بارها او را در حاشیه بولوار هاشمیه، پرچم به دست دیده بودم. همچون بسیاری از مردم که در تمام این شبها حضور داشتند. مردمی که در همه حال، روزه دار، زیر باران، در سرما و در هر شرایطی، حضورشان را برای بودن در کف میدان دریغ نکردند. او نیز هر آنچه در توان داشت از مردم و هم وطنانش دریغ نمیکرد و با عبور هر خودرو میگفت: «ماشاءا... هم وطن، خداقوت.»
هودی صورتی رنگش و حضور ثابتش روبه روی مسجد هاشمیه، همان نقطه جذابی بود که میتوانست چهره او را در ذهنها از دیگران متمایز کند. با این حال یک ویژگی دیگری هم داشت که او را از همه متمایز میکرد.
آن هم گفتن جمله «ماشاءا... هم وطن، خداقوت» او همان طور که کنار بولوار میایستاد با پرچم کوچکی که در دست داشت و تکان میداد، خودروهای عبوری را با این جمله بدرقه میکرد.
سرنشینان خودروها نیز، چه آنهایی که پرچم داشتند و چه ساکنان محله و سایر شهروندان عبوری با شنیدن جمله کلیدی این دختر به وجد میآمدند. برخی با چراغ دادن تشکر میکردند، برخی در پاسخ میگفتند «ماشاءا... به همه» و برخی دیگر با تکان سر و لبخند، تشکر خود را نشان میدادند. محال بود کسی با شنیدن «ماشاءا... هم وطن، خداقوت» از سوی این دختر خانم، ذوق زده نشود.
چند شب بعد تعدادی از شهروندان به او ملحق شدند و با فاصلههایی مشابه، هم وطنان خود را با «ماشاءا... هم وطن، خداقوت» بدرقه میکردند.
برای اینکه در تمام لحظات قدردان هم باشیم، هزینه اش یک جمله محبت آمیز است «خداقوت.» با همین جمله حال خوب را به یکدیگر هدیه میدهیم. من به شما، شما به او، او به دیگری. به نظر باید آن قدر بگوییم تا رسم خداقوت مردمی شود.
{$sepehr_key_205371}
اگر منصفانه خودمان را قضاوت کنیم، میفهمیم که چقدر زیاد «خداقوت هم وطن» به یکدیگر بدهکاریم. وقتی نانوا، نان خوب پخت، نگفتیم خداقوت. وقتی راننده اتوبوس، با آنکه قصد خروج از ایستگاه را داشت، اما دویدن ما را از آینه اتوبوس و با فاصله چندمتری از ایستگاه دید و با مکثی کوتاه توقف کرد تا به ایستگاه برسیم و سوار اتوبوس شویم، نگفتیم خداقوت.
به پاکبان محله که گاه و بیگاه در کوچه او را دیدیم نیز خیلی «خداقوت» بدهکاریم. به معلمی که با صبر و حوصله به دانش آموزانش درس میدهد و آینده سازان فردا را تربیت میکند یا پرستاری که شبانه روز در بیمارستانها به بیماران رسیدگی میکند و آرامش بخش دردهاست، خداقوت بدهکاریم. حتی به کودکی که نقاشی زیبایی کشیده و لبخند بر لبانمان مینشاند، میتوانیم بگوییم خداقوت.
یک «خداقوت» ساده میتواند انگیزه بخش باشد و دلگرمی دهنده. جای دوری نمیرود اگر در قدردانی از یکدیگر سخاوتمند باشیم و «خداقوت» را به رسم همیشگی خود تبدیل کنیم.