریدن درختان، مسموم کردن آبها و تخریب مزارع دشمن به عنوان روشهای جنگی به شدت منع شده است. این نشاندهنده آن است که از منظر امام، جنگ با «دشمن» است نه با «زندگی». هدف، از میان برداشتن مانع هدایت است، نه نابودی زمین و زمان.
قواعد جنگ در نهجالبلاغه بر پایه «عدالت فراگیر» استوار است. امام علی (ع) به ما میآموزند که در میانه کارزار، نباید خدا را فراموش کرد و نباید برای پیروزی، به هر پستی و ستمی تن داد. اگر فرماندهی بر اساس معیارهای علوی انتخاب شود، اگر آغازگری با دشمن نباشد و اگر حقوق ضعیفان و فراریان حفظ شود، آن نبرد «جهاد» نام میگیرد. این آموزهها به کارگزاران و پژوهشگران نشان میدهد که قدرت نظامی در نظام اسلامی، زمانی مشروعیت دارد که در خدمت امنیت مردم و تحت مهار اخلاق باشد. رضایت عمومی که امام بر آن تأکید دارند، حتی در دوران جنگ نیز از مسیر رعایت این اصول انسانی میگذرد؛ چرا که مردمی که شاهد عدالت حاکم حتی با دشمنانش هستند، وفاداریشان به نظام اسلامی دوچندان خواهد شد.
منبع: مهر