نقد دستگاه دیپلماسی نیازمند درک عمیق از میدان جنگ

امروز، ایران نه‌تنها در خیابان و میدان نبرد، بلکه در عرصه دیپلماسی نیز دست برتر را در اختیار دارد. این برتری، حاصل درک عمیق از ماهیت واقعی جنگ و گفت‌و‌گو‌ست. کسانی که به عملکرد دیپلماسی نقد دارند، بخشی از این نقد درست است، اما بخش بزرگی از آن نادرست است؛ چرا‌که بسیاری از این منتقدان، اطلاعات و بینش کافی نسبت به عمق میدان جنگ در عرصه دیپلماسی ندارند.

جنگ بخشی از مذاکره و مذاکره نیز بخشی از جنگ است. زمانی که جنگ تحمیلی علیه ایران رخ داد، در‌حقیقت به صورت عملیاتی و نظامی «گفت‌و‌گو» کردیم تا به دشمن بفهمانیم که محاسبات او غلط است و باید به مواضع بحق ما تن بدهد. اگر دشمن تن داد، به مرحله گفت‌و‌گو و توافق می‌رویم؛ اگر نه، مجدد به صحنه نظامی بازخواهیم گشت. 

از‌این‌رو امروز، کسانی که رویکرد شکاف بین مسئولان را مطرح و عملکرد برخی را نقد می‌کنند، مانند افرادی هستند که فیلمی را از ابتدا ندیده‌اند، وسط داستان وارد شده‌اند. آنها نه‌تنها به پایان ماجرا دسترسی ندارند، بلکه فاقد درک عمیق از واقعیت‌های میدان هستند و به‌جای بررسی داده‌های واقعی، درگیر شایعات فضای مجازی شده‌اند. 

در فضای حقیقی، غربی‌ها اعتراف کرده‌اند که ایران به سلاحی فراتر از بمب اتمی دست یافته است: «کنترل بر تنگه هرمز». این اهرم، اقتصاد جهان را در دستان خود دارد و حقیقت این است که ایران سلاحی حتی قدرتمندتر از این نیز در اختیار دارد که هنوز به‌طور‌رسمی رونمایی نشده است: تسلط استراتژیک بر تنگه باب‌المندب؛ این ۲ نقطه استراتژیک، ایران را به پیروز واقعی این جنگ تبدیل کرده‌اند. حتی اگر توافق آتش‌بس به پایان برسد، تصمیم‌گیرنده نهایی ایران است که تعیین می‌کند بجنگد یا خیر. در مقابل، آمریکا در موقعیتی قرار دارد که باید انتخاب کند: تسلیم اراده ایران شود یا به جنگ ادامه دهد که نتیجه‌ای جز شکست ندارد.

{$sepehr_key_205685}

رسانه‌های مکتوب، دیجیتال و به‌ویژه رسانه ملی، در‌حال‌حاضر عملکردی عالی دارند و مردم را لحظه‌به‌لحظه از تحولات جنگ آگاه می‌کنند. جنگ امروز، جنگی دقیقه‌به‌دقیقه و ثانیه‌به‌ثانیه است؛ بنابراین تحلیل و نتیجه‌گیری باید بر اساس همین تحولات زنده و لحظه‌ای باشد. نمی‌توان با نادیده‌گرفتن اطلاعات فعلی و تکیه بر داده‌های قدیمی یا فرضیات نادرست، اوضاع را تحلیل کرد.

با این وصف، باید دقیق فکر کرد و شجاعانه تصمیم گرفت. این اراده قوی اکنون در «اتاق جنگ» ایران وجود دارد و دنیا این پیام را به‌خوبی دریافت کرده که دست ایران همچنان بر ماشه است. دیپلمات‌های ما نیز با میدان هماهنگ هستند و از همه مهم‌تر، آمادگی مردم در کف میدان وجود دارد که اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد و مانع از خروج بدون توفیق در این نبرد می‌شود. این اتحاد میان اراده سیاسی، دیپلماسی هوشمند و حضور مردمی، ضامن نهایی پیروزی ایران است.